پاسخ : می نویسم برای دل تنگم خنده هایم را انقدر دوست داردکه حتی در تلخ ترین رابطه مان در لحظاتی که میدانم باز دوستم ندارد میخندم از ته دل میخندم دیوانه ام شود شاید...
پاسخ : می نویسم برای دل تنگم زهر خنده هایتجان از تنم میگیرد... بیشتر زهر بریز بیشتر مبتلا شوم بمیرم ....
پاسخ : می نویسم برای دل تنگم ایـن روزهــــــــا هـمه مـی رونـد... اگـر کسـی آمـد.... تـعجـب کـنید! مشـکـوک اســـت.....
پاسخ : می نویسم برای دل تنگم کاش امـــــــــــــــــــــــ ــــــــتداد لحــظـه هــا تـــــــــــکرار دوباره بــــــــا تـــــــــــــو بـــودن بـــود
پاسخ : می نویسم برای دل تنگم می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند. ستايش کردم ، گفتند خرافات است. عاشق شدم ، گفتند دروغ است. گريستم ، گفتند بهانه است. خنديدم ، گفتند ديوانه است. دنيا را نگه داريد ... می خواهم پياده شوم.
پاسخ : می نویسم برای دل تنگم دلم تنگـ می شـود گاهـی ! برای ِ ... یك « دوستت دارم » ِ سـاده ! دو « فنجـان قهــوه ی داغ » سه « روز » تعـطیلی در زمسـتان ! چـهار « خنـده ی بلنــد » و پنــج « انگشـت » ِ دوست داشتـنی
پاسخ : می نویسم برای دل تنگم هجوم سیاهی شب, بر وجودم تازیانه میزند! دستهایت, ای نگارگه صبح, حس غریب را در دلم پاره پاره می کند! و چه زیباست در اندیشه یافتنت... خنکای عطوفتت در وجودم ترانه می خواند, اما... با تو گفتم در خلوت باران... از سکوت شب... از تیرگی بی پـــایـــان... شب را با طلوع همساز و صبح را با غروب... سیمین دانشور
پاسخ : می نویسم برای دل تنگم با من بمان گفتی: نباید می رفتی... گفتم: نرفتم ماندم گفتی: به قعر رفتی گفتم: دیروز به تو نرسیدم که امروز رفته باشم من از آغاز... از نخستین دیدار در کنار تو ماندم گفتی: هوایم را از صدایت پر کردی و یک روز بی خبر صدا را بریدی و رفتی... گفتم: دور یا نزدیک... چه فرقی می کند؟ اگر... صدا را می شنوی! گفتی: نزدیک تر باید می آمدی گفتم: فاصله در نگاه ماست اگر مرا نزدیک تر می خواهی با من حرکت کن نایست... با من بیا... گفتی: کجا؟ گفتم: به نزدیکترین جای این گره... به امن ترین جای این صدا که ما را به جانب یکدیگر پرتاب میکند صدایی مشترک ، که دریا شدن را به ما می آموزد گفتی: می دانم بازگشت صدای خود را از من میخواهی من شاید انعکاس صدای تو نبودم گفتم: بودی هستی خواهی بود... من از تو گلایه ندارم گفتی: من سایه ی توام سایه... نه گلایه! گفتم: باش در من باش... نه بیرون از من! گفتی: هستم هستم