ترجمه نقد ویلج وویس بر فیلم Doubt نام فیلم: شک (doubt) کارگردان: پاتریک شانلی ژانر : درام بازیگران: مریل استریپ، فیلیپ سیمور هافمن، امی آدامز نقد فیلم : من در 12 دسامبر سال 1980، دانشجوی فوق لیسانس در بوستون بودم.همان حول و حوش بود که به من خبر رسید که یکی از استادان برجسته ای که می شناختم به اتهام ازار جنسی یکی از دانشجویان دستگیر شده است.من از شنیدن این خبر اصلا شگفت زده نشدم چون این فرد با دیدن هر زنی به هر تلاشی برای نزدیک شدن به او تن در می داد.پس از چند مدت بازجویی خصوصی، او که از لحاظ روانی نامتعادل بود از همه ی اتهامات تبرئه شد.بسیاری از انجمن های محلی حمایت از حقوق زنان به علت شخصیت متزلزلش ،او را مقصر نمی دانستند.نتایج حاصل از این اتفاق،تاثیر زیادی بر من گذاشت.بنابراین با نوعی حس همدردی به تماشای "شک" جان پاتریک شنلی نشستم.فیلم همان اقتباس از نمایش پرجایزه شنلیست و در مورد راهبه ی کاتولیکیست که به کشیشی به خاطر سوء استفاده جنسی از کودکی مشکوک می شود. در زمانه ای که خبررسانی تا حد زیادی در دست وبلاگ نویسانی است که به پوشش خبر بیشتر از جستجو درباره ی موضوع موردنظر اهمیت می دهند،هر فیلمی که به قضاوت زود هنگام انسان ها بپردازد ، بحث انگیز خواهد شد." شک" هم به صورت حاشیه ای و با هدف به ابهامات اخلاقی پرداخته و تمرکز اصلیش را روی گناهان پیرزن پرحرف فضولی گذاشته که برای رسیدن به هدفش در مقابل کلیسای کاتولیکی که اعضای گرداننده اش را مردان تشکیل می دهد از کوچک ترین تلاشی کوتاهی نمی ورزد.فیلم با موضوعی به روز،بازیگرانی برجسته و فیلمبرداری شکیل راجر دیکنز به عنوان رقیب اصلی اسکار شناخته می شود.اما مشکل اصلی اینجاست که فیلم در دستان شنلی تنها پیچیده به نظر می رسد. وقتی که باران همراه با تگرگ در فضای خفه ی مدرسه ی کلیسایی برانکس شروع به باریدن می کند،خواهر جیمز(ایمی ادامز) جوان وترسو که از رابطه ی نزدیک پدر فلین (فیلیپ سیمور هافمن) و اولین دانش اموز سیاه این مدرسه(جوزف فاستر) وحشت کرده،شک خود را درباره ی پدر با مدیر مدرسه ،خواهر الویسیوس (مریل استریپ)-شخصیتی جنجالی و عصبانی که کلاهی ترسناک و لباسی سیاه برتن کرده است و انگار که از "فرار جوجه ای" بیرون امده است- در میان می گذارد.خواهر الویسیوس که برای مچ گیری از پدر فلین لحظه شماری می کند ،قبل از اینکه تحقیقات شخصی اش را در مورد پدر اغاز کند مثل یک بیمار پارانویایی ،چشم بسته درباره ی او قضاوت می کند. نمایشنامه در سال 2005 در اوج رسوایی های جنسی کلیسای کاتولیک نوشته شده و در اواسط دهه ی 60 می گذرد و نگاهی هم به واتیکان دوم و اعتراضات فرهنگی نسبت به انچه نویسنده به صراحت ان را استبداد خشک معرفی می کند،می اندازد.چندین دهه است که مسئله ی ازار جنسی توسط کشیشان مطرح شده اما بسیاری به راحتی از کنار ان گذشته اند و این موضوع برایشان به مسئله مهمی تبدیل نشده است.سوال جالبی که "شک" مطرح می کند این است که سختگیری های سنتی - که حامی سرسخت تجرد کشیش ها بود- یا اسان گیری های جدید سبب وقوع چنین تراژدی ای جلوی چشمان مقامات برتر کلیسا -که نمی خواستند حقیقت را ببینند- شده است؟ پدر فلین که در فیلم شخصیتی سرزنده و ازاداندیش دارد، در حالی دیده شده که می خواسته پیراهن زیر پسری را در کمدش پنهان کند.خواهر الویسیوس در جستجوی دیوانه وارش به دنبال پیراهن-که رفتاری کاملا غیراخلاقی است- به خبر مهمی پی می برد که فاش می کند پدر فلین در طول 5 سال گذشته از این کلیسا به ان کلیسا نقل مکان کرده است. از دیدگاه من این خبر،دلیل قانع کننده ای برای تحقیقات بیشتر درباره ی موضوع را فراهم می کند.اما از دیدگاه شنلی، حق بررسی رفتار پدر فلین توسط خواهر الویسیوس نسبت به خطاکاربودن پدر فلین، از اهمیت بیشتری برخوردار است.شاید بتوان از تعداد دفعاتی که دوربین سرگردان به سمت سقف مقدس کلیسا حرکت می کند حدس زد که تنها پروردگار است که می تواند به درستی درباره ی این موضوع قضاوت کند.شنلی با نگاهی باز عقیده خود را بیان می کند و تا انجایی که می تواند مرزهای نسبیت در اخلاق را کنار می زند.او در سراسر فیلم از شیوه هایی غیرمعقول و نفرت انگیز برای این هدف استفاده می کند.مثلا صحنه ای کلیدی که خواهر الویسیوس و مادر پسر سیاه پوست با هم ملاقات می کنند برای این پرداخته شده که اه از نهاد تماشاگران برخیزد،اما همین صحنه برای من نامفهوم و شگفت اور بود. اگر"شک" نقدی بر قضاوت زودهنگام باشد،این نقد به خاطر نگاه پیچیده و دوجانبه شنلی نسبت به زنان کمرنگ شده است.او با دراختیار قراردادن اطلاعات کمی از زندگی شخصی خواهر الویسیوس نه تنها می خواهد به ما بقبولاند که او یک باکره پیر عجوزه و متنفر از مرد است،بلکه مانند انها هم رفتار می کند وبه همین دلیل باید با تغییرات اب وهوایی پایان فیلم – که راهبه پیر، مضطرب در میان برف و یخ محاصره شده است- تنبیه شود.فیلم به خواهر جیمز، معلم تاریخ شنلی تقدیم شده است.اما این تاریخ است که سرانجام شنلی را ناامید می کند:"شک" به طور غیرعمدی نشان می دهد که حد و حدودی در برابر افکار ازاد قرار دارد.با اگاهی نسبت به دانسته هایم تا الان،ارزو داشتم که خفاش های پیر بیشتری مثل خواهر الویسیوس دور وبر ما وجود داشتند تا از بچه های کاتولیک در مقابل غارتگران درون کلیساها محافظت کنند. منبع:cinetmag.com +این یادداشت یکبار در شماره مