پاسخ : بازی با اشعار عاشقی بدترین گناهت بود بی گناهی خیال خامت بود این گناهی که با دلت کردی پاسخش طعم تلخ کامت بود نفر بعدی با طعم
پاسخ : بازی با اشعار طعم شور اشکهایم گاه شیرین می شود چشمهایم عاشق باران دیرین می شود در هوایی حاصل از این ریزش بی مدعا من معبر میشوم دل ابن سیرین می شود مثل اینکه من بعد شما پاسخ دادم ...
پاسخ : بازی با اشعار بارون (باران) میاد شر شر پشت خونه هاجر هاجر عروسی داره دم خروسی داره ---------------- بارون میادنم نم پشت خونه عمه م عمه م عروسی داره دم خروسی داره (با تشکر از توتیا در باران)
پاسخ : بازی با اشعار کاش میشد عاشقی آسان شود بد شدن چون درد بی درمان شود کاش میشد بی وفایی سخت بود هر که بودش بی وفا بد بخت بود آری آری صبر گر داری شود با گذشت روزگاری میشود میشود با عشق چندی سخت زیست جز کنار عشق خود خوشبخت کیست؟ مردمان را بین و درس دوستی را کن ز بر هر چه میکردند تو برعکس مردم کن پسر از زمانی که جدا شد راه عشق و راه نان نان گزیدند و رها کردند خوبی مردمان نان نخواهد دل بدون دلبرش نان دل ،درمان دل، دل، در برش در کنار یار ماندن عاشقیست عاشقی جز در کنار یار نیست چون بسی چون من زنند از عشق لاف هر که دیدی نقش زد نقشش مباف ادعای عشق گر دارد کسی حرف او باشد دروغ نارسی عاشقی دیدم کنار ماه خود خندان و شاد جرعه جرعه خورد از جامی بزرگ و سر گشاد گفت :"به به ! این شراب ناب انگور است این! مستی افزا باشد و شیرین به سان انگبین!" کافری روزی برای امتحان گفت نوشم جرعه ای از جام آن چون به نزدیک لبش آورد جام تلخ شد چون زهر از آن جام، کام شد خراب از بوی گندش حال او شد حزین و شد سیه احوال او بعد از آن کافر شدش شاعر برای دیگران شعرها گفتش ز زهر عشق و تلخیهای آن آن بود عاشق به روی ماهتاب که عسل نوشد ز جام زهر ناب پس خدا عاشق کنم تا عاشقی آسان شود بی وفا بودن برایم درد بی درمان شود... نفر بعدی با عسل
پاسخ : بازی با اشعار سرد شده هوا ولی، گرم شدم کنار تو پوشش دست های من، گرمی اعتبار تو نرم و لطیف و پف پفی، ناز و قشنگ و با کلاس کاپشن با وفای من ،مردم از انتظار تو:tongue0013: نفر بعدی با کاپشن
پاسخ : بازی با اشعار در انتظار چيستي؟ نشسته اي تا كدامين معجزه رخ دادني شود؟ بر خيـز... معجزه يعني تو... معجزه يعني مـن... معجزه يعني ماچشم درچشم، دست در دست هنوز هم مي شود خوش بود!مي شود تا ته دنيا فقط خوشبخت بـود!!!!!باداشتن یه کاپیشن:happy0199: با معجزه
پاسخ : بازی با اشعار دستم از پشت شانه ات رد شد، روی سر شانه ات گرفت آرام کاپشن روی شانه هایم بود، می کند گرمیش تو را هم رام دست تو روی پای من افتاد، تکیه دادی به من بدون کلام معجزه نیست این که هر دویمان، ناگهان ، هم زمان، سلام، سلام نفر بعدی با هم زمان