1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

"127ساعت"آخرین فيلم ملال‌آور"بویل"از انزواي جوان امروز امريكايي

شروع موضوع توسط minaaa ‏23/6/11 در انجمن سینمای جهان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113



    [​IMG]

    "دنی بویل" در مراسم اسکار دو سال قبل با فیلم "میلیونر زاغه نشین" موفق شد در رشته بهترین فیلم و کارگردانی جایزه اسکار را ازآن خود کند، بر خلاف نظریه بسیاری از منتقدین خارجی و داخلی فکر می کنم، اين فيلم جنبه های دراماتیک بسیار ضعیفی داشت. اگر در نشریات داخلی این اثر بسیار ستایش شد، تنها دلیلش این است که نقد در حوزه آثار فرنگی کاملاً تحت تأثیر منتقدان خارجی است. میلیونر زاغه نشین نیز صرفاً یک فیلم خبری موفق بود که یک رویداد خبری را از زاويه‌های متعدد زمانی و مکانی بررسی می کرد.
    بویل فیلمساز موفقی نیست؛ تازه ترین اثر او "127 ساعت" از نامزدهای اسکار امسال، دنباله همان قالب ساخت فیلم های خبری را دارد و مولفه های فرمی و محتوایی تازه ای در آخرین اثر او دیده نمی شود. ضمن اینکه اثر اقتباسی موفقی نیست(بر اساس کتاب "میان یک صخره و یک جای سخت" اثر آرون رالستون) با مطالعه منبع اقتباس، صحت دیدگاه‌های نگارنده را تائید خواهید کرد.
    پیچیدگی‌های روایی کتاب بسیار چالش برانگیز و کاملا جذاب است اما برگردان سینمایی آن پرداخت خوبی ندارد، ضمن اینکه اصل ماجرای واقعی نیز درون مایه های ساخت یک اثر سینمایی را ندارد. چرا که اصل روایت در یک فضای کاملا بسته می گذرد و آسمان و ریسمان بافتن از فیلم در قالب یک نقد کاملا خطاست.
    اما قاعده ژانری ازمولفه های طبیعت گرای- اجتماعی تبعیت می کند، شاید ترجمه روان تری برای این ژانر به فارسی نمی توان یافت، این ژانر نیز گاهي در آثاری شبیه به سوی طبیعت وحشی (شون پن) المانها و فرمت‌های کاملا از پیش تعیین شده ای ندارد، تنها تاکید بر فضاهای طبیعت وحشی است که جنبه های تاکیدی به اثر می دهد.
    اما پیش زمینه ای که موجب ساخت آثاری از این دست می شود، شهر گریزی مدرن است (به عبارتی صریح تر مدرنیته گریزی) که بازتابش در سینما، یافته های بسیارمهمی از جامعه طبقه متوسط آمریکایی را آشكار مي‌كند.
    آخرین ساخته بویل، روایت مهندسی جوان -آرون رالستون-، ماجرا جو و شهرگریز است که زندگی با ساختار شهری برایش ملال آور است، ضمن اینکه خانواده به عنوان یک جامعه کوچک‌تر نیز برای او دیگر جایگاهی ندارد و به دنبال نوع دیگری از لذت جویی در گریز از جامعه شهری است.
    او در حاشیه بیابانی در میان شیار سنگی گرفتار می شود و هنگام افتادن در میان شیار صخره ای عظیم، دست او نیز میان سنگی گیر می افتد و تقریبا یک‌ساعت از زمان فیلم صرف جدال او در این لحظات برای رهایی ختم می شود. در واقع، جدال میان انسان و طبیعت که هر دو در این جدال به نوعی پیروز می شوند اما آرون مجبور می شود یکی از دستانش را قطع کند تا زنده بماند.
    این فیلم نیز مانند میلیونر زاغه نشین ساخته قبلی بویل، تورق یک رویداد خبری است. در واقع، بویل برخی از مولفه های شهرگریزی را که در بن مایه اقتباسی این اثر وجود دارد، پیش از این در فیلم ساحل با اشکال دراماتیک‌تری به تصویر کشیده و جنبه های رویدادی و گاه شماری ساعت‌ها مانند شیوه ای است که در میلیونر زاغه نشین دنبال کرده بود. "127 ساعت" فیلم خسته کننده و ملال آوری است که سیر تحولی تنها شخصیت محوریش را با چند جمله در پایان بندی نشان می دهد و تنها کنش رویدادی فیلم به این حادثه ختم می شود، تا نقصان تداوم یافته ای در سیر این شخصیت با اصل اقتباس در نظر گرفته شده در فیلم، کاملاً مشهود باشد.
    فیلم بویل در مدل شهرگریزی و انزوای آمریکایی که در آن لذت جویی مفرط در خاطرات آرون مرور می شود، به بنیان سست خانواده نیز نقب می زند و آرون در خاطراتش در دوره ای زمانی که در نقطه صفر گرفتار شده است، مجالی برای مرور خاطراتش پیدا می کند؛ یادآوری اینکه تلفن های مادرش را بی پاسخ گذاشته است، از خواهرش که خاطرات بسیار خوبی در دوران کودکی از او دارد، دوری جسته و یا در عروسی او شرکت نکرده است، تنها محورهایی است که سبب می شود، درام کمی قوام یابد.
    آرون در دوران اولیه افتادن در نقطه صفر، جز لذت طلبی در گوشه های تاریک ذهنی خود هیچ چيزي ندارد و سرگردانی فکری او نمادی از سرگردانی امروز محصول عبور از جریان مدرنیته غربی است. اما در همان نقطه صفر پس از عبور از لذت خواهی ذهنی‌اش و سیر رو به سقوط، لحظات ناب‌تری از زندگی خانوادگی‌اش را به یاد می آورد.
    فیلم بویل با همه کندوکاوی در شخصیت محوری فیلمش، کلاژ ناقصی از سمبل های اخلاقی و امروز یک جوان تحصیل‌کرده آمریکایی است و آن‌قدرها هم که اين روزها در مورد آن بحث می شود، فیلم گیرایی نیست.
    گروه فرهنگي- علیرضا پورصباغ ​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.