1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مقالات کشاورزی

شروع موضوع توسط MiTra ‏6/7/11 در انجمن کشاورزی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی



    بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight:

    تاریخچه و مناطق انتشار:
    این بیماری اولین بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی وارد می نماید. (زمستان 1343).
    در ایران اولین بار اسفندیاری در سال 1375 این بیماری را روی درختان میوه هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است . بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی زیاد ا ست (اشکان ،‌اسدی 1350، ارشاد 1356)
    در ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد آلو می باشد.

    اهمیت بیماری :
    بیماری غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی محصول زرد آلو معادل 224 میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی 1350)
     
  2. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی



    علائم بیماری

    زرد آلو ، هلو،‌گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است. سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می گیرند.
    در زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان بندرت مبتلا می شوند.
    الف-نشانه های غربالی روی برگ: حالت غربالی و سوراخ شدن برگها مشخص ترین و فراوانترین علائم بیماری است. در زرد آلو علائم بیماری همزمان با موقعی که جوانه های برگ باز میشود و هنوز برگ شکل و اندازه و حتی رنگ طبیعی بخود نگرفته بصورت لکه های گرد که در ابتدا برنگ قرمز متمایل به بنفش و در وسط تیره تر است بروز می کند. بتدریج این لکه های کوچک بزرگتر شده و از وسط شروع به خشک شدن نموده و برنگ قهوه ای در می آیند در این حالت حاشیه لکه ها بسیار مشخص و اغلب قهوه ای تیره می باشد. در این مرحله پیشروی لکه ها متوقف می شود و بتدریج بافت مرده برگ از نسج زنده به طریق پاره شدن پارانشیم وبشره جدا می گردد. به محض اینکه این پارگی کامل شد قسمت داخلی جدا شده و می افتد و در نتیجه سوراخی در پهنگ برگ ایجاد می شود که پیرامون آن یک نوار چوب پنبه ای قهوه ای کشیده شده است. شکل سوراخها معمولاً دایره ای بیضی و گاهی اشکال غیر هندسی و نامنظم می باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگی از ته سنجان تا قطر 6 میلیمتر و گاهی بیشتر تغییر می کند ولی لکه های دایره ای شکل معمولاً 4 تا 5 میلیمتر هستند. گهگاهی چند تا از لکه های بیماری بهم پیوسته و سوراخهای بزرگ و بیشکل بوجود می آیند که ممکن است با حشره خوردگی اشتباه شود.
    این حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت سوراخهای منفرد ، ‌ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد.
    در هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است.
    لکه ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها در آلو بزرگتر است.
     
  3. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی



    ظهور علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 میلیمتر متغییر است و از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری غربالی نبوده بلکه

    قارچهایی مثل:
    Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali
    باکتریهایی از قبیل :
    Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum
    و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه بوجود می آورند.
    ب-نشانه های غربالی روی میوه :
    میوه زرد آلو ،‌گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند
    علایم روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد.
    روی میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد. در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است, تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،‌منجر به ریزش آنها می گردد بهمین جهت حدود 5 درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی از مخرب ترین حالات خسارت بیماریست.
    نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود:
    الف) میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند , میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد.
    ب) وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی 1350).
    علایم روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها 5 تا 6 میلیمتر است.
    روی میوه آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،‌فرو رفتگی پیدا کند.
    ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها :
    علائم این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد.
    سرشاخه های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند است.
    غربالی روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد. این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد . معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 میلیمتر می رسد پیدایش این زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،‌بسیاری از جوانه های گل و برگ و سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است.
    سرشاخه های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین 3 تا 4 میلیمتر تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به 6-7 میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود . معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود.
    شانکرهای غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی1350) .
     
  4. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی



    عامل بیماری : قارچ
    Stigmina carpophila - Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-)
    این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است.
    اندامهای رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود.
    اندامهای زادآوری قارچ اسپورودوکیوم نام دارد که در زیر کوتیکول یا اپیدرم اندامهای آلوده تشکیل می شود. کنیدها تیره به رنگ سبز زیتونی متمایل به قهوه ای 3 تا 5 سلولی ، کمی خمیده و دو سر گرد می باشد.

    چرخه بیماری :

    قارچ عامل بیماری غربالی ،‌زمستان و همچنین سایر مواقع نامساعد را به صورت ریسه ، استروما و کنیدی در جوانه های آلوده و یا زخمهای روی سرشاخه ها به سر می برد . کنیدیها به صورت آزاد و یا چسبیده به توده های صمغ مترشحه از زخمها و یا در استروما خود را از سرما و یا سایر شرایط نامساعد حفظ کرده و از سالی به سال دیگر باقی می ماند عامل بیماری در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ریسه ،‌در زخم سرشاخه ها و جوانه های آلوده به سر می برد. ریسه هائیکه در شانکرها و یا جوانه های درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرایط جوی تولید کنیدی می کند . کنیدیها به وسیله باران و باد پخش شده و روی میوه و برگها قرار می گیرند. تولید کنیدی در دمای 9 درجه سانتیگراد شروع و در حرارت 19 الی 23 درجه سانتی گراد به اوج میرسد. چنانچه هوا مرطوب و بارانی باشد کنیدیها به محض رهائی جوانه زده و تولید آلودگی می نمایند. بهمین جهت در سالهایی که پائیز آن ملایم و میزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده می شوند وو منبعی برای آلودگیهای بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقیم و یا از روزنه ها وارد بافت گیاه می گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگی برگ بادام به طریق نفوذ مستقیم لوله تندشی در کوتیکول اتفاق می افتد بازتاب و واکنش هائیکه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق می افتد عبارتست از افزایش اندازه سلولها درمزوفیل سالم مجاور نسج منهدم شده که منجر به انسداد فضای بین سلولی و در نتیجه ظهور یک خط لهیدگی و هم چنین چوبی شدن و پیدایش سلولهایی داخل این ناحیه می گردد. در این حالت اگر رطوبت زیاد و برگها نسبتاً جوان باشند ،‌بریدگی اپیدرم در دو سطح برگ پیدا شده و تیغه های بین جدار سلولهای خارج ناحیه چوبی شده حل شده و قرص آلوده می افتد. سلولهای ناحیه مریستم معمولاً سعی می کنند بریدگی را ترمیم نمایند . دوره کمون بیماری از 3 الی 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغییر می کند.درجه حرارت مناسب برای رشد قارچ 19 درجه سانتیگراد است.(اشکان و اسدی 1350)قارچ عامل بیماری انگل اختیاری بوده و روی محیط غذایی مصنوعی می توان آن را کشت داد.از لکه های برگ مخصوصاًوقتی مسن باشد، جدا کردن قارچ مشکل است ولی از لکه های روی میوه زردآلوجدا سازی عامل بیماری به سهولت انجام می شود.
    باران برای جوانه زدن کنیدیها ضرورت دارد. از لحاظ انتشار عامل بیماری، باران کنیدیها را از لابه لای فلسهای جوانه ها و شاخه های مریض شسته و از قسمتهای بالای درخت به قسمت پائین منتقل می نماید و بدین لحاظ است که قسمت پائینی درخت شدیدتر آلوده می باشد. کنیدی برای جوانه زدن احتیاج به یک غشاء نازکی از رطوبت که اطرافش را بگیرد دارد و تحت اثر این رطوبت است که کنیدی می تواند تندش پیدا کرده و لوله ای از خود خارج ساخته و در نسج نبات نفوذ کند لذا از این نکته نتیجه گرفته می شود که در هوای خشک به هیچ وجه بیماری به وسیله این قارچ ایجاد نمی گردد .

    کنترل :
    از بین بردن کنیدیهای قارچ در قسمتهای آلوده درخت با مواد شیمیایی هیچ گاه با موفقیت قطعی توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شیمیایی، بیماری کنترل و از شدت خسارت آن کاسته شده است.
    در مورد این بیماری سمپاشیهای پیشگیری کننده کاملاً مؤثر بوده است. پروفسور R.E.Smith در سال 1906 محلول بردو(10-10-100)به منظور مبارزه با قارچ عامل بیماری غربالی به کار برد و از آلودگی جدید به طور کامل جلوگیری کرد ولی در بعضی از درختان به رشد و نمو درخت صدمه وارد شد(اثرات سوزانندگی مس)به عقیده دکتر Smith شرط موفقیت در مبارزه شیمیایی، انتخاب موقع سمپاشی است که باید بلافاصله قبل و یا بعد از بارانهای متعدد اواخر پائیز تا اوایل بهار صورت گیرد.
    ـ تجربیات پروفسور E.E. Wilson در کالیفرنیا در مبارزه با بیماری غربالی با محلول بردو را دلخواه و مطلوب نشان داده است زیرا این سم می تواند کنیدی قارچ را به خوبی کشته و دوام خوبی در مقابل شستشوی باران و سایر عوامل جوی نشان می دهد. در حدود4/1 مس مصرف شده در محلول بردو که در پائیز به درختان پاشیده شده در بهار روی ساقه ها اندازه گیری شده است.سمپاشیهای پائیزه از آلوده شدن جوانه های خواب در طول فصل پائیز و زمستان جلوگیری می کند. تحقیقات و مطالعات زیادی در استرالیا و ایالت کالیفرنیا درباره موقع مبارزه به عمل آمده و به این نتیجه رسیده اند که برای جلوگیری از آلودگی میوه و برگ موقعی که شکوفه از جوانه های خواب زمستانی بیرون آمده ولی هنوز گلبرگها باز نشده اند باید سمپاشی نمود.گاهی اوقات هم سمپاشی دوم بهار بلافاصله پس از ریختن گلبرگها لازم می شود.
    در نروژ برای مبارزه از محلول بردو(8-8-100)و یا(4-3-100) قبل از گل کردن و بعد از گل کردن درختان استفاده می شود.
    اشکان و اسدی(1350)،آزمایش های متعددی در امر مبارزه شیمیایی علیه بیماری غربالی انجام داده اند که به اختصار شرح داده می شود:
    از میان قارچکش های آزمایش شده کاپتان(ارتوساید 50)، ملپرکس، پولیرام و لوناکول که برای سمپاشی بهاره به کار رفته است، قارچکش کاپتان برای مبارزه با بیماری غربالی بهترین است.کاپتان نه تنها در جلوگیری از بیماری مؤثر است بلکه برگ و مخصوصاً میوه های درختانی که با آن سمپاشی شده اند شفافیت و جلای خاصی پیدا می کند.بهترین نتیجه از سمپاشی موقعی حاصل می شود که درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بیدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوی 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با کاپتان 3 در هزار سمپاشی شود که اولین سمپاشی بهاره بلافاصله بعد از ریزش گلبرگها و در سمپاشی به فاصله 14 روز از همدیگر توصیه می گردد سمپاشی با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه یکی در پائیز پس از ریزش برگها و دیگری در اسفند ماه قبل از بیدار شدن درختها صورت گیرد و بدین ترتیب می توان سمپاشی بهاره را تا حتی 1 مرتبه هم تقلیل داد.

    مبارزه بیولوژیک:
    بررسی حالت تضاد قارچهای ساپروفیت با عامل بیماری غربالی زردآلو مشاهده گردید که در میکوفلور اندامهای هوایی درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers دارای حالت تضاد با عامل بیماری غربالی است.با استفاده از این پدیده ممکن است از قارچ viride T.در مبارزه بیولوژیک علیه بیماری غربالی درختان زردآلو در باغات میوه استفاده نمود.
     
  5. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی

    گموز‌‌ ‌‌مركبات Citrus gummosis

    بيماري گموز Gummosis يا پوسيدگي طوقه‌ و ريشه Root-rot درختان مركبات اولين بار در سال1834 ازآسور گزارش گرديده است. در ايران بيماري اولين بار در سال 1320 گزارش شده و در مناطق شمالي و جنوبي كشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.

    عامل بيماري:
    عامل بيماري در بيشتر مناطق ايران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica مي‌باشد. قارچ Phytophthora ازقارچهاي كاذب Oomycetes است كه فرم جنسي آن بصورت oospore است. قارچ داراي تيپهاي متفاوت وهتروتاليك است. اما‌ زمستانگذراني بوسيله ااسپور وكلاميدسپور مي‌باشد.

    علائم بيماري :
    علائم بيماري بروي طوقه در ابتدا به صورت لكه كوچك قهوه‌اي ظاهر شده كه خيلي نامشخص است وبه تدريج گسترش يافته وجهت پخش آن به طرف بالا است وبه صورت بيضي در مي‌آيد وآوندهاي آبكش را از بين مي‌برد. در محل آلودگي مركبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد ديگر مورد حمله ريشه است؛ كه اغلب لهيدگي وسياه شدن ريشه را در پي دارد. در بارندگي شديد ميوه نيز بر اثر حمله قارچ دچار آسيب مي‌شود.


    كنترل: شامل پيشگيري ومعالجه مي‌باشد.
    پيشگيري :
    1- انتخاب پايه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگي، ليموترش، ليموشيرين، بكرائي و ترنج از جمله ارقام حساس مي‌باشد. نارنج (به تريستيزا حساس) ونارنج پونسيروس تريفولياتا (به اگزوكورتيس حساس) به بيماري گموز مقاومند.
    2- محل پيوندك بايد 30-15 سانتيمتر از خاك فاصله داشته باشد.
    3- حذف علفهاي هرز از دور طوقه
    4- خوداري از ايجاد زخم اطراف طوقه
    5- جلوگيري از جمع شدن آب دور طوقه درخت
    6- ضدعفوني ريشه توسط محلول بردو 3 درهزار
    7- خريد نهال سالم از خزانه
    8- بايد دقت شود در حين پيوندزني قطراتي از آب يا ذره‌اي ازخاك باغ بين پايه وپيوندك قرار نگيرد.
    9- فواصل بين درختان حفظ شود
    10- اگر پوسيدگي بيشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد بايد درخت آلوده را قطع كرد.

    معالجه:
    ابتدا خاك دور طوقه درخت مبتلا را كنار زده واز رسيدن آب به آن جلوگيري به عمل آورد. درخت مبتلا بايد جداگانه آبياري شود. نقطه پوسيده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اوليه پيشرفته است با يك چاقوي تيز پوست محل را تراشيده تا به بافت زنده برسيم آنگاه به وسيله محلول يك درصد پرمنگنات پتاسيم و يا مخلوط بردو و يا ارتوسايد و كوپراويت به ميزان يك در هزار ضدعفوني سطحي مي‌كنيم وپس از دو هفته محل را با چسب باغباني مي‌پوشانيم.

    طرز تهيه محلول بردو يك درصد:
    كات كبود يا( سولفات مس) 200 گرم، آهك زنده200 گرم، آب20 ليتر

    طرز تهيه محلول بردو براي ضدعفوني ريشه‌ها قبل از كاشت:
    كات‌كبود 70 گرم، آهك زنده 70 گرم، آب 20 ليتر
     
  6. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی

    فتیله نارنجی ( سیتوسپورا ) Valsa or Cytospora canker

    این بیماری شانکری گسترش جهانی داشته و از این بیماری های که ایجاد شانکر میکنند بیشترین گونه های گیاهی را مبتلا می سازد ، این پاتوژن چندین گونه دارد و طبق گزارشات انجام شده بیش از 70 نوع درخت میوه ، درختان جنگله و سایه دار و از انواع بوته ها و مخروطیان بوسیله گونه های این پاتوژن مورد حمله قرار می گیرند . چون قارچ گونه Valsa اغلب به فرم غیر جنسی یعنی Cytospora sp. دیده میشود و بنابراین بیماری به نام " شانکر سیتوسپورا" نامیده میشود .
    بیشترین خسارت این بیماری در درختان هلو و سایر درختان میوه هسته دار و نیز در سیب و گلابی و تبریزی و بید می باشد ولی اغلب در خیلی از درختان سایه دار و جنگلی نیز مهم می باشد . در واقع کمتر باغی از صدمات این بیماری در امان می ماند .در خیلی از درختان صدمات ناشی از شانکر در تنه اصلی یا شاخه ها بسیار زیاد است . شاخه های آلوده درختان بیمار در اثر وزش باد به علت سنگینی بار میوه اغلب می ***ند . شدیدترین صدمه بیماری در درختانی است که در اثر شرایط نا مساعد طبیعی ضعیف گشته اند . این قارچ اغلب بصورت گندرو در پوست مرده درخت زندگی می کند ولی با ضعیف شدن درخت قارچ به حالت انگلی در می آید . اما وجود قارچ سیتوسپورا روی یک شاخه مرده دلیل مرگ شاخه در اثر قارچ مزبور نیست .
    آلودگی شاخه های کوچک سبب مرگ سرشاخه ها گشته بدون اینکه شانکر بروز کند . شانکرها روی تنه و شاخه های بزرگ درخت بوجود می آیند . در ابتدا شانکر بشکل بافت مرده دایره ای شکل دایره ای شکل دیده می شود . محل آلوده قهوه ای رنگ و فرو رفته می شود و اغلب بافت کالوس برآمده در اطراف شانکر ایجاد می شود در بعضی از میزبان ها ، بخصوص در درختان میوه هسته دار پوست بیمار داخلی تیره رنگ گشته و بو می گیرد و صمغ زیادی از بافت مرده ترشح می شود . در محل شانکر بعداً پوست چروکیده گشته و از چوب زیرین و پوست سالم اطراف جدا می شود . پیکنیدهای کوچک و جوش مانند قارچ روی پوست مرده محل شانکر ظاهر می شوند . و بعداً پوست چروکیده شده و ممکن است بصورت ورقه ای کنده شده و چوب مرده زیرین را در معرض هوا قرار می دهد . اندازه شانکرها سال به سال بزرگتر شده و بشکل تورم های بدشکل در می آیند . در نتیجه رشد شانکرها و احاطه دور تا دور شاخه ، خیلی از شاخه ها می میرند .
    شانکرهای سیتوسپورا در اثر آلودگی بوسیله کنیدی قارچ ایجاد می شوند . مرحله پریتس بندرت تشکیل می شود . کنیدی ها در داخل پیکنید به وجود می آیند . پیکنیدها دارای فرو رفتگی های زیادی است که همه آنها به یک روزنه منتهی می شوند . اسپورها کوچک ، بیرنگ ، یک سلولی و کمی خمیده هستند . این پیکنیوسپورها در داخل یک ماده ژلاتینی تشکیل شده اند که در هوای مرطوب لعاب ژلاتینی آب بخود جذب کرده ، متورم شده و توده اسپورها بشکل ستونک مارپیچ لعابی از روزنه پیکنید خارج می شود . در هوای مرطوب و در عدم بارندگی توده اسپورها به شکل فتیله نارنجی رنگی از پیکنید خارج شده و در محل شانکر ممکن است خشک شده و در آنجا باقی بماند . آلودگی معمولا در پاییز یا زمستان صورت می گیرد ولی در درختان ضعیف آلودگی در طول فصول رشد گیاه نیز ممکن است . قارچ از راه زخمهای مختلف وارد بافت گیاه می شود . قارچ در پوست مرده مستقر می شود و به داخل لایه های خارجی چوب نبز رشد می کند .
    هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری به عمل آورد ، در پیشگیری از بیماری موثر است . در موقع هرس درختان بایستی توجه داشت که از ایجاد زخمهای بزرگ که بهترین راه برای نفوذ قارچ است ، جلوگیری بشود . شاخه های آلوده و شانکرهای که ممکن است به وجود آید هرچه زود تر بایستی آنها را برید و منهدم ساخت .
     
  7. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی



    گلابی

    Pyrus communis


    گونه های گلابی، عموماً در درختان و جنگلهای آسیای مرکزی و جنوب غربی، به وفور یافت می شوند. گلابی های نیایی، Pyrus communis، در جنگلهای بخشهایی از آسیای مرکزی و جنوب غربی، به صورت جنگلی و خودرو رشد می کنند. میوه های جنگلی P. communis، همانند اکثر گونه های جنگلی، خوراکی نمی باشند، آنها کوچک، ریگ دار، سفت و سخت، تند و ترش مزه می باشند. سایر گونه ها مانند P. nivalis گلابی برفی، و P. serotina گلابی آسیایی، گمان می رفت که بطور طبیعی با P. communis پیوند زده شوند تا فورم های اولیه ی گلابی را که ما الآن می شناسیم، بوجود آورند. سایر گونه ها ممکن است همچنین پیچیده شده باشند، بویژه P. ussuriensis. از بین 22 گونه ی عجیب Pyrus، فقط گلابی های اروپایی، آسیایی و Ussuri ( P. ussuriensis ) خانگی شده اند.




    امروزه هنوز مردم کوههای قفقاز شمالی، علی رغم دسترسی آنی به سلسله میوه های خانگی، میوه های Pyrus‌جنگلی را گرد آوری می کنند.




    گلابی ها مثل خویشاوند خود یعنی سیب، عمر و دوام انباری خوبی دارند. بر خلاف سیب، شما نمی توانید یک گلابی خیلی رنگین، رسیده، و برشته ای را بچینید و آنرا میل کنید. گلابی ها باید رسیده و نرم شوند، اما نه خیلی زیاد. درختان گلابی، در معرض بیماریهای باکتریایی ویژه ای هستند.


     
  8. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی



    گلابي:
    گلابي Pear
    گلابي از جنس Pyrus و گونه Communis مي باشد.
    اين گياه بومي آسياي غربي و اروپاي شرقي بويژه نواحي شمال غربي ايران و كوههاي قفقاز است.
    گياه شناسي :
    گلابي از گياهان خـزان دار، برگها كناره صاف و به ندرت كنگره اي است. درختان گلابي بسيار پر رشد كـه گـاهي ارتفاع آنها به 20 متر مي رسد. جوانه هاي بارده روي شاخه هاي كوتاه (اسپور) دو ساله بوجود مي آيد هر جوانه داراي 7-5 گل مي باشد. گلها همزمان با برگ و يا قبل از برگ ظاهر مي شوند. گلهاي گلابي خود ناسازگارند و براي گرده افشاني و توليد ميوه نياز به درخت گرده زاي مناسب دارند.
    نياز آب و هوايي :
    گلابي در آب و هوايي خشك و خنك بخوبي رشد مي كند. سرماي مورد نياز گلابي براي اغلب ارقام بين 600 الي 1500 ساعت حرارت زير 7 درجه سانتيگراد مي باشد. گلهاي گلابي بعد از ميوه هاي هسته دار باز مي شود و بهمين دليل خطر سرمازدگي گلها در اين درخت بسيار كمتر است. گلابي در زمستان تا دماي 25- درجة سانتيگراد را تحـمل مي كند ولي شكوفه ها در 1- درجة سانتيگراد آسيب مي بينند.
    نياز آبي گلابي در حد متوسط است و شرايط نامناسب رطوبت را تحمل مي كند. خاكهاي شني رسي و عميق با تحت الارض نفوذ پذير براي كشت گلابي مناسب اند. خاكهاي سنگين و خاكهايي با PH بالاي 5/7 و آهكي براي اين گياه مناسب نيستند.
    ازدياد :
    گلابي به روشهاي كاشت بذر، قلمه و پيوند قابل ازدياد است متداول ترين روش ازدياد، كاشت بـذر گلابي هاي وحشي و پيوند ارقام تجاري روي اين پايه هاست. پايه هاي گلابي عبارتند از گلابي وحشي، بِه، گلابي ويليام و پايه هاي رويشي گلابي Qc ، Qb ، Qa است. پيوند مرسوم گلابي از نوع شكمي است كه در بهار و يا اواخر تابستان انجام مي شود.
    كاشت :
    فاصله مناسب كاشت براي پايه هاي بذري 6*5 مي باشد ولي براي درختان پايه كوتاه 5*3 و در سيستم كور دون 4*2 هم كاشته مي شوند.
    ارقام مهم گلابي :
    در ايران حدود 120 رقم گلابي شناسايي شده كه مهمترين آنها عبارتند از گلابي شاه ميوه اصفهان، گلابي نطنز، گلابي سه فصله، گلابي پيغمبري، گلابي سيبري و از ارقام خارجي ميتوان به رقم ويليامز(بارتلت)، دوشس اشاره كرد.
    مشخصات بعضي ارقام عبارتند از :
    شاه ميوه : رنگ زرد روشن مايل به سبز، فرم مخروط، وزن 260-190 گرم، طعم شيرين لطيف و آبدار، تاريخ گل 9 تا 25 فروردين ماه، مدت گل 15 روز، زمان رسيدن 120 روز پس از گل، ميزان عملكرد هر اصله حدود 60 كيلوگرم و قابليت انبارداري ندارد.
    سيبري : سبز مايل به زرد خالدار، وزن 210 گرم، پر آب و ريگدار با شيريني كم، تاريخ گلدهي فروردين ماه، برداشت در پاييز و معمولاً در انبار مي رسد مدت نگهداري در انبار حدود سه ماه است.
    گلابي نطنزي : ريگدار، نسج آن ترد، معطر و قابل نگهداري در انبار مي باشد و در طول زمستان قابل عرضه به بازار است.
    مهمترين آفات و بيماريهاي گلابي در استان اصفهان :
    آفات :
    از مهمترين آفات گلابي در استان ميتوان به پسيل گلابي و كنه تارعنكبوتي و كرم ميوه اشاره نمود.
    بيماريها :
    از مهمترين بيماريهاي گلابي در استان ميتوان به پوسيدگي سفيد ريشه اشاره نمود.
    سطح كشت گلابي :
    بر اساس آمار نامه سال 81-80 وزارت جهادكشاورزي سطح كشت گلابي در كشور 18120 هكتار (1550 هكتار نهال و 16552 هكتار بارور و متوسط عملكرد 11917 كيلوگرم در هكتار مي باشد. عمده مناطق توليد گلابي استانهاي تهران، خراسان، آذربايجان شرقي و غربي، اصفهان، قزوين و اردبيل است. بر اساس آمار نامه سازمان جهادكشاورزي سال 82-81 سطح كشت گلابي در استان اصفهان 1223 هكتار(18 هكتار نهال ، 1205 هكتار بارور) با متوسط عملكرد 7735 كيلوگرم در هكتار مي باشد. مهمترين شهرستانهاي توليد گلابي استان اصفهان به ترتيب اهميت عبارتند از خميني شهر، نطنز، اصفهان و نجف آباد.
    مهمترين ارقام گلابي استان عبارتند از : شاه ميوه اصفهان، سيبري خميني شهر، گلابي نطنزي، گلابي سه فصله.
     
  9. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی



    افات سیب و گلابی

    سرخرطومی سیب(Anthonomus pomorum )

    این حشره از آفات مهم درختان میوه دانه دار در نواحی کوهستانی و سردسیر می باشد . وجود آن از کشورهای اروپایی ، شمال آفریقا – روسیه – افغانستان و ترکیه گزارش شده است . در ایران این آفت از دماوند – طالقان و شمشک جمع آوری شده است . در دره رودخانه هراز در منطقه لاریجان ، گاهی درختان سیب و گلابی به این آفت آلودگی شدید نشان می دهند

    بیولوژی و مشخصات :


    حشرات کامل حدود 5/3 تا 6 میلی متر طول دارند . نرها کمی کوچکتر از ماده ها هستند . رنگ آنها بین قهوه ای تیره تا قهوه ای روشن تغییر می کند و در ثلث انتهایی هریک از بالپوشها یک نوار مورب زرد رنگ وجود دارد که مجموعا وقتی بالپوشها بسته است به شکل V یا هفت دیده می شود.


    حاشیه این نوارها معمولا تیره تر از سایر قسمتهای بدن به نظر می رسد . بالپوشها و پاها از پرزهای خاکستری رنگ و کم پشت پوشیده شده است ، بعلاوه در انتهای قدامی ران پاها به سمت داخل یک خار نوک تیز و نسبتا قوی وجود دارد . وضع این خار در گونه مشابه آن A.pyri کاملا متفاوت است . طول خرطوم به 2/1 تا 5/1 میلی متر می رسد . تخم ها بیضوی و به رنگ سفید شکری است و در حدود 7/0 میلی متر می باشد . لاروها سفید رنگ ، خمیده و بدون پا هستند و در میان غنچه ها و شکوفه های خشک شده دیده می شود . طول بدن لارو در حداکثر رشد 5 تا 6 میلی متر است .


    این حشره زمستان را به صورت حشره کامل در زیر پوستک های تنه درختان سیب و گلابی بسر می برد.


    در بهار به محض گرم شدن هوا و مصادف با باز شدن جوانه های برگ ظاهر می شوند و پس از مختصری تغذیه از برگهای جوان ، در داخل شکوفه های باز نشده که هنوز سبز و کوچک هستند ، تخم می گذارند .


    این تخم ها به فاصله یک هفته تا 10 روز باز می شوند و لاروها پس از خروج از تخم از اندام های زایای گل ( پرچم و مادگی ) تغذیه می کنند . شکوفه های آفت زده باز نمی شوند و گلبرگها در حالت غنچه خشک می شوند . به رنگ قهوه ای روشن در می آیند. لاروها به فاصله 4 هفته دوران تغذیه خود را خاتمه داده و در داخل غنچه های خشک شده تبدیل به شفیره می شوند و پس از 2 تا 3 هفته به حشرات کامل تبدیل می شوند . این حشرات پس از مختصر تغذیه به زیر پوستک ها و پناهگاه های دیگر می روند و مدتی نزدیک به 10 ماه به استراحت می پردازند .


    سرخرطومی سیب در اکثر نقاط کشور ما اهمیت اقتصادی ندارد و به سادگی در اثر عوامل طبیعی کنترل کننده جمعیت آن محدود می گردد . در کشور ما مطالعات کافی در مورد بیولوژی و به خصوص عوامل طبیعی کنترل کننده روی این گونه صورت نگرفته است . در منابع خارجی از وجود پارازیت های موثر و مفیدی از جمله examinator ، pimpla ، P.pomorum و گونه های چندی از جنس های Apanteles ، Meteorus ، Habrocytus نام برده می شود



    مبارزه :


    در صورتیکه سابقه خسارت این آفت در منطقه ای شدید باشد و بررسی حشرات کامل در زیر پوستک ها ، تراکم آنها را در حد بالای زیان اقتصادی نشان می دهد .


    می توان درختان میزبان را پس از باز شدن برگها و قبل از باز شدن شکوفه ها با محلول 2 در 1000 تکسافن یا تیودان سم پاشی نمود.


    خانواده membracidae ( زنجره های درختی)

    در حشرات متعلق به این خانواده پیش گرده رشد زیادی کرده و سر وشکم را می پوشاند و به اشکال مختلف دیده می شود. پوره و حشرات کامل این زنجره ها از شیره گیاهی قسمت های هوایی درختان ودرختچه ها تغذیه می کنند . در برخی از گونه ها پوره ها روی گیا هان علفی و حشرات کامل روی درختان تغذیه می کنند . این زنجره ها 1 یا 2 نسل در سال دارند و زمستان را به صورت مرحله تخم سپری می کنند . خسارت اصلی این زنجره ها مبوط به عمل تخمگذاری حشرات کامل ماده می باشد

    مثال : زنجره سیب Cerasa bubalus .


    یادآوری : زنجره ها حشراتی هستند که جهش قابل توجهی دارند ، منتهی پای عقبی جهنده ندارند و جهش بوسیله عضلات قوی در قفس سینه صورت می گیرد و نه بوسیله ماهیچه های پاها


    پسیل گلابی Psylla pyricola

    بهترین موقع مبارزه علیه این آفت آخر زمستان و مصادف با موقع تخمریزی حشرات کامل است. مبارزات شیمیائی زمستانه که علیه شته ها و شپشک های نباتی صورت می گیرد به خوبی روی این آفت هم موثر واقع می شود. به تجربه ثابت شده است که به کاربردن امولسیون های روغنی بدون سم چنانکه باید روی این آفت موثر نیست ، زیرا حشرات کامل از نقاط دیگر بر روی درختان روغن پاشیده شده پرواز می کنند و آلودگی دوباره ایجاد می شود. مبارزه تابستانه با یکی از سموم فسفره نفوذی مانند اکامت به نسبت یک در هزار ، یا زولن به نسبت دو در هزار همراه با مویان روی این آفت به خوبی اثر می کند .

