1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شعر عاشقانه خیلی قشنگ

شروع موضوع توسط ♥ yakamoz ♥ ‏12/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,717
    تشکر شده:
    4,395
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    Telegram: vahid_yakamoz instagram: vahid_yakamoz
    [​IMG]

    من منتظرت شدم ولي در نزدي

    بر زخم دلم گل معطر نزدي

    گفتي كه اگر شود مي آيم اما

    مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي






    هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم







    در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد / آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد.



    تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست










    آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهثمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...










    مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عالم ندهم



    سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم







    تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو دیدن یه گناه بود - دلم از گناه نترسید - که وجودت چون پناه بود



    تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی








    اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز






    من برنده ام ... چون نجواهایم را به ترانه های ماندگار تبدیل می کنم.



    دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه



    هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست



    آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند



    اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.



    آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود.



    درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود.



    باران را دوست دارم ، چون بی هیچ چشم داشتی به زمین می آید. این فاصله را با تمام عشق طی می کند تا به ما اهالی خاک نوید تازگی و آبادانی بدهد.



    جایی در پشت ذهنت ، به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.







    وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد



    زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انیشتن



    صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني






    نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست

    بشنو از دل ، دل حریم کبریاست

    نی بسوزد خاک و خاکستر شود

    دل بسوزد خانه ی دلبر شود











    هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

    مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

    وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

    راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟


    اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم







    عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من کشف کني







    نمي دونم که چرا هر وقت به تو مي رسم ، نمي توانم از تو

    بگويم. براي گفتنت واژه کم مي آورم. به هر حال ، بدان

    که بيشتر از اين حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهي








    من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه

    اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه

    من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه

    آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه



    عکس عاشقانه




    شبي به دست من از شوق سيب دادي تو

    نگو كه چشم و دلم را فريب دادي تو

    تو آشناي دل خسته ام نبودي حيف

    و درد را به دل اين غريب دادي تو.




    [​IMG]



    تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]می خواهم باور کنم[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]تمام سراب هایی را که پیش رو دارم[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]و باور کنم[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در نگاه سرد و مردهء آن رهگذر[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]احساسی متولد می شود[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]از میان آتشی که[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]برق نگاه من در چشمانش برمی افروزد...[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]من باور می کنم[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]باور می کنم حتی اگر تمام دروغ های دنیا[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]برای خاموش کردن ارتعاش حقیقت[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]حنجره ات را بلرزانند...[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]این بار برای همیشه باور می کنم[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]حتی اگر هرگز نگویی :[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]"دوستت دارم"[/FONT]
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    وقتی بارون
    با سر انگشت های لطیفش

    تن تنهای خیابون رو نوازش می کنه

    وقتی با بوسه هاش ,لب های پنجره رو به هم می بنده و

    سر می خوره روی گونه های اقاقیا

    درست همون موقع که بارون می زنه زیر آواز و

    برگ ها می رقصن با صدای چیک چیکش

    و قطره های بلورش روی دریای بی کران لی لی بازی می کنن...

    چشمام رو باز می کنم و می بینم صورتم خیسِ و

    لب های پنجره خشکِ خشک !

    اقاقیا بیتاب شدن و برگ ها بی سر وصدا

    به جای بارون تن تنهای خیابون رو نوازش می کنن

    و قطره های بلورش توی دریاها گم شدن...!

    به خودم که میام می بینم...بازم دلم هوای بارونُ کرده...