یک جوان ایرانی در حال بازی شطرنج با دو استاد آنچنان که در کتاب نفائس الفنون نوشته دانشمند ایران محمود آملی آمدهاست، شش نوع شطرنج در ایران سدههای میانه رواج داشتهاست. محمود آملی در این کتاب این شش نوع شطرنج را به تفصیل شرح میدهد. این شش نوع عبارتند از:[۳] شطرنج قدیم (یا شطرنج هندی) که همان شطرنج امروزین است؛ با این تفاوت که در ایران سدههای میانه فیل تنها دوخانه مورب و با جهش از روی مهرهها میتوانسته حرکت کند و وزیر نیز تنها یک خانه مورب حق حرکت داشتهاست. شطرنج طویل (که شطرنج مستطیلی و شطرنج ممدود نیز نامیده میشدهاست). این شطرنج در صفحهای ۴×۱۶ و با تاس بازی میشدهاست و قوانین خاص خود را داشتهاست. شطرنج جوارحیه که در صفحهای ۷×۶ بازی میشده و هر بخش به نام یکی از اعضای بدن انسان بودهاست. شطرنج تامه که در صفحهای ۱۰×۱۰ بازی میشده؛ آملی و مسعودی قوانین این شطرنج را به وضوح شرح دادهاند. شطرنج رومی که صفحهای مدور داشته و ۱۶ مهره در دور یک مرکز واحد چیده میشدند. قواعد مربوط به این شطرنج را ابن عربشاه نیز نقل کردهاست. شطرنج حصون در صفحهای ۱۰×۱۰ با چهارخانه اضافی در حواشی بازی میشدهاست و در هر طرف صفحه ۲۰ مهره قرار داشتهاست. شطرنج کبیر یا شطرنج تیموری: این شطرنج ۱۱۲ خانه داشته (در صفحهای ۱۰×۱۱) و در آن مهرههای متعددی از قبیل شاه، وزیر، زرافه، شیر، شتر، نگهبان، دبابه، ارابه جنگی حضور داشتهاند که در سه سطر در دو سوی صفحه چیده میشدند. در این شطرنج، پیاده جلوی مهره با پیاده دیگر متفاوت بودهاست که هر پیاده میتوانسته ارتقاء یابد (مثلاً پیاده شتر تبدیل به شتر شود)؛ پیاده شاه در صورت ارتقاء تبدیل به شاهزاده میشدهاست (در این صورت اگر شاه کیش و مات میشد، شاهزاده به جای او به سلطنت میرسید). در این شطرنج همچنین قواعدی برای تبادل اسرای جنگی وجود داشتهاست. ابنعربشاه قواعد مربوط به این شطرنج را به وضوح ذکر کردهاست. برخی ابداع این شطرنج را به تیمورلنگ نسبت میدهند.
پاسخ : انواع بازی شطرنج شطرنج از طریق فتوحات مسلمانان در اندلس و بیزانس (روم شرقی) به اروپا راه یافت. شطرنج در اروپا نیز مدتها محدود به طبقه اشراف و شاهزادگان بود؛ و تا پیش از عصر جدید، مردم عادی بدان دسترسی نداشتند. از جمله تغییراتی که اروپاییان به شطرنج وارد کردند، تغییرات زیر بود: پیادهها اجازه یافتند در حرکت اول یکخانه را درجا بزنند. شاه اجازه یافت تنها یک بار در طول بازی دوخانه را یکجا حرکت کند. (این قانون بعدها جایش را به قلعه کردن داد) فرزین یا وزیر (که اروپاییها ملکه خواندند) اجازه حرکت بیشتری یافت.