    سپردار واوی سیب


    Lepidosaphes malicola


    (Hom.: Diaspididae)


    این آفت به درختان سیب، هلو، گوجه، زردآلو و ندرتاً گلابی حمله می‌کند. در روی درختان بید، تبریزی، یاس و عده دیگری از درختان زینتی نیز مشاهده شده است. این آفت به سیب‌های شفیع‌آبادی، شمیرانی، مورو، لاله و به خصوص سیب گلاب بیشترین خسارت را وارد می‌کند. سیب‌های مشهدی و زرد و قرمز لبنانی کمتر آلوده می‌شود. سپردار واوی سیب به تمام قسمت‌های هوایی درخت سیب از قبیل تنه، شاخه، برگ و میوه حمله می‌نماید. درختان آلوده دارای برگ‌های کوچک و پریده رنگ، میوه‌های بدشکل و ریز و سرشاخه‌های خشک می‌باشند.



    زیست‌شناسی


    سپردار واوی سیب زمستان را به صورت تخمهای سفید رنگ شکری به تعدادی در حدود 100 عدد در زیر سپر ماده می‌گذراند. تخم‌ها دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. پوره‌ها در شرایط کرج در اواسط اردیبهشت ماه بیرون می‌آیند و به خوبی روی تنه درختان میزبان حرکت می‌کنند و به سهولت توسط باد جابجا می‌شوند. پس از پیدا کردن محل مناسب بلافاصله تغییر جلد می‌دهند. پاها و شاخک‌ها را از دست داده و ثابت می‌شوند. در این موقع در اطراف بدن حشره رشته‌های مجعد مومی شبیه به پنبه مشاهده می‌شود که به مرور متراکم شده و به صورت هاله‌ای اطراف بدن حشره را می‌گیرد. پوره سن 2 پس از 15 تا 20 روز تغذیه تغییر جلد می‌دهد و در این حالت حشره نر تبدیل به شفیره می‌شود و کمی بعد حشره کامل بالدار زیر سپر خارج می‌شود. پوره‌های نسل دوم این آفت در اواسط مرداد ماه مشاهده می‌شوند. سپردار واوی سیب دارای دو نسل می‌باشد. طبق نظر برخی محققین در نواحی گرمسیر اصفهان نسل سومی از این حشره مشاهده می‌شود.




    کنترل:


    1- Fiscus = (physcus) testaceus


    Aphlinidae


    علاوه بر تعداد زیادی از کفشدوزک‌ها، زنبورهای پرازیتوئید فوق از خانواده Aphelinidae زمستان را به صورت لارو در داخل بدن حشره ماده می‌گذرانند و در بهار موقعی که پوره‌ها شروع به تعویض جلد کردند این زنبورها خارج شده و در بدن پوره‌های سن دوم شروع به تخمریزی می‌کنند.


    3- Hemisarcoptes malus (Acari: Hemisarcoptidae)


    کنه فوق پرداتور تخم شپشک واوی سیب بوده و خود و پوره‌هایش از تخم این حشره تغذیه می‌کنند. زمستان به صورت ماده بالغ در بین توده‌های تخم در زیر سپرهای این حشره سپری می‌کنند




    کنترل شیمیایی:


    . مبارزه شیمیایی باید زمانی باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌های از زیر سپر خارج شده باشند.


    1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار


    2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار


    3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار


    4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و1.5- 1 درهزار


    5. روغن امولسیون شونده O 80% و 5/. درصد


    سم‌پاشی زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشی (سموم روغنی Volk) پس از سپری شدن اوج سرمای زمستان و قبل از بیداری درختان انجام می‌شود (روغن‌های زمستانه دارای هیدروکربن اشباع کمتری هستند).


    پسیل گلابی ((Pear Psylla


    Cacopsylla pyricola


    (Hom.: Psyllidae)


    در اکثر نقاط کشور وجود دارد. خسارت آن در نواحی گرم و خشک بیشتر از نقاط سرد و مرطوب است. پسیل گلابی در دوره پورگی و حشره کامل مقدار زیادی شیره گیاهی مکیده و پس از جذب مواد مورد نیاز بقیه را با تغییراتی به صورت مایع چسبناک دفع می‌کند. از این رو این آفت به شدت به این مایع چسبناک آلوده می‌شوند. در اثر بسته شدن روزنه‌های برگ عمل تهویه و تنفس در برگها متوقف می‌گردد. در اثر اختلالات تغذیه و تنفس، رشد و تشکیل جوانه‌های برگ و گل سال بعد در روی شاخه‌ها متوقف می‌ماند. جوانه‌های گل و میوه در روی درخت تشکیل نمی‌گردد و میوه‌های همان سال ریز و بدشکل می‌شوند. در سالهای اخیر پسیل گلابی را ناقل بیماری میکوپلاسموز Pear decline یا زوال گلابی نیز می‌شناسند. این بیماری باعث خشکیدن سریع درختان گلابی می‌شود.




    زیست‌شناسی


    زمستان را به صورت حشره کامل در زیر برگهای ریخته شده اطراف تنه درخت، زیر پوست‌های تنه و بیشتر در سطح زیرین سرشاخه‌ها می‌گذراند. اولین تخمریزی در اوایل اسفندماه و معمولاً در نزدیکی جوانه‌ها صورت می‌گیرد. در این موقع جوانه‌های درختان تازه شروع به رشد می‌کنند. حشرات ماده تخمهای خود را به طور ردیفی و اغلب به صورت رشته‌ای قرار می‌دهند. تخمریزی زمستانه تا پایان ریزش گلبرگها ادامه دارد. در بهار و تابستان بیشتر تخمها بر روی برگ‌ها به حالت مجتمع در نزدیکی رگبرگهای اصلی گذاشته می‌شوند. پوره‌ها پس از خروج از تخم متوجه سرشاخه‌ها می‌شوند و در روی جوانه‌های برگ متمرکز می‌گردند. در اثر تراکم پوره‌ها روی برگهای جوان، برگها کوچک می‌مانند و پیچیده می‌شوند. ترشح عسلک در نسل اول کم است ولی در نسلهای بعدی به خصوص در ماههای گرم ترشح عسلک شدیدتر می‌شود. دوران پورگی بسته به شرایط آب و هوایی از 30 تا 37 روز تغییر می‌کند. تعداد نسل معمولاً 4 تا 6 بوده ولی در اکثر نقاط کشور 5 نسل دارد.




    کنترل:


    1- پسیل گلابی طالب آب و هوای گرم و خشک است و در نواحی که رطوبت نسبی پایین و درجه حرارت نسبتاً زیاد باشد تراکم و خسارتش شدت بیشتری دارد. از این رو در باغهایی که در زیر درختان اقدام به کشت یونجه یا پوشش سبز دیگری نمایند، نظر به اینکه محیط را تا حدودی مرطوب می‌سازد، جمعیت آفت و تخمریزی حشره کاهش پیدا می‌کند.


    2ـ رعایت اصول باغبانی: فواصل درختان نبایستی کمتر از 8 متر انتخاب شود، هرس شاخه‌های اضافی و کاستن از انبوهی بیش از حد شاخ و برگ که موجب تهویه بیشتر می‌شود در کاهش انبوهی آفت بسیار مهم است.


    3ـ دشمنان طبیعی


    شکارچی‌هایی نظیر Exochomus quadripustulatus، A.nemorum Adalia bipunctata، Anthocoris nemoralis، Chrysopa carnea و زنبور پارازیتوئید Trechnites sp. از خانواده Encyrtdae.




    کنترل شیمیایی:


    همزمان با تورم جوانه ها تا ریختن سه چهارم گلبرگها یا بلافاصله پس از ریختن گلبرگها. در صورت زیاد بودن ترشحات قبل از سمپاشی، درخت با آب شستشو شود.


    1. فوزالن EC35% و 1.5 در هزار


    2. گوزاتیون EC20% و 2 درهزار


    3. دیازینون EC60% و 1 در هزار


    4. اندوسولفان EC35% و 2 درهزار


    شته مومی یا شته خونی سیب Wooly aphid


    Eriosoma lanigerum


    (Hom.: Eriosomatidae)


    ریشه واژه خانواده Eroisomatidae در لاتین به معنای بدن پشمالو می‌باشد. این آفت در اکثر نقاط جهان که سیب کاشت می‌شود شیوع دارد غیر از سیب به انواع گلابی اهلی و وحشی، به، زالزالک و نیز نارون ‌آمریکایی با نام Ulmus americana (میزبان اول) حمله می‌کند.




    این آفت به صورت توده های سفید رنگ در ماههای مهر و تابستان روی سرشاخه‌ها و تنه درختان دانه‌دار به خصوص در اطراف زخم‌های حاصله از هرس شاخه‌ها دیده می‌شود. این آفت به ریشه و طوقه دررختان نیز حمله می‌کند. در روی ریشه وطوقه خسارت این آفت با ایجاد برآمدگی و گالهای مخصوص همراه است. این برآمدگی و گالها روی سرشاخه‌ها هم دیده می‌شود. ارقام بومی کشور حساسیت فراوانی به این شته دارند. در حالیکه برخی ارقام خارجی مانند زرد و قرمز لبنان کمتر مورد حمله واقع می‌شوند.




    زیست‌شناسی


    این شته اگرچه دو میزبانه است ولی در مناطقی که میزبان اول یافت نشود (مانند کشور ایران) در تمام مدت سال روی میزبان دوم (درختان دانه‌دار) زندگی می‌کند و مراحل جنسی و تخم در این شرایط دیده نمی‌شود. در شرایط عادی که هر دو میزبانه وجود داشته باشد مانند همه شته‌های دومیزبانه، مرحله‌ای از سیکل زندگی خود را روی درختان میوه دانه‌دار و مراحلی را نیز ری درختان نارون (افراد جنسی نر و ماده تخم، ماده موسس،ماده فونداتریژن) سپری می‌کند.


    این شته ناقل بیماری قارچی شاتکر چند ساله روی درختان سیب می‌باشد. زمستان گذرانی در مرحله پورگی سپری می‌شود. محل زمستان گذرانی در شکاف‌های موجود روی تنه و شاخه‌های سنین مختلف و حتی شاخه‌های همان سال و طوقه و ریشه‌های ضخیم و اصلی مجاور تنه و نزدیک سطح خاک می‌باشد.


    کنتـــــــرل:


    1ـ مبارزه بیولوژیک


    الف‌ـ زنبور Aphelimus mali (Aphelinidae) از پارازیتوئیدهای اختصاصی شته مومی سیب می‌باشد.


