تجسس و تحقیق ولو سطحی در زمینه مسائل اعتقادی توده نتایجی می دهد که کم یا بیش نگران کننده و برای افراد مسئول و متعهد تکان دهنده است . آنکس که بیش یا کم در جریان اجتمای روز باشد و با زمینه های فکری و عقیدتی مردم آشنائی داشته باشد در می یابد که بسیاری از مردم آنچه را که در فکر و عمل دارند مذهبی نیست . بسیاری زا آنها که طرفداری از تز و مکتبی را بر عهده دارند قادر به دفاع از اصول عقاید خود نمی باشند . نمی توانند بگویند که چه می گویند و چه می خواهند ، هدف شان چیست ،و چه راه و رسمی معین و اندیشیده را می خواهند تبعیت نمایند . عملکرد ها بمانند دعوت ها مبهم است ، و تزی که مدافعش هستند در چهارچوب الفاظ تحسین آمیز و شوق انگیز محدود ، و از معرفی و بیان محتوا خالی است . این وضع و موقعیت مربوط به عصر و زمانی است که اینان در معرض عوامل ویرانگر بسیاری از عقیده و انحرافند و اگر به دادشان نرسند خطر دامه پیدا کرده و روزی به سراغ قفس خواهیم رفت که از آن همه مرغان زیبا پروبال مشت پری باقی خواهد بود . دور نمای نگاه به جنبه عقیدتی ما به صورت زیر قابل تصویر است . سرگردانی و خود کم بینی بر اثر جهل به تعالیم مذهبی و دینی ، گاهی که در برابر تبلیغات فردی آگاه تر ، از مذهب و مکتبی مخالف قرار می گیرند در دورن احساس پوچی ، سرگردانی و گمراهی کرده واعتقاد و ایدئولوژی خود را مخفی می دارند . و خود را به گونه ای دیگر و با زمینه فکری دیگر که دفاعی و ضدیتی مطرح نباشد معرفی می کنند . بد نیست یادآور شویم گایه هم بی منطق و استدلال به رد و نفی آنچه که خصم در برابرشان اعلام می دارند پرداخته و مسائلی را به اسلام نسبت می دهند که د رآن نیست و یا چیزی را از آن نفی می کنند که در آن وجود دارد ، و بالاخره برای بعضی ها هم مساله صورت سومی پیدا می کند . و آن اینکه چون دلایل قوی ومعنوی ندارند رگهای گردن را به حجت قوی می گردانند و با ضرب و شتم حقانیت خود را می خواهند اثبات کنند و ما می دانیم که این امر چه عواقب سوء و زیانباری را به همراه خواهد داشت .