تاريخچه مجسمهسازي به اولين ساختههاي دست بشر برميگردد؛ يعني انسانهاي نخستين كه شروع كردند به ساختن ظروف مستعمل و دريافتند اين ظروف لازم است زيبا هم باشد. آنها به ظروف علاوه بر آنكه جنبه كاربري داشت، اشكال تصويري دادند كه فرمهاي اوليه مجسمه را هم داشت. به تدريج هنرمندان بزرگ در ساخت تنديسها و نقاشيهايشان از هنر سفال ايراني الهام گرفتند و اين در طول تاريخ بارور شد؛ تا پيداش حكومتهاي بزرگي چون يونان و روم كه با توجه به فلسفه اعتقادي كه داشتند. به عنوان مثال در يونان پرستش خدايان المپ، به ساخت تنديس و مجسمه روي آوردند و اين هنر رايج شد و مجسمه به شكل بت ستايش شد. در اسلام، جهاد ابراهيمي بود كه بتها شكسته شد و در طول تاريخ اينگونه تلقي شد كه مبادا مجسمهها به عنوان بت ستايش شود. اين امر باعث شد كه ساخت مجسمههاي واقعگرايانه در ايران متروك شود؛ هر چند در عصر فعلي اين منع تاريخي تا حدود زيادي برداشته شده است. چون تفكر امروزي ديگر مجسمه را به عنوان بت تلقي نميكند و مردم به وحدانيت رسيدهاند. مهران صدرالسادات - مسؤول اداره هنرهاي تجسمي فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي ـ در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با انتقاد از تفكر موجود نسبت به هنر مجسمهسازي گفت: مجسمهسازي ساخت مشاهيرسازي كه در واقع نوعي هنر دروغين است، نميتواند باشد و ما از گذشتههاي دور تا سالهاي اخير در مورد اين هنر راه خطا رفتهايم. وي افزود: تعريف مشاهير در يك شكل مادي و ظاهري كه كاملا تصنعي ميباشد، درست نيست. او معتقد است: ميتوان عمق افكار انديشمندان و بزرگان را در قالب اشكال سه بعدي نشان داد و با استفاده از طرحهاي نمادين كه بيانگر مفاهيم و سمبولي از آن شخصيت ميباشد، عرضه كرد. اين هنرمند و نقاش مشهدي تصريح كرد: چون مجسمهاي كه بخواهد شكل رئاليستي و واقعگرايي داشته باشد، به لحاظ شرعي منع شده است، استفاده از اشكال نمادين و سمبوليك (كه هيچ منع شرعي نميتواند داشته باشد) كه از نظر فرهنگي پذيرفته است، ميتواند با تحولات هنر معاصر در جهان خارج همگام باشد. وي گفت: ساخت تنديسها و مجسمههاي رئاليستي مربوط به قرون گذشته است و حتا در جهان خارج هم كنار گذاشته شده است. از طرفي ما نميتوانيم در اين زمينه قدرت هنرمنداني چون ميكلانژ و... را داشته باشيم؛ چون آنها در يك پروسه تاريخي اين كار را انجام دادهاند. او اضافه كرد :اين امر در اوج دوره رنسانس قرن 15 كه در حال حاضر 500 سال از آن زمان ميگذرد اتفاق افتاد و ما حداقل از نظر تاريخ هنر مجسمه سازي دوهزار سال عقبيم؛ يعني ما در طول تاريخ تمدن كشورمان، 8 مجسمه معروف با جنبه واقع گرايي نداريم. وي يادآور شد: با اين وجود الگو بودن شيوه واقعگرايي و ساخت تصنعي از شخصيتهاي تاريخي علاوه بر اينكه شيوه مردودي است، از نظر منتقدان و مورخان هنري هم به لحاظ تكنيكي چون فاقد سابقه و پيشينه هنري در اين زمينه هستيم، غير قابل قبول است. او با تاكيد بر اينكه ما ميتوانيم هنر ناب مجسمهسازي را در كشورمان احيا كنيم، گفت: ايرانيان قبل از اسلام به وحدانيت قائل بودند و هيچ گاه در فرهنگ ما ستايش خدايان رايج نبوده، ولي در فرهنگ غرب آنان خدايان را در صور انساني تجسم ميكردند؛ لذا مجسمههايشان را ميساختند. صدرالسادات با اذعان بر اين كه ميتوان با بهكارگيري نيروهاي تربيت شده خلاق و جوان كه به المانهاي شهري آشنا هستند، فضاي شهر را زيبا ساخت، گفت: نبايد هر تنديس و يادمان در سطح شهر نصب شود و با مخدوش كردن ذهن مردم نوعي بدسليقگي را بر ذهن عوام اشاعه داد. وي افزود: بر اساس قانون اگر قرار باشد در هر شهري يك تنديس در يك ميدان يا فضاي شهر نصب شود. ميبايد قبل از اجرا، طرح و ماكت آن به شوراي متشكل از كارشناسان فني در تهران ارسال شود؛ تا بعد از رويت طرح، اعلام نظر صورت گيرد كه متاسفانه اين كار صورت نميگيرد. وي گفت: گويي در هر منطقهاي ماملوك الطوايفي داريم كه هر كس بخواهد ميتواند اين كار را خودش انجام دهد. اين هنرمند با بيان اينكه چرا نميخواهيم از نظرهاي تخصصي و كارشناسانه استفاده كنيم، گفت: مساله زيباسازي شهر تنها مساله استتيك نيست، بلكه يك مساله فرهنگي است. وي يادآور شد: دستورالعمل نحوه نظارت بر انتخاب، ساخت و نصب مجسمه يا يادمان در ميادين و اماكن عمومي، مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است و تمام مسوولين شهري بايد طبق اين آئين نامه، ضوابط اجرايي را رعايت كنند. مهران صدرالسادات، مجسمه، تنديس و يادمان را مكمل زيبايي شهري دانست و گفت: امروزه در شهرسازي، فضاهاي شهري بايد بهوسيله اين طرحهاي حجمي زيباسازي شود و ما نميتوانيم اينها را از معماري شهري جدا كنيم. وي زيباسازي شهري را يك اولويت دانست و گفت: بايد منظر و سيماي شهر به گونهاي باشد كه مردم از تماشاي طرحهاي حجمي لذت ببرند و از نظر بصري برايشان نيرو بخش باشد. مسؤول هنرهاي تجسمي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي با بيان اينكه يك طرح حجمي ميتواند شناسنامه آن شهر باشد، گفت: طرح حجمي ميدان آزادي تهران به صورت نماد شهر تهران در آمده است كه ميتوان اين نماد را در شهر مشهد با احداث يك طرح حجمي يا يادماني كه بيانگر بعد ديني - ملي و مذهبي شهرستان مشهد است، نيز تحقق بخشيد.