    ب‌ـ لارو و حشره‌کش کفشدوزک‌های


    Coccinella septampunotata


    Exochomus spp


    Chilocorus spp


    ج‌ـ لاروهای مگس‌های سیرفید و لاروهای کریزوپا


    د‌ـ لاروهای پشه‌های Cecidomyiidae


    د‌ـ سن‌های شکاری از خانواده Anthoeoridae ,Nabidae


    2ـ مبارزه زراعی


    شته مومی سیب چون مکان‌های سایه‌دار را ترجیح می‌دهد لذا در باغات سیب از کاشت پرپشت درختان بایستی اجتناب کرده و به هرس آنها دقت لازم مبذول داشت همواره جریان هوا و نفوذ اشعه‌های خورشیدی را به داخل درختان امکان‌پذیر ساخت. چون شته‌ها اکثراً در داخل زخم‌های درختان و یا در محل‌های بریده و هرس شده آنها مستقر می‌شوند لذا این قسمت‌ها نباید به حال خو رها شوند. همچنی شاخه‌های گال‌دار و یا سرشاخه‌های مورد هجوم بایستی به طور مرتب قطع شده و نابود گردند.


    3ـ کاشت واریته‌های مقاوم


    تحقیقات ایستگاه East-Malling نشان می‌دهد که واریته‌های Northern spy و Winter majetin تقریباً مورد هجوم شته مومی واقع نمی‌شوند.


    کنترل شیمیایی:


    1. تیومتون(اکاتین) EC60% و 1در هزار


    2. اکسی دیمتون متیل EC25% و 1 درهزار


    3. پیریمیکارب(پریمور) Df50% و 5/. درهزار


    شته سبز سیب Green apple aphi


    Aphis pomi


    (Hom.: Aphididae)


    این شته در سراسر کشور هر جا که سیب کشت شود وجود دارد. این آفت به برگ و نوک شاخه‌های نورس، جوانه‌ها حتی گلها نیز خسارت می‌زند و باعث کم شدن محصول می‌گردد. گیاهان میزبان آن شامل سیب، گلابی، به، زالزالک و ازگیل می‌باشد. در نهالستان‌ها و روی درختان جوان خسارتش بسیار شدید است. حمله شدید آن در باغهای بارده نیز به فراوانی دیده می‌شود. در درختان چه پیر و چه جوان پاجوش‌ها بیشتر در معرض حمله این شته قرار دارند. بر اثر تغذیه این حشره برگهای جوان تغییر شکل می‌دهند. در این گونه پیچش برگها غالباً عرضی است. به عبارتی کلی‌تر برگهای جوان انتهایی بیشتر از همه در معرضحمله قرار دارند و بیشترین خسارت را می‌بینند.


    زیست‌شناسی


    سیکل زندگی این شته از نوع Holocyclic می‌باشد. زمستان گذرانی به صورت تخم است. این تخمها معمولاً روی شاخه‌های یکساله گذاشته می‌شوند. روی شاخه‌های سنین دیگر نیز ممکن است بتوان تخمی پیدا نمود. زمان تفریخ تخمها مصادف با باز شدن جوانه‌هاست. فعالیت بهار این آفت شدید است و روی اعضا فعال و جوان گیاهی به سرعت به زنده‌زایی ادامه داده و مهمترین خسارت خود را در همان زمان وارد می‌آورد.



    با بالا رفتن جمعیت، بالدارهایی در مجموعه شته‌ها ظاهر می‌شوند که انتشار آفت را به سایر درختان میزبان که در مجاورت قرار دارند به عهده می‌گیرند. این شته میزبان ثانوی برای تابستان گذرانی ندارد به عبارت دیگر تمام نسلهای خود را روی درختان میوه سردسیری که قبلاً اسامی آنها ارائه شد طی می‌نماید و اگر مشاهده می‌شود که در طول تابستان جمعیت آن به شدت کاهش می‌یابد به علت مهاجرت به طرف میزبانهای ثانوی نیست بلکه این کاهش نتیجه اثر حرارت شدید محیطی، ایجاد تغییراتی در شیره گیاهی و فعالیت قابل توجه دشمنان طبیعی این شته می‌باشد. از اوایل پاییز به بعد در جمعیت این شته فزونی محسوسی در مقایسه با جمعیت تابستانی پدیدار می‌گردد. افراد جنسی از اواخر مهر شروع به ظاهر شدن می‌کنند و تخمریزی تقریباً بلافاصله آغاز می‌گردد.




    تعداد نسل شته سبز سیب در سال بر حسب شرایط آب و هوایی محل فرق کرده و معمولاً 15 تا 20 نسل در سال تولید می‌کند. این شته یک میزبانه است.


    کنترل شیمیایی:


    اگر شته‌ها موجب پیچیدگی برگ شوند یا تولید گال نمایند از سموم سیستمیک مانند اکسی دی متون متیل (متاسیستوکس) و تیومتون (اکاتین) استفاده می‌شود ولی اگر موجب پیچیدگی نشوند از پریمیکارب (پریمور)‌ که یک شته کش اختصاصی است، استفاد می‌شود. برای مبارزه با شته‌های سبزی و جالیزی از هپتنوفوس (هوستاکوئیک) استفاده می‌شود چون اثر سریع داشته ولی کم دوام است.همچنین سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.


    1. تیومتون(اکاتین) EC 60 % یک در هزار


    2. اکسی دیمتون متیل EC25% یک درهزار


    3. مالاتیون EC25% دو درهزار


    4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% نیم درهزار


    5. پیریمیکارب WP50% نیم درهزار


    6. هپتنفوس EC50% یک در هزار


    7. دیازینون EC60% یک در هزار


    سنک گلابی (Pear lace bug)


    Stephannts pyri


    (Hem.: Tingitidae)


    در تمام مناطق میوه‌خیز کشور یافت می‌شود. میزبان آن سیب، گلابی و در درجه دوم به گیلاس و گاهی نیز هلو، زردآلو، گوجه، زالزالک و ازگیل، به ژاپونی و گل سرخ خسارت وارد می‌آورد. برگها در محل تغذیه فاقد کلروفیل شده و بهص ورت نقاط زرد رنگ در سطح فوقانی برگ دیده می‌شود. این نقاط با تغذیه‌های مداوم قهوه‌ای شده و سپس برگها می‌ریزند. حشره کامل و پوره‌ها پشت برگها فضولاتی تولید می‌کنند که به صورت نقاط سیاه رنگ همراه با مایع چسبنده‌ای می‌باشد. درختان آلوده ضعیف شده برگها قبل از خزان می‌ریزند. اگر شدت آلودگی زیاد باشد میوه‌ها هم ریزش می‌کنند.


    زیست‌شناسی


    زمستان را به صورت حشره کامل که از لحاظ جنسی هنوز بالغ نشده است در زیر پوستک درختان و زیر برگهای خشک درز و شکاف تنه درخت و دیوار و سایر پناهگاهها به سر می‌برد. طول بدن حشرات کامل حدود 3 تا 4 میلیمتر و به رنگ قهوه‌ای مایل به خاکستری می‌باشد. بالها مشبک، طول بالها تقریباً دو برابر طول بدن است. در بهار حشرات کامل مصادف با باز شدن کامل برگها ظاهر می‌شودند و پس از جفت‌گیری حشرات ماده داخل نسج در سطح زیرین برگ تخمریزی می‌کنند و روی آنها را با ترشحات سیاه رنگ می‌پوشاند. پوره‌ها به فاصله 30 تا 40 روز از تخم خارج می‌شوند. دوره پورگی 4 تا 5 هفته و در این مدت پوره‌ها 5 بار جلد عوض می‌کنند. 2 تا 3 نسل در سال دارد.

    مبارزه

    1ـ از بین بردن برگهای خشک و پوستک‌های تنه درختان


    2ـ شخم پاییزه


    3ـ استفاده ازسموم فسفره آلی ماند اکامت و زولون


    سرخرطومی سیب Apple blossom weevil


    Anthonomus pomorum

    (Col.: Curculionidae)

    میزان اصلی آن سیب و علاوه بر آن به سایر درختان میوه دانه‌دار هم خسارت می‌زند، حشره کامل قبل از جفت‌گیری و تخمریزی از جوانه‌ها، برگ، گلهای هنوز کاملاً بسته، حتی شاخه‌های بسیار کوچک حامل جوانه‌های گل و برگ تغذیه می‌کند. لارو نیز از اندامهای زایا نظیر پرچم‌ها و تخمدان‌های گل و میوه جوان تغذیه می‌کند. غنچه‌های مورد حمله باز نشده، گلبرگها خشک، غنچه‌ها قهوه‌ای و بسته باقی می‌مانند و سوراخی در آن بوجود می‌آید. در داخل غنچه آلوده تخم، لارو یا شفیره آفت ملاحظه می‌گردد.


    زیست‌شناسی


    حشره کامل در شکاف یا زیر پوست تنه درختان و یا پناهگاههای دیگر زمستان را به سر می‌برد. در اواخر اسفند و یا فروردین پناهگاههای زمستانی را ترک کرده و شروع به تغذیه از غنچه‌ها می‌نماید. ماده‌ها یک تا دو روز پس از جفت‌گیری شروع به تخمریزی داخل غنچه‌های سبز می‌کنند. حشره ماده با خرطوم خود سوراخی در غنچه ایجاد می‌کند سپس چرخیده و انتهای شکم را در مقابل سوراخ قرار داده و تخمریزی می‌کند. تخم پس از 5 تا 15 روز تفریخ شده و لاروها پس از 2 تا 3 هفته تغذیه در داخل غنچه‌ها تبدیل به شفیره می‌گردند. دوره شفیرگی یک تا دو هفته می‌باشد. سپس سرخرطومی‌های نسل جدید غنچه را سوراخ کرده و از آن خارج می‌شوند و در پناهگاههای مختلف زمستان گذرانی می‌کند. این حشره یک نسل در سال دارد.


    کنترل شیمیایی:


    از سموم توصیه شده در مرحله غنچه قبل ازباز شدن گلها استفاده می کنیم


    1. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار


    2. دیازینون wp40% و 1در هزار


    3. فوزولن EC35% و 1.5 در هزار


    کرم جگری یا کرم نجار (Goat moth)

    Cossus cossus

    (Lep: ossidae)


    این آفت از نظر خسارت کم و بیش زمانند پروانه فری می‌باشد. بیشتر در نواحی معتدله سرد و مرطوب انتشار دارد. حشره کامل به رنگ قهوه‌ای مایل به خاکستری است و عرض آن با بالهای باز گاهی به 80 میلیمتر می‌رسد. لاروهای جگری رنگ هستند بدین ترتیب که قسمت پشتی قهوه‌ای مایل به قرمز و در پهلو زرد پررنگ به نظر می‌رسند. (لاروهای کامل طولشان به 100 میلیمتر هم می‌رسد).


