آهنگ: آخرین معشوق با من بگو از عشق ، ای آخرین معشوق ، که برای رسوايی دنبال بهونه ام با بوسه ی آروم ، خوابم رو دزدیدی ، تو شدی تعبیر رویای شبونه ام من تو نگاه تو ، دنیامو می بینم ، فردای شیرینم نازنین من چشمای تو افسانه نیست ، که تموم خواب و خیالم بود تقدیر من عشق تو شد ، که همیشه فکر محالم بود شب های تنهایی هم رنگ گیسوته ، آغوشتو وا کن بانوی مهتابی دلواپسی هامو با ی کم کن ، که تویی پایان تردید و بی تابی من تو نگاه تو ، دنیامو می بینم ، فردای شیرینم نازنین من چشمای تو افسانه نیست ، که تموم خواب و خیالم بود تقدیر من عشق تو شد ، که همیشه فکر محالم بود چشمای تو افسانه نیست ، که تموم خواب و خیالم بود تقدیر من عشق تو شد ، که همیشه فکر محالم بود چشمای تو افسانه نیست ، که تموم خواب و خیالم بود تقدیر من عشق تو شد ، که همیشه فکر محالم بود چشمای تو افسانه نیست ، که تموم خواب و خیالم بود