وضع امروز ما به گونه ای است که اگ ررهر دقیقه وساعیت از ما بی حساب به هدر رود و ره لحظه ای که بر ما بگذرد گناهی به حساب می آید . ما امروز امکاناتی داریم که دیگران ندارند . ما می توانیم ایدئولوژی کاملتر و جامع تری را در جامعه خود عرضه کنیم و با کار و تلاش فرصتهایی را پدید آوریم . امروز روز آن است که از خواب گران بیدار شویم ، قانون زندیگ را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم . عوامل فساد را شناسائی کرده و به کمک دیگران را از میان بردرایم . سرمایه عظیمی زا نیروی انسانی از جوانان اندیشمندان که در اختیار ماست مورد بهره بردرای قرار دهیم . آری آن روز که تبلیغات و سرو صدا به راه می انداختند و جوانان ما را از اسلام به دور می داشتند سکوت کردیم و سخنی نگفتیم تا دشمن تدریجا بر ما مسلط شد . امروز که به خود آمدیم و خود را در زیر بار تسلط همه جانبه دشمن یم بینیم ضروری است که حرکیت کنیم . بیدرا شویم و دیگران را نیز از این خواب بیدار کنیم . دشمن مار ا تحت تبلیغات مسموم خود قرار داده و با کمال وقاحت می گوید اسلام آئینی در حد تشریفات و مربوط به عابدان و زاهدان است . در حد نماز و روزه . طهارت و نجاست ، غسل و وضو است . اینک خوشبختانه زمینه ای پیش آمده است که بیش یا کم فهمیده اند که آنگونه سخنان یاوه و بی منطق بوده است . اسلام ائینی کامل و جامع و در برگیرنده همه مسائل و ابعاد حیات از اقتصاد ف سیاست ، حکومت تربیت و ... است . ضرورت قیام و اقدام امروز بیش از هر عصری ضروری است که نیروها در طریق اسلام و به خاطر اسلام بسیج شوند ، در طریق نجات نسل شبهات و اشکالات حرکتی و جنبشی پدید آید . ما می توانیم ایدئولوژی خود را از اسلام بهص ورت مترقی و علمی عرضه کنیم و مردم را بر اساس راه و روشی اندیشیده به اسلام دعوت نمائیم . این وظیفه ماست که خلا اعتقادی را در جامعه بر کنیم ، و مذهب و منطقه خود را از خطری که در کمین آن است نجات دهیم . این یک وجوب عقلی دارد که به قدر استطاعت ، با صرف مال و جان بکوشیم ، رفورمی رد رذهن ها پدید آوریم و چهره راستین اسلام را به دیگران نشان دهیم . ما را وظیفه است که نگذاریم حقیقت و ماهیت اسلام مخفی شود و تصور شود اسلام تنها اسمی است بی مایه و فقط در حد رابطه ساده بین خالق و مخلوق است . وظیفه وجدانی و اسناین ماحکم می کند که حقایق را بر ملا سازیم و زمینه هائی که برای نجات بشر به نظر ما می رسد عرضه کنیم . این دردمندی و احساس درد را نمی توان سرپوش گذاشت و با آن را نادیده گرفت . وظیفه هر کسی که سوزی دارد این است که در این راه قیام و اقدام کند . این خطاست که ما همه وظیفه ها را از گروهی خاص به نام رجال دین بخواهیم . اصولا در اسلام همگان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دارند ، نه گروهی خاص ، حتی ما قائل نیستیم که اسلام عده ای موظف و محدود به نام رجال دین داشته باشد . همه رجال دینند و وظیفه دار تحقیق و ابلاغ رسالت . ولی اگر همگان نتوانند به مسائل و ابعاد اسلامی دست یابند بر عده ای وظیفه می شود که این رسالت را به انجام رسانند . قبل از هر گونه اقدام بیش ازهرگونه به هدایت و نجات نسل ، قبل از هر گونه تلاش در جهت رهبری مردم ، معرفی اسلام ، مبارزان فکر ی و عقیدتی باید دید : 1- ما چه میگوئیم و چه می خواهیم شاید طرح چنین مساله ای بسیار کودکانه به نظر آید . ولی واقعیت این است که آن چندان کودکانه و بی حساب هم نیست زیرا آنچه را که می خواهیم معلوم و روشن نیست . از نوع مسائل کلی و طبعا توام با ابهام است باید با اقدامات ما از این کلیت و ابهام بیرون آید و صورت روشن تر و واضح تری با تکیه برجزئیات پیدا کند . شک نیست که ما نیاز به افرادی داریم که آگاه ، روشن متعهد و وظیفه شناس ،پویا ،که در صراط مستقیم باشد . افرادی که مهذب و منفی بوده و متادب به آداب و اخلاق انسانی و اسلامی باشند . در دنیائی که تبلیغات شرق و غرب گوش فلک را کر می کند و افراد خواسته و ناخواسته تحت تاثیر آنند آنها بتوانند خود را نگهدار بوده و قادر به دفاع از مکتب راستین خود باشند . ما می خواهیم نسلی را داشته باشیم آزاد ، با شخصیتی زنده و مستقل که در برابر افکار صادرایت و وارداتی موضع اندیشیده خود راحفظ کنند و از آن دفاع نمایند . فریادشان را ، رای شان ، خواسته شان از روی حساب باشد سر انجام شان معلوم و پایان خط شان مشخص باشد . 2- چرائی اوضاع بحث این است که چرا اوضاع کنونی بدینگونه که تصویر شد . علت و یاعلل انحرافها چیست ؟ چرا بازار مذهب گرم نیست ؟ چرا بازرا کف رگرم و با رونق است ؟ راز تفرقه ها و اختلافها چیست ؟ علت و یا علل تسلیم چیست ؟ چرا مسائل به زبان روز نیست ؟ چرا مسائل قابل تطبیق با جریانات روز نیست ؟ غرض این است مشکلی قابل حل و درمان نیست مگر آنگاه که منشا پیدایش آن مشخص شود . هیچ بیماری و دردی از بین رفتنی نیست مگر آنگاه که آن را نیکو بشناسیم و راه پیدایش آن را کشف کنیم . در زمینه مسائل اجتماعی نیز وضع به همین گونه است . اگر در اجتماع نابسامانی است اگر جوانها زا مذهب و مذهب نمایان فراری هستند . اگر اسلام را آئینی کهنه و فرسوده می شناسند اگر در برابر جنبه های ایدئولوژی خود حساسیت ندارند ،حتما علت و یا عللی دارد ... این علل را بدون فریب دادن خود ، بدون مسامحه و سهل انگاری و حتی بی ترس و وحشت از عواقب آن باید نیکو شناخت تا بعدا بتوان درباره آن تصمیم گرفت . 3- چه باید کرد ؟ پس از تعیین هدف و چرائی اوضاع اینک وقت آن است که فکر کنیم الاه چه باید بکنیم. کار مادر دو جنبه و در دو صورت باید انجام شود .یکی کار اصلی و سازمانی و دیگر کاری که تعوسطاینان گسترش می یابد . امادرجنبه اول ضروری است که ما از پیامبر الگو گیریم . بدینگونه که در سالهای اول تلاش خود اقدام به تشکل یک هسته مرکزی متشکل کرد و اصول تعالیم خود را به آنان آموخت . عده ای کم و قابل کنترل ، لایق آموزش و در طریق پذیرش قواعد سازندگی این امر از آن بابت که کار عظیم سازندگی توده به تنهائی امکان پذیر نیست ، باید گروهی دستیار و معاون یا موران تبلیغاتی در یانر اه اقدام و با ما همکاری کنند . اینان خود باید از کسانی باشند که اسلم را نیکو می شناسند . در برابر مسائل و دشواری ها راه حل و آگاهیهای لازم را دارند . بدین سان ضروی است که انهاس اخته شوند . در جنبه دوم همین عده شورع به تلاش و فعالیت هائی خواهند کرد و به حقیقت محتوای مکتب خود را تم اسلام را به دیگران بر اساس نقشه وبرنامه ای که رعصه خواهیم کرد خواهند شناساند مساله دیگر در این امر برنامه ریزی است . تصور اینکه بدون برنامه ای می توان کاری قابل ذکر انجام داد تصوری غلط است . اشتباهات گذشتگان کافی است که ما را از این فکر و تصور باز دارد . اما برنامه ها بهتر است دارای اصالت و مقتبس از اسلام باشد نه غرب . فکر اینکه غرب می تواند در این راه به ما کمک کند گمراه کننده است شرق و غرب نمیتوانند برای ما راه گشا باشند و اگر هم بتوانند تن به چنین کار و برنامه ای بدهند . شک نیست که در مواردی می توان از راه دیگران سود جست و از تجاربی که دیران در پیمودن راه خود به دست آورده اند استقاده کرد ولی بهتر این است که برنامه ها و راه و روش ها زا اسلام باشد و خوشبختانه محتوای ما سرشار از این راه و روش هاست . 4- بررسی روش گذشتگان اسلام سالهاست که زنده است ولی سالهای اولیه حیات آن بریا ما درس دهنده و عبرت آموز است . اگر بتوانیم در سایه مطالعات به نقشه مبتکرانه مسلمین صدر اسلام پی ببریم و بیابیم آنان چه کرده اند که به چنان پیروزی و پیشروی دست یافته اند یمتوانی از آن درس بگیریم . راستی صدر اسلام چه دوره خوبی بود ، در آن عده ای بیدار زنده دل در میان مردم بودند و ظایف الهی خود را به نیکوترین وجه انجام میدادند . آنان در برابر مفاسد فریادها داشتند ، و با طریقه ای و روشی نو ،با دعوتی روشن ،تن به نبردی جدال انگیز می دادند و در سایه آن سروری اسلام را تضمین میکردند .