    از نظر گیاهان میزبان این آفت به سیب، گلابی، به، گوجه و بسیاری از درختان غیرمثمر و جنگلی حمله می‌نماید. در این بین، درختان سیب بیشتر مورد حمله قرار می‌گیرند. گفته می‌شود که این آفت به درختان مسن بیشتر حمله می‌کند. رژیم غذایی این آفت چوبخواری است لاروها از منطقه پوستی، کامبیوم و چوب درختان میزبان تغذیه می‌کنند. این گونه درختان که از بین ضعیف‌ها انتخاب می‌گردند دچار ضعف بیشتری شده نهایتاً با حمله سایر حشرات چوبخوار نابود می‌گردند. برخلاف کرم خراط این لاروها به ندرت به شاخه‌های جوان خسارت وارد می‌کنند.


    زیست‌شناسی

    زمستان گذرانی به صورت لارو در درون تنه درختان و بدون دیاپوز اجباری است. هر دو سال یک نسل دارد. لارو پس از تکمیل رشد خود برای شفیره شدن خود را به نزدیکی سوراخ ورودی می‌رساند. لارو با استفاده از ترشحات بزاقی خانه شفیرگی آمیخته از خاک و ذرات چوب ساخته و تبدیل به شفیره می‌شود. دوره شفیرگی 3 تا 4 هفته و حتی گاهی 6 هفته طول می‌کشد. ظهور حشرات کامل در اواخر بهار و اوایل تابستان صورت می‌گیرد. حشره ماده پس از جفت‌گیری تخمهمای خود را به صورت دسته‌های 15 تا 50 تایی در شکاف پوست تنه درخت قرار می‌دهد. حداکثر تعداد تخم از 1400 تا 1900 متغیر و به طور متوسط 1000 عدد است. دوره جنینی تخم 14 روز سپس لاروهای جوان خارج و وارد پوست می‌شوند و از قسمت‌های درونی تنه و شاخه تغذیه می‌نمایند.
    مبارزه
    1. چون سوراخ خروجی و ورودی لارو حشره یکی است از طریق مبارزه مکانیکی و با فرو بردن یک مفتول سیمی در دخل سوراخ می‌توان لارو را زخمی کرد یا کشت.

    2. با توجه به اینکه حشره فقط درختان پیر و ضعیف را مورد حمله قرار می‌دهد رعایت اصول بهداشت بهترین راه پیشگیری از این آفت می‌باشد.


    3. آبیاری و تغذیه مناسب باعث حفظ فشارآوندی مناسب درگیاه می شود ولارو آفت نمی تواند به راحتی به چنین گیاهانی حمله کند.


    کرم به Quince moth

    Euzophera bigella

    ( Lep.:pyralidae)


    در سال 1342 ضمن بررسی‌های دواچی و اسماعیلی در زمینه زیست‌شناسی و مبارزه با کرم سیب معلوم گردید که کرم‌زدگی میوه‌های سیب، گلابی و بخصوص به منحصر به کرم سیب نیست و گاهی در میان میوه‌های آلوده لاروهای قرمز ارغوانی رنگی مشاهده می‌شود که اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه کرم سیب شباهت نسبی دارد ولی از نظر شکل‌شناسی کاملاً قابل تفکیک می‌باشند. همچنین مشاهده گردید که تعداد لاروهای ارغوانی رنگ نسبت به کرم سیب هرچه به پاییز نزدیک‌تر می‌شویم در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی بیشتر می‌شود. با تفکیک لاروها بر حسب مشخصت ظاهری و قرار دادن آنها در انکوباتور شب‌پره‌هایی بدست آمد که از نظر شکل ظاهری کاملاً از کرم سیب متمایز بودند. نمونه‌هایی از این حشرات برای تشخیص گونه به زوریخ ارسال گردید و بوسیله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخیص داده شد. لاروهای این آفت اخیراً زیر پوست درختان انار مشاهده شده است.


    زیست‌شناسی:

    کرم به زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل پیله‌های خاکستری رنگ و کشیده به سر می‌برند. لاروهای زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفیره تبدیل می‌شوند. شفیره در اوایل فروردین و کمی قبل از باز شدن شکوفه‌های سیب به حشرات کامل تبدیل می‌شوند. لارو این حشره دارای دو رفتار چوبخواری و میوه‌خواری است. لاروهای چوبخوار فاقد دیاپوز اجباری و لاروهای میوه‌خوار دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. رفتار چوبخواری در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده می‌شود. برخی از لاروها تا آخر فصل این رفتار را ادامه می‌دهند. دوران چوبخواری روی سیب و گلابی و دوران میوه‌خواری روی به و گردو انجام می‌گیرد. پروانه‌های خارج شده از لاروهای زمستان گذران قسمت اعظم تخمهای خود را در شکاف‌های تنه و شاخه‌ها می‌گذارند و لاروهای حاصل از آنها شروع به چوبخواری می‌نماید. محل تغذیه، عمق پوست و ناحیه کامبیوه است. البته تعدادی از تخمها در طول بهار روی میوه‌ها نیز گذاشته می‌شوند که لاروهای حاصل هیچگاه قادر به ادامه این شیوه زندگی نیستند. میوه‌خواری از اوایل تابستان شروع می‌گردد. در این زمان تخمها اغلب به صورت انفرادی وگاهی 2 تا 6 تایی در روی میوه، شکاف تنه درخت گذاشته می‌شود. حشرات ماده محل تصال دم میوه را به سطح آن ترجیح می‌دهند، لاروها بیشتر از فرو رفتگی محل اتصال دو میوه وارد آن می‌شوند، در صورتیکه خراش‌هایی در سطح میوه وجود داشته باشد از محل خراش‌ها نیز داخل می‌شوند. یک لارو معمولاً چند میوه را مورد حمله قرار می‌دهد. میوه‌های گردو معمولاً نمی‌ریزند. لاروها از زیر پریکارپ و پوشش دانه آندوکارپ و گاهی از دانه تغذیه می‌نمایند. لاروها ممکن است در داخل میوه تبدیل به شفیره شوند. این آفت در شرایط کرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراکم آن در نسل آخر به حداکثر خود می‌رسد. به همین دلیل خسارت آن در آخر تابستان و پاییز به خصوص روی سیب و گلاهی و به خیلی شدید است.

    کنترل شیمیائی:


    1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار


    2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار


    3. دیازینون EC60% و 1 درهزار


    4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار


    5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار


    6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار


    لیسه سیب:Hyponomeuta malinellus


    (lep,Hyponomeutidae)میزبان:درختان سیب ولی گاهی اوقات روی درختان گلابی جنگلی نیز دیده شده.


    حشره کامل دارای بالهای رویی سفید رنگ دارای15_22و بطور متوسط18_19


    عد د نقطه سیاه است که در تمام سطح بال پراکنده اند.بالهای زیری خاکستری متمایل


    به قهوه ای بوده ودارای موهای حاشیه ای به همان رنگ.


    حشره نر را می توان از والوهای انتهای شکم که بسیار رشد کرده و پوشیده از


    پوشش سفید مخملی است تشخیص داد.انتهای شکم ماده متورم تر از نرو منتهی


    به اعضای جنسی می شود که حلقه ای از پو شش مخملی قسمت بالای


    آن را احا طه نموده ا ست.


    لیسه سیب در سال فقط یک نسل داشته و زمستان را به صورت لاروهای نئونات یا


    جوان که قبلا از تخم خارج شده انددر زیر پولکی شبیه پوست درخت روی سر شاخه ها


    می گذرانند.


    مبارزه بیو لو ژیکی: زنبور Compoplex ensator(Ichneumonidae)


    Pseudosorcophaga mamillat,Pimpla turionella


    و زنبورEncyryus fusiclolis (Encyrtidae)


    پر طاووس گلابی


    Saturnia pyri


    (Lep.: Saturnidae)


    حشره کامل با بالهای باز حدود 140 میلیمتر، خاکستری مایل به قهوه‌ای و روی هر بال لکه درشتی شبیه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداکثر رشد اندازه آن به 120 میلیمتر می‌رسد و روی حلقه‌های مختلف دارای غده‌های آبی رنگ با موهای بلند است. به گلابی، سیب، بادام و گاهی پسته خسارت می‌زند. لارو از برگ تغذیه می‌نماید. زمستان گذرانی به صورت شفره و یک نسل در سال دارد. کنترل: با جمع‌آوری لاروهای درشت می‌توان به روش مکانیکی با آن مبارزه نمود


    پروانه تخم انگشتری

    Malacosoma neustria
    (Lep: Lasiocampidae)

    این آفت به سیب، گلابی، گوجه، به، گل سرخ، گوجه زینتی و گرهی از درختان جنگلی و غیر مثمر خسارت می‌زند و در اثر تغذیه لارو درخت عاری از برگ می‌گردد.

    زیست‌شناسی
    یک نسل در سال دارد. زمستان را به صورت دستجات تخم روی شاخه به سر می‌برد. 9 ماه از سال حشره به صورت تخم بوده و در اواسط فروردین ماه تخم تفریخ شده و لاروها به تغذیه از برگها می‌پردازند. لاروها ضمن تغذیه به تنیدن تار پرداخته و حتی رگبرگها را نیز می‌خورند. اولین شفیره در اردیبهشت ماه تشکیل شده و شب پره‌ها از اوایل خردادماه ظاهر می‌شوند. هر حشره ماده پس از جفت‌گیری 100 تا 200 عدد تخم می‌گذارد.
    کنترل:
    1ـ هرس شاخه‌هایی که روی آنها تخمگذاری شده است در انهدام آفت مؤثر است.

    2ـ مبارزه شیمیایی در بهار پس از ظهورلاروهای جوان با یکی از سموم تماسی گوارشی.


    سفیده رگ سیاه(Black – Veined White)


    Aporia crataegi


    (Lep: Pieridae)


    پروانه‌ای سفید رنگ با رگبالهای تیره می‌باشد. روز پرواز، به طول 20 میلیمتر با شاخک سنجاقی است. در نرها مفصل آخر شاخک و در ماده‌ها چهار مفصل آخر سفید رنگ است. در اکثر مناق کشور وجود دارد. لارو این آفت از برگهای درختان میوه مانند سیب، گلابی، گوجه، بادام، آلبالو و گیلاس تغذیه می‌نماید. زمستان را به صورت لاروهای غیر کامل (لاروهای سنین 3 و 4) در داخل لانه‌هایی از تارهای خود و برگ درختان تهیه نموده است به سر برده و یک نسل در سال دارد.

    کنترلزنبور Apanteles glomeratus از Braconidae لاروهای این آفت را پارازیته می‌کند. بریدن و سوزاندن لانه‌های زمستانی آفت، موقع هرس درختان نقش عمده‌ای در کاهش آفت خواهد داشت.

