امروز مشکلات بسیاری در سر راه انسانها و به خصوص جوانان ما به سوی اسلام وجود دارد که ذکر مه آنها امکان پذیر نیست . در راس آنهمه مشکلات می توان بی خبری ، بی توجهی ، غرض ورزی و سرخوردگی ها را نام برد . مشکل این است که افراد از مسائل جامعه شناسی ، روانشناسی تاریخ ، سیاست و ... اطلاعاتی کسب می کنند ولی از آنچه که مربوط به جنبه های ایدئولوژیکی شان است بی خبر می ماند . یا گاهی مسائل مذهبی را به صورت تئوریک می آموزند ولی تطبیق آن با وضع موجود و جریانات روز عاجزند . البته کسانی هم هستند که نمی خواهند اسلام را بفهمند شاید از آن جهت که ارزش مطالعه برای آن قائل نیستند و یا آن را قابل پیاده شدن در جامعه خود نمی یابند . برخی از افراد از اسلام بی اطلاعند از آن بابت که به منبع و مرجعی قابل اعتماد دست نیافته اند که قادر باشد حقایق اسلام را به زبان روز و در حدود سطح درک و فهم شان بیان نماید . بدین نظر جوانی که تادیروز مذهبی نبود ، و الان خواستار مذهبی شدن است نمی تواند که باید چه کند و به کدام ملجائی پناه برد . شک نیست که تبلیغات سوئ خصم هم در این راه سدی است عظیم و قابل ذکر ، از آن بابت که اسلام رامتهم کرده و آن را در ذهن جوان به صورت وحشتناکی رتسیم نموده است اینان در سایه تبلیغات آنان کم کم عقیده پیدا کرده اند که اسلام نمی تواند یک نظام سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، تربیتی ... قابل ذکر داشته و در عصر ما بتواند جهان را اداره کند . یا این نظام نمی تواند در برابر خطر های بین المللی راه چاره ای بیندیشد و در زمان ها و مکانهای مختلف قابل اجرا و پیاده شدن باشد . به هر حال در این بحث مسائل ومشکلاتی را که در سر راه ماست عرضه می کنم . بدان امید که ذکر آن خود گشاینده راهی به سوی سعادت جامعه و هدایت انسانهای مشتاق حقیت باشد . ضمنا یاد آور می شوم که این مشکلات به عنوان مشت نمونه خروار و تعداد اندک از مقداری بسیار است . 1- وضع خانواده ها یک بررسی اماری کوتاهوضع خانواده و نقش آنها را در آموزش مذهبی و جنبه های الگوئی و رهبری نشان می دهد ، می دانیم که بیش از 6% جمعیت ما بی سوادند . حتی سواد خواندن و نوشتن ندارند . البته اینان افراد خوب و دلسوزی هستند ولی نیم توانند منبع و مرجعی برای دادن آگاهی و اطلاعات حساب شده دینی باشند اطلعات آنها محدود و ماخوذ از منبره ها ، سخنرانی ها ، شنیده ها و یافته های مخلوط و پراکنده است . انها که با سواد اند تا چه میزان سواد دانرد ؟ آیا جز این است که بخش اعظم جمعیت ما سوادشان در حد روزنام خوانی است ؟ آیا آنان را هیچگونه دسترسی به منابع و متون اصلی مذهب هست ؟ تازه عده ای که دارای چنان دانش و آگاهی باشند تا چه حد احساس مسئولیت دارند که برای شناخت مسائل مذهبی و ایدئولوژیکی تن به مطالعه و تحقیق دهند ؟ و تازه پس از کشف و تحقیق آن را به فرزندان خود منتقل کنند ؟ اینان دانش و اطلاعات خود را در چه راهی به کار می برند ؟ تا چه حد به زبان دین که متاسفانه یا خوشبختانه اغلب متون اصلی آن پس از 1400 سال هنوز به زبان عربی است آشنائی دارند ؟ والدینی که فرزندان خود را امانت به حساب آورند کیانند ؟ چقد از آنها را می شناسید ؟ اغلب وادین گمان می کنند وظیفه شان درحد سیر کردن شکم فرزندانشان و پوشش تن و حفظآنها از آفات بدنی و سرما و گرماست ، دیگر نه مسئولیت اخلاقی دارند ، نه دینی و نه وجدانی ؟ از این گذشته سرگرمی های زندگی برای کسب نان و نام ، تفریحات ، اشتغالات ، رقابت ها ، درگیری ها ، خستگی ها ، سبقت جوئی ها که فرصت می دهند که آنان ساعتی را به فکر جنبه های معنوی فرزندانشان بگذارنند . زندگی کودکان در خانه ها ف حتی در سطح خانواده هائی که امکاناتی دارند در حد زندگی مرغ و جوجه هاست که النه ای آباد و شکمی آبادتر دارند . دیگر والدین خود را مسئول دیرگ ابعاد حایت کودک نمی دانند . بی سوادی ها از یک سود ، عدم تعهد ها از سوی دیگر باعث آن می شود که فرزندان نتوانند از والدین خود آنچنان که باید بهره گیرند . نصیب فرزندان ازوالدین در این زمینه بسیار اندک و اغلب مبتنی بر مسموعات و یافته های آنهاست و شما می دانید که این منبع با چنین صورتی چندان قابل اعتماد و آموزنده نمی تواند باشد . 2- معرفی ها از اسلام چه بسیار آگاهانی که وجهه همت خود را در شناخت اسلام و شناساندن صحیح آن به مردم قرار داده اند سعیهم مشکور – ولی اینر ار هم نمی توان انکار کرد که بسیریا زا معرفی ها زیانبخش و هم چون پرده هائی بر روی قلب ها و عقل ها هستند و حتی زمینه را برای از هم گسیختگی مسائل و نابودی اسلام فراهم می آورند . به هنگامی که معرفی ها بر اساس شناخت صحیح اسلام و از حقایق و ابعاد آن نباشد نه تنها گرایشی مطابق با ذوق فطری در افراد ایجاد نمی کند ، بلکه موجب سرخوردگی هائی هم خواهد شد . این امر باعث آن می شود که امروزه بیشتر ما نه ترین تهمت ها بر اسلام زده شود و صد ها حلمه ناجوانمردانه به سوی اسلام را در پی آورد . در اثر معرفی های نادرست ، اسلامی که به مردم عرضه می شود دینی است بی روح و جامد ، بی حیات و جنبش ، بی دست و پا ، در حدی که نمی تواند خود را از دست ما خلاصی دهد . تصورات غلط از اسلام : وضع بد معرفی از اسلام به گونه ای است که مردم گمان دارند با پذیرش آن باید از زندگی دور شوند و لذائذ مادی را برای آن جهان واگذارند . زیرا به اینان گفته اند که خدا و خرما با هم جمع شدنی نیستند ، دنیا و آخرت با هم سازگاری ندارند . در حالیکه اصولا دین برای زندگی است و زندگی بدون خرما امکان پذیر نیست . اسلام کی گفته است که همه تلاش ها باید صرفا در طریق معنویت باشد ، کی واقع بینی و بهره مندی از لذائذ جهان در اسلام نهی شده است ؟ شاید برخی از مردم و به خصوص جوانان که در منتهای اندیشه و زیبا بینی ، و در جستجوی لذائذ هستند حق دارند تصور دیگری از اسلام داشته باشند . زیرا نمی توانند دین و زندگی را از هم جدا ببینند و به خود بقبولانند که مال و ثروت جیفه است و باید آن را پس زد . اگر هدف دین سعادت بشر است بخشی از آن را باید درهمین دنیا ببینند و مزه ان را بچشند تا زمینه برای رغبت شان به تعالیم دین فراهم گردد و آن را بپیذیرند و تعقیب کنند. 3- معرفان نورس چه بسیارند افرادی که بدون هیچگونه صلاحیت و شایستگی دست به کار معرفی و تبلیغ اسلامی می شوند . این تازه بدوران رسیده ها گاهی میدان وسایل ارتباط جمعی را محلی مناسب برآروده و رد آن به اظهار رای و نظر می پردازند .، مدعی می شوند که فلان آیه قرآن را یکهزار و چهارصد سال است مردم می خوانند ولی کسی تا حال آن را نفهیمده و معین آن را کشف نکرده و تازه ایشان از آن سر در آورده اند البته در این سرد در آوردن چه لجن کاریهائی که می شود و چه مزخرفاتی بخورد خلق الله می دهند . گاهی به اسم اطلاعت خدا مردم را به بند خود می خوانند و بردگی را ترویج کرده و راه خدا را بر مردم سد می کنند . شیادی در لباس تقوی : چه بسیارند کسانی که سعی دارند به اسم تقوی و دین ، شعور مردم را به بازی گیرند و در سایه آن به مردم فخر و دعوی بفروشند . مغزها را خالی می کنند تا امکان جیب بری برای شان باشد ، چشم ها را کور می کنند تاز شتی ها و تبهکاری هاشان را نبینند . اینان در لباس تقوی ؛ حرص ، حسد ، فریب ، بی فکری خود را مخفی کرده اند با با نقاب فریبنده و زهد ، روح عبادات را از مردم گرفته و سعی دارند خود را در فکر آنها به عنوان شخصیتی عظیم جای دهند اینان سعی دارند مقلدانی میمون وار بپرورانند که بتوانند در پی خود بکشانند و دور و برخود را شلوغ نگه دارند . در سایه سکوت دیگران این جهالت ها و سرو کیسه کردن ها بالا می گیرد ، جنبش های ارتجاعی رنگ پیدا می کند و راهها به گونه ای زیرکانه بر مردم بسته می شود . شک نیست که اینان چون کف بر روی آبند ، دیر یا زود نابود می شوند . ولی صبر بر زوال آنهاغ بس سنگین و غیر قابل تحمل است ، باید زودتر دست به کرا شد و ریشه آنها را خشک کرد . دایه های مهربان تر از مادر :کسانی را می شناسیم که می خواهند کمال علاقه شان را به اسلام نشان دهند ولی نمی دانند چگونه و از چه راهی برنامه عملی اندیشیده در دست ندارند ، آگاهی های لازم را هم ندارند و اسلحه ای که در دست دارند قدرت بیان است . در سایه آن جوانان را کاتولیک تر از پاپ تربیت می کنند . فلج کردن عقلها : چه بسیارند عقاید و موانعی که دست و پا گیرند و عقل مردم را فلج می کنند و یا مسائلی که آدمی با آن سرو کار دارد و او را به سوی مسخ می کشانند و اراده اش را تباه می سازند و .. آدمی گاهی در بن بستی عظیم قرار می گیرد ، نمی داند آنچه را در گذشته داشته است درست بوده یا خیر ؟ و آنچه را که امروز به نام عبادت انجام می دهد همانی است که باید انجام دهد یا نه ؟ رایها و اظهار نظر ها در فاصله ای محدود آنچنان عقب گرد و یا چرخش دارند که آدمی گمان می کند مبادی و اصول اعتقادیش عوض شده است . حقیقت این است در برخی موارد آدمی احساس می کند به صورت شی و یا ابزرای در دست دیگران است ، به هر گونه که بخواهند او را می گردانند و می پیچانند ، به هر فرمی که بخوابد و یا بنشیند رو به قبله اش می کنند . اظهار نظر های نو که از بادها و طوفان های روز بی بهره نیست آدمی را در وادی دیگری قرار می دهد که انسان گمان دارد آنچه کهدر گذشته آموخته و عمل کرده است همه بر باد فناست و یا اآنچه را که امروز به او القاء می شود نیندیشیده و بی حساب است . حال چه فرد یا افرادی باید زیر بازوی ما را در این بحرانها بگیرند و مددمان دهند معلوم نیست ، شاید هم در برخی از موارد معلوم است ولی آنان مصلحت نمی بینند که قدمی به پیش بگذارند . در همه حال ضروری است که افراد از این حالت سرگردانی و تعلیق از راه و روشی که تنها به درد فلج کردن عقل می خورد نجات یابند .