1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

چرا نعمتهاي خدا را رها كرده ايم؟

شروع موضوع توسط ATENA ‏29/6/11 در انجمن معارف اسلامی

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    علی عليه السلام بعد از جنگ جمل كه در آن فاتح شدند ، وقتی وارد بصره‏
    شدند ، وارد بر خانه علاء بن زياد شدند و او خانه بسيار مجللی داشت حضرت‏
    ، اول به صورت اعتراض مانندی به او فرمودند اين خانه به اين بزرگی را
    می‏خواهی چكار كنی ؟ در خانه كوچكتری هم می‏توانی زندگی كنی ، تو در آخرت‏
    به خانه بزرگ احتياج داری ، بعد فرمودند بلی می‏توانی همين خانه بزرگ را
    وسيله خانه بزرگتری در آخرت قرار بدهی به شرط اينكه در اين خانه مهمان‏
    بياوری و آن را وسيله قرار دهی برای خدمت كردن به خلق .
    بعد آن مرد عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! اشكو اليك اخی عاصم بن زياد
    من شكايت برادرم عاصم بن زياد را خدمت شما می‏كنم فرمودند چطور
    شده است ؟ عرض كرد برادرم ، زاهد و راهب و گوشه -
    نشين شده ، حاضر نيست غذای خوب بخورد و اصرار دارد غذای نامطبوع بخورد
    و لباس خيلی درشت بپوشد و از لذت دنيا كناره گيری كرده است .
    حضرت علی عليه السلام فرمودند : « علی به ». يعنی احضارش كنيد
    . عاصم را آوردند ، حضرت با بيان عتاب آميزی به او فرمودند : « يا عدی‏
    نفسه » ای ستمگرك بر خود « لقد استهام بك الخبيث » آيا
    شيطان تو را گول زده است ؟ شيطان بر تو مسلط شده است ؟ چرا نعمتهای خدا
    را رها كرده ای ؟ تو كوچكتر از اين هستی كه خدا از تو بازخواست كند كه‏
    چرا از نعمتهای من استفاده كردی ، خدا نعمتها را برای استفاده كردن خلق‏
    كرده است اين مرد جواب خيلی روشنی داشت ، گفت : « يا اميرالمؤمنين‏
    هذا انت ». شما كه اين حرف را به من می‏زنيد ، خودتان هم كه مثل‏
    من زندگی می‏كنيد ، لباس من كه از لباس شما درشتتر نيست ، خوراك من از
    خوراك شما پائينتر نيست من مثل شما زندگی می‏كنم ، فرمود : اشتباه كرده‏
    ای ، من پيشوای خلقم و تو يكی از مأمومين هستی .
    « ان الله تعالی فرض علی ائمة الحق ان يقدروا انفسهم بضعفة الناس كيلا
    يتبيغ بالفقير فقره » وظيفه پيشوايان و امامان و زمامداران امت‏
    وظيفه ديگری است خداوند بر زمامداران حق واجب كرده است كه زندگی‏
    خودشان را در سطح پائين ترين افراد قرار بدهند ، چون چشم توده مردم به‏
    آنهاست ، برای اينكه با آنها همدردی كرده باشند ، برای اينكه تسكينی‏
    برای آنها به وجود آورند و يك كمك
    روحی به آنها كرده باشند البته در حدی كه می‏توانند بايد كمك مادی بكنند
    ، ولی در يك حدودی امكان كمك مادی وجود ندارد و بايد كمك روحی كرد .
    اينهم فلسفه ديگری برای زهد آيا اسلام همان طور كه ايثار و كمك مادی را
    می‏پذيرد ، همدردی و كمك روحی را هم می‏پذيرد ؟ بلی می‏پذيرد چون اين هم‏
    باز يك كار هدفدار است ، هدف معقول و مشروع .