    پروانه زنبورمانند درختان سیب

    Synanthedon myopaeformis
    (Lep: Sesiidae)

    این گونه در مناطق وسیع از کشورهای اروپایی و آسیایی انتشار دارد. از آفات مهم درختان سیب می‌باشد. لاروهای این آفت در منطقه کامبیوم در زیر پوست تنه درختان، روی تنه و شاخه‌های اصلی فعالیت دارند و گاهی باعث خشک شدن کامل درختان می‌گردند.


    زیست‌شناسی

    زمستان گذرانی این حشره به صورت لاروهای سنین مختلف در محل تغذیه یعنی دالانهای پیچ و خم‌دار لارو در زیر پوست می‌باشد. لاروها برای تغذیه به چوب آسیبی نمی‌رسانند بلکه تغذیه آنها از پوست و کامبیوم است. لاروهای زمستان گذران در بهار سال بعد مجدداً شروع به فعالیت کرده و پس از تکمیل دوران لاروی در حالی که طول آنها به حدود 15 تا 18 میلیمتر می‌رسد و به رنگ زرد عسلی به یک خط تیره پشتی درمی‌آیند، در زیر پوست تبدیل به شفیره می‌شوند. لاروها قبل از شفیره شدن پیله‌های مخصوص مرکب از تارهای ابریشمی و خورده‌های پوست و فضولات قهوه‌ای رنگ می‌سازند و در داخل آن تبدیل به شفیره می‌شوند. لاروها پس از یک تا دو هفته و طی دوران شفیرگی کامل شده و پروانه‌ها ظاهر می‌شوند. این زمان در حدود اواسط خردادماه تا اوایل تیرماه می‌باشد. پرواز پروانه‌ها و فعالیت‌های حیاتی آنها شامل جفت‌گیری و تخمریزی در روز انجام می‌شود. ماده تخمهای خود را به صورت انفرادی و گهگاه چند عدد در جوار یکدیگر در شکافها و زخمهای روی پوست تنه و شاخه‌های قطور می‌گذراند. در این رابطه حتی در محل هرس شاخه‌های قطور نیز تخم این حشره دیده شده است. در روی تنه‌های سالم، حشره ماده حتی از ترکهای بسیار خفیف ناشی از تغییرات اقلیمی و عوامل فیزیولوژیک گیاهی نیز جهت تخمگذاری استفاده می‌نماید.

    دوره چنینی تخم متفاوت و از 8 تا 20 روز متغیر است. لاروها پس از خروج از راه شکاف و یا زخمی که تخم در آن گذاشته شده است به داخل پوست نفوذ نموده و تغذیه را شروع می‌نمایند. تغذیه هم از بافتهای در حال فساد و هم از بافتهای تازه می‌باشد. فضولات لاروی به صورت دانه‌های ریز قهوه‌ای رنگی بوده که گهگاه از شکافها بیرون زده و محل فعالیت لاروی را مشخص می‌سازد. این لاروها تا بهال سال آینده در همین محلها زمستان را می‌گذرانند. بنابراین یک نسل در سال دارد.




    کنترل:

    در مورد درختان پذیرای این آفت دو نکته بسیار مهم قابل بحث می‌باشد.

    1ـ بیشتر درختانی که جهت تخمریزی انتخاب می‌شوند یا رها شده‌اند و یا از نظر کاشت وضعیتی رضایت‌بخشی ندارند.


    2ـ هر نوع شکاف، ترک . زخم روی تنه و شاخه‌ها باعث جلب این آفت برای تخمریزی خواهد گردید. در این رابطه حتی ترک‌ها و تغییر شکل‌های ناشی از عوامل بیماریزا مانند بیماری معروف قارچی خوره که در نقاط میوه‌خیز کوهستانی به فراونی روی درختان سیب رایج است باعث جلب این حشره برای تخمریزی می‌گردد. لذا مهمترین طریقه پیشگیری از حمله و خسارت این آفت رعایت اصول صحیح باغداری، آبیاری به موقع، هرس و پانسمان زخمهای روی تنه با مواد ضدعفونی کننده و چسب پیوند می‌باشد. سم‌پاشی تنه و شاخه‌های اصلی درخت یک هفته پس از ظهور حداکثر حشرات کامل در بهار، تراشیدن آن قسمت از پوست تنه که خشک و فاسد شده و پوشاندن محل زخم با چسب پیوند بسیار مؤثر است.


    3- دادن کودهای ازته و حیوانی و انجام آبیاری کافی موجب رشد سریع پوست و خفته کردن آفت می‌گردد.


    4- سموم فسفره 3-2 درهزار


    5- اندوسولفان(تیودان)


    کرم به Quince moth


    Euzophera bigella

    Lep.:pyralidae

    در سال 1342 ضمن بررسی‌های دواچی و اسماعیلی در زمینه زیست‌شناسی و مبارزه با کرم سیب معلوم گردید که کرم‌زدگی میوه‌های سیب، گلابی و بخصوص به منحصر به کرم سیب نیست و گاهی در میان میوه‌های آلوده لاروهای قرمز ارغوانی رنگی مشاهده می‌شود که اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه کرم سیب شباهت نسبی دارد ولی از نظر شکل‌شناسی کاملاً قابل تفکیک می‌باشند. همچنین مشاهده گردید که تعداد لاروهای ارغوانی رنگ نسبت به کرم سیب هرچه به پاییز نزدیک‌تر می‌شویم در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی بیشتر می‌شود. با تفکیک لاروها بر حسب مشخصت ظاهری و قرار دادن آنها در انکوباتور شب‌پره‌هایی بدست آمد که از نظر شکل ظاهری کاملاً از کرم سیب متمایز بودند. نمونه‌هایی از این حشرات برای تشخیص گونه به زوریخ ارسال گردید و بوسیله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخیص داده شد. لاروهای این آفت اخیراً زیر پوست درختان انار مشاهده شده است.


    زیست‌شناسی:


    کرم به زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل پیله‌های خاکستری رنگ و کشیده به سر می‌برند. لاروهای زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفیره تبدیل می‌شوند. شفیره در اوایل فروردین و کمی قبل از باز شدن شکوفه‌های سیب به حشرات کامل تبدیل می‌شوند. لارو این حشره دارای دو رفتار چوبخواری و میوه‌خواری است. لاروهای چوبخوار فاقد دیاپوز اجباری و لاروهای میوه‌خوار دارای دیاپوز اجباری می‌باشند. رفتار چوبخواری در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده می‌شود. برخی از لاروها تا آخر فصل این رفتار را ادامه می‌دهند. دوران چوبخواری روی سیب و گلابی و دوران میوه‌خواری روی به و گردو انجام می‌گیرد. پروانه‌های خارج شده از لاروهای زمستان گذران قسمت اعظم تخمهای خود را در شکاف‌های تنه و شاخه‌ها می‌گذارند و لاروهای حاصل از آنها شروع به چوبخواری می‌نماید. محل تغذیه، عمق پوست و ناحیه کامبیوه است. البته تعدادی از تخمها در طول بهار روی میوه‌ها نیز گذاشته می‌شوند که لاروهای حاصل هیچگاه قادر به ادامه این شیوه زندگی نیستند. میوه‌خواری از اوایل تابستان شروع می‌گردد. در این زمان تخمها اغلب به صورت انفرادی وگاهی 2 تا 6 تایی در روی میوه، شکاف تنه درخت گذاشته می‌شود. حشرات ماده محل تصال دم میوه را به سطح آن ترجیح می‌دهند، لاروها بیشتر از فرو رفتگی محل اتصال دو میوه وارد آن می‌شوند، در صورتیکه خراش‌هایی در سطح میوه وجود داشته باشد از محل خراش‌ها نیز داخل می‌شوند. یک لارو معمولاً چند میوه را مورد حمله قرار می‌دهد. میوه‌های گردو معمولاً نمی‌ریزند. لاروها از زیر پریکارپ و پوشش دانه آندوکارپ و گاهی از دانه تغذیه می‌نمایند. لاروها ممکن است در داخل میوه تبدیل به شفیره شوند. این آفت در شرایط کرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراکم آن در نسل آخر به حداکثر خود می‌رسد. به همین دلیل خسارت آن در آخر تابستان و پاییز به خصوص روی سیب و گلاهی و به خیلی شدید است.


    کنترل شیمیائی:


    1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار

    2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
    3. دیازینون EC60% و 1 درهزار
    4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار
    5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
    6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار

    سمپاشی پیش بهاره (زمستانه)درختان دانه دار(سیب وگلابی)


    مناسبترین زمان سمپاشی از اغاز تورم جوانه ها تا مرحله صورتی رنگ شدن غنچه ها (قبل از باز شدن گلها)میباشد.

    این توصیه بمنظور مبارزه با مراحل زیستی مختلف افاتی مانند کنه ها-شته ها –شپشکهای نخودی –پسیل گلابی –لیسه درختان میوه –کرمهای جوانه خوار صورت می گیرد.
    فرمول سمپاشی: روغن ولک 10تا20 در هزار
    سموم حشره کش

    نام سم



    گوزاتیون



    مالاتیون



    دیازینون-زولون



    کنفیدور



    دورسبان


    میزان



    2در هزار



    2درهزار



    5/1درهزار




    5/0در هزار



    5/1در هزار



    برای مبارزه با تخم کنه می توان از اپلو به نسبت 5/0در هزار با روغن مخلوط نمود .

    جهت کنترل بیماری اتشک و افات به صورت توام میتوان از تر کیب بردو وروغن به نسبت 2در صد در اغاز تورم جوانه ها و نسبت 1در صد در مرحله غنچه صورتی استفاده نمود.
    در صورت مصرف قارچکشهای بنومیل و دودین برای مبارزه با لکه سیاه سیب و گلابی این سموم چند روز بعد همزمان با باز شدن جوانه های برگ و بعد از روغن محلول پاشی گردد واز اختلاط سموم قارچکش فوق با روغن خودداری شود.

    کرم سفید ریشه


    Polyphylla ollivieri


    (Lep: Scarabaeidae)


    این حشره در اکثر مناطق ایران وجود دارد و از ریشه گیاهان مختلفی تغذیه می‌نماید. از این جهت می‌توان به گیلاس، گلابی، سیب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشی، گونه‌های Chenopodium، خیار، بادمجان، لوبیاسبز، کدو، سیب‌زمینی، یاس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلایول، چمن، تبریزی، بید و نارون اشاره نمود.

    زیست‌شناسی
    این حشره طول یک نسل را در 3 سال طی می‌کند. در شریط مساعد تغذیه‌ای و خاک می‌تواند یک نسل را در طی دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر می‌برد و در بهار سال سوم قبل از آنکه وارد مرحله شفیرگی شود یک محفظه گلی برای خود درست می‌کند و در آنجا تبدیل به شفیره می‌شود (در برخی موارد خانه شفیرگی ساخته نمی‌شود). دوره شفیرگی 17 تا 24 روز می‌باشد.حشرات کامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرایط محیطی منطقه ظاهر می‌گردند. اوج خروج معمولاً در تیرماه است. حشرات کامل برای خروج در خاک سوراخهایی ایجاد و خارج می‌شوند. سپس از برگ درختان مثمر و غیرمثمر تغذیه می‌نمایند. تمام فعالیت‌های حیاتی، تغذیه، جفت‌گیری و تخمریزی در غروب و اوایل شب انجام می‌گیرد.

    در روز حشرات کامل بدون هیچ فعالیتی در لابه‌لای شاخ و برگ درختان و جاهای امن به سر می‌برند. جفت‌یری در اوایل شب و اغلب در روی شاخه‌ها انجام می‌شود. تخمریزی معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفت‌گیری انجام می‌شود. حشره کامل مادهبا پاهای جلویی خود زیر خاک رفته و در منطقه‌ای مناسب که غذای کافی برای لاروسن اول وجود دارد تخم‌ریزی می‌کند. تخم‌ها به صورت انفرادی یا دسته‌های تا شش عددی در عمق صفر تا 12 سانتیمتری خاک گذاشته می‌شود. دوره جنینی یا Incobation period در منطقه کرج و شهریار 30 تا 35 روز است. حشره دارای 3 سن لاروی است. لارو سن اول از مواد هوموسی یا ریشه علفهای هرز و سنین دو و سه لاروی از ریشه درختان تغذیه می‌کنند. لارو د
     
  10. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : مقالات کشاورزی

    بیوشیمی گیاهی

    مکانیسم تغلیظ دی اکسید کربن در محل کربوکسیلاسیون را بنویسید. اولین مرحله در واکنشهای تاریکی فتوسنتز، کربوکسیلاسیون یک پذیرنده 5 کربنی ( ریبولوز 1و5 - بی فسفات ) است که نتیجه آن، تولید یک ماده حدواسط در چرخه pcr است. اولین مرحله واکنش تاریکی را آنزیمی بنام « ریبولوز بی فسفات کربوکسیلاز- اکسیژناز» که مخفف آن رابیسکو ( rubisco ) است، کاتالیز میکند.
    یکی از خصوصیات جالب رابیسکو اینست که نه تنها میتواند ریبولوز1و5- بی فسفات را کربوکسیله کند، بلکه آن را اکسید نیز میسازد. که این آغازگر فرایند دیگری بنام تنفس نوری است. این بدلیل آنست که کربوکسیلاسیون و اکسیژناسیون هر دو در یک محل فعال از آنزیم اتفاق می افتد. البته باید متذکر شد که میل ترکیبی رابیسکو نسبت به co2 بسیار بیشتر از o2 است
    یعنی در هوای آزاد نسبت کربوکسیلاسیون به اکسیژناز 3 به 1 است. بجز غلظت co2، درجه حرارت نیز بر حلالیت نسبی co2 و o2 تاثیر دارد. افزایش دما باعث افزایش تنفس نوری در مقایسه با فتوسنتز میشود.
    البته چرخه دیگری در گیاهان بنام چرخه c2pco وجود دارد. که فسفو گلیکولات ساخته شده در جریان اکسیژناسیون ریبولوز بی فسفات وارد آن شده و می تواند طی واکنشهای پیاپی که در کلروپلاست، پراکسی زوم و میتوکندری صورت میتواند حدود 75 درصد از کربن را دوباره بازیافت کرده و به چرخه c3pcr بازگرداند.
    از آنجا که فتوسنتز و تنفس نوری در خلاف جهت یکدیگر فعالیت میکنند. لذا تنفس نوری باعث اتلاف co2 در سلولهایی میشود که همزمان از طریق چرخه pcr به تثبیت co2 مشغولند.
    رقابت میان واکنشهای کربوکسیلاسیون و اکسیژناسیون در گیاه باعث کاهش کارایی ترمودینامیکی فتوسنتز می شود. بعنوان مثال در هوای معمولی، اکسیژناسیون ریبولوز بی فسفات و وجود چرخه , pco انرژی لازم برای تثبیت یک مول co2 را از521 میکروژول به 867 کیلو ژول افزایش میدهد.
    * تعدادی از گیاهان فاقد تنفس نوری اند. این وضعیت بخاطر متفاوت بودن خاصیت رابیسکو نیست. بلکه بدلیل وجود مکانیسمی است که co2 را در محیط عمل رابیسکو تغلیظ میکند. هنگامیکه غلظت co2 در حد بالایی باشد،واکنش اکسیداسیون متوقف میشود.
    - سه مکانیسم برای تغلیظ co2 در محل کربوکسیلاسیون وجود دارد.
    1- پمپ co2 : که در گیاهان آبی، جلبکها و سیانوباکتری ها دیده شده است. این پمپها با صرف انرژی حاصل از واکنشهای نوری باعث تجمع کربن غیر آلی بصورت co2/hco3- میشوند. که این امر موجب اختلاف بسیار زیاد کربن غیر آلی درون سلول نسبت به بیرون(حتی بیشتر از3 برابر) میشود.این پمپها در سلواهایی که در غلظت بالای co2 رشد میکنند وجودندارد.
    نتیجه متابولیکی افزایش co2اینستکه مانع ازاکسیژناسیون ریبولوز بی فسفات میشود.و ازاینروباعث توقف تنفس نوری میشو
    2- چرخه اسیمیلاسیون کربن فتوسنتزی c4 (pca) :
    این چرخه هم در گیاهان تک لپه و هم در دو لپه ایهادیده شده ولی بیشتر در گونه هایی از غلات، چغندریان و جگنها دیده میشود.گیاهان این چرخه از نظر آناتومی با سایر گیاهان متفاوتند.
    شکل (الف) برش عرضی یک گیاه c4و شکل (ب) برش عرضی یک گیاه c3 (برای مقایسه) رانشان میدهد.
    شکل (ب) سلولهای حاوی کلروپلاست را نشان میدهد که به سلولهای مزوفیل معروفند.
    در صورتیکه در برش عرضی گیاهان c4 دو نوع سلول جداگانه حاوی کلروپلاست را نشان میدهد. که یکنوع از آنها سلولهای مزوفیل و دیگری سلولهای غلاف آوندی یا کرانز نام دارند.
    البته عمل c4pca مستلزم همکاری هر دو نوع سلول است. هیچیک از سلولهای مزوفیل بیش از دو یا سه سلول از نزدیکترین سلول غلاف آوندی فاصله ندارند. و شبکه گستردهای از پلاسمودسماتا، سلولهای مزوفیل و غلاف آوندی را به یکدیگر وصل میکند. و مسیری را برای جریان یافتن مواد متابولیکی بین سلولها فراهم می سازد.
    این گیاهان باداشتن چرخه c4pca، غلظت co2 رادر سلولهای غلاف آوندی افزایش میدهند.در گیاهان صاحب این چرخه 4مرحله (بصورت کلی) وجوددارد.
    1) اسیمیلاسیون co2 بشکل اسیدc4 در سلولهای مزوفیل
    2) انتقال اسید c4 به سلولهای غلاف آوندی
    3) دکربوکسیلاسیون اسید c4 در سلولهای غلاف آوندی و تولید co2 (که co2 وارد چرخه c3 میشود)
    4) برگشت اسید c3 تشکیل شده به سلولهای مزوفیل و بازسازی پذیرنده co2
    بنابر این چرخه pcr ، co2 درون سلولهای آوندی را نسبت به اتمسفر افزایش می دهد. و این باعث جلوگیری از فعالیت ریبولوز بی فسفات اکسیژناز (تنفس نوری) میشود.
    - تصویر پایین، چرخه اصلی اسیمیلاسیون کربن فتوسنتزی رانشان می دهد.

    گیاهان واجد چرخه pca دارای سه مسیر متفاوت می باشند. این مسیرها اصولا از نظر اسید c4 منتقل شده به سلولهای غلاف آوندی(مالات و آسپارتات) و روش دکربوکسیلاسیون با یکدیگر متفاوتند. و بر اساس آنزیمی که واکنشهای دکربوکسیلاسیون را کاتالیز میکند، نامگذاری می شود. این سه نوع آنزیم عبارتند از :
    Nadp-me که در کلروپلاست یافت می شود، nad-me که در میتوکندری وجود دارد و pep-ck
    واکنش اولیه کربوکسیلاسیون در هر سه نوع مشابه است و در سیتوسل سلولهای مزوفیل اتفاق می افتد. این واکنش بوسیله فسفواینول پیرووات کربوکسیلاز کاتالیز می شود و نقش hco3- بعنوان سوبسترا بارزتر از co2 است. سرنوشت اگزالواستات تولید شده در این واکنش به نوع pca بستگی دارد. در گونه های nadp-me اگزالو استات سریعا بوسیله nadp در کلروپلاست مزوفیل به مالات احیا می شود. در گونه های nad-me و pep-ckاگزالواستات در سیتوسل، ترانس آمیناسیون میشود. در واکنش ترانس آمیناسیون، گلوتامات بعنوان بخشنده عامل آمینو عمل می کند. سپس اسیدهای c4 به سلولهای غلاف آوندی منتقل می شوند. در گونه های nadp-me مالات وارد کلروپلاست سلول غلاف آوندی میشود و دکربوکسیلاسیون برروی آن صورت می گیرد. در گونه های pep-ck و nad-meآسپارتات به سلولهای غلاف آوندی منتقل می شود و در ابتدا از طریق ترانس آمیناسیون، در میتوکندری(برای گونه های nad-me) یا در سیتوسل( درگونه های pep-ck) به اگزالواستات تبدیل می شود. سپس اگزالواستات درمیتوکندری گونه های nad-me احیا میگرددو بوسیله آنزیم مالیک- nad عمل دکربوکسیلاسیون صورت میگیرد. اگزالو استات درسیتوسل گونه های pep-ck از طریق pep- کربوکسی کیناز دکربوکسیله می شود. در تمامی این سه مسیر، co2 آزاد شده در سلول غلاف آوندی از طریق چرخه pcr به کربوهیدرات تبدیل می شود.
    نوع اسید c3 که به سلول مزوفیل برمیگردد نیز متفاوت است. در گونه های nadp-me اسید c3ای که به مزوفیل برمیگردد، پیرووات است. در صورتیکه در گونه های دیگر آلانین است. در هر سه نوع چرخه، یک اسید چهار کربنه دی کربوکسیلیک بجای اسید سه کربنه مونوکربوکسیلیک به سلول غلاف آوندی منتقل می شود. در سیتوسل گونه های
    nad-me و pep-ck ، آلانین از طریق ترانس آمیناسیون به پیرووات تبدیل می شود. مرحله نهایی چرخه pca که
    در هر3 نوع چرخه مشترک است، شامل تبدیل پیرووات به فسفواینول پیرووات است که درکلروپلاست مزوفیل صورت میگیرد.