عبادات و مراسم دینی پرستش و عبادت بودایی، در وهلۀ نخست بر تصدیقی ساده و مستقیم که سه پناه خوانده می شود، متمرکز است. من به بودا پناه می برم؛ من به دهارمه پناه می برم؛ من به سانگهه پناه می برم. سه استعاذۀ یاد شده تقریباً بخشی از هر فعالیت بودایی است. از نظر بوداییان، پناه بردن به بودا به معنای این نیست که بودا هر فرد بودایی که این کلمات را زمزمه کند، نجات خواهد داد. تعالیم بودایی چنین است که این تنها اعمال خود آدمی است که به تنویر و سپس رسیدن به نیروانا منجر خواهد شد. هنگامی که راهبان بودایی ، هر صبح و شام برای ادای پوجا (نیایش و عبودیت) در دیرها جمع می شوند، این سه استعاذه خوانده شده و سوتراها به آواز قرائت می شوند. همچنین آداب و مراسم خاص پوجا برای مناسبتهای ویژه وجود دارند که از آن جمله ، مراسم وساک در چهاردهمین روز(ماه کامل) از ماه مه است؛هنگامی که تولد بودا، رسیدن وی به مرحلۀ تنویر و سرانجام مرگ او و ورود به مقام پاری نیروانا جشن گرفته می شود. امّا فرصتها و مناسبتهای خاص ، همۀ مطلب نیست.عبادتهای روزانه، بیش از هر امری نشانه ای از تقوا و پرستش بودایی است که در همه جای سرزمین بودایی، از معابد بزرگ و عمده گرفته تا آنهایی که بسیار کوچک هستند، اجرا می شود. معابدی که دارای اثری از بودا هستند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. این آثار بر جای مانده بسیار با ارزش تلقی شده و مربوط به زمانی است که آنچه از بودا بر جای مانده بود، به هنگام مرگش بین شاگردان و حواریون وی تقسیم شد. معابد و دیرهای بسیار بزرگی ساخته شدند تا یک دندان، استخوان، خاکسترهای بودا و یا شاید تکه چوبی از درخت انجیری که می پنداشتند بودا در زیر آن به روشنایی رسیده، در خود جای دهند. تفکر و مراقبه : از همان روزگار اولیه دین بودایی، تفکر و مراقبه از اجزای اصلی فعالیتهای راهبان بودایی بوده است. مراکز تفکر و مراقبه برای افراد معمولی نیز بسیار شهرت دارند. دهیانا که رایج ترین واژه ای است که برای این تفکرو مراقبه به کار می رود، هفتمین قدم در راه هشتگانۀ برجستۀ دین بودایی است. قدم بعدی و نهایی، ساماندهی استکه بهترین ترجمۀ آن توجه و تمرکز است. کسی که به دنبال سلوک، تمرکز و مراقبه می رود، حتماً باید معلمی داشته باشد که نقش آموزگار و مرشد وی را بر عهده گرفته و راه صحیح را نشانش دهد. پس از اینکه شخص مراحل مقدماتی را طی کرد، وارد مرحلۀ آخری می شود که از چهار دهیانا تشکیل شده است. اولین دهیانا که با فکر اولیه و فکر نامربوط به دست می آید ، زاییدۀ بی اعتنایی بوده و وجدآمیز و لذت بخش است. در دهیانای دوم ، فکر با تمرکز جایگزین می شود که آن نیز به مرحلۀ رشد و تعالی رسیده و به نوبۀ خودبه دهیانای سوم می رسد، که عبارت از متانت و آرامش، دقت و مواظبت وآگاهی روشن است. سرانجام، در دهیانای چهارم، نه عصبانیت وجود داردو نه شادی و انسان جملگی آرامش و تفکر و مراقبه می شود. در این مرحله، انسان زندگی های قبلی خود را به خاطر آورده، آزادی و عدم وابستگی را کاملاً تجربه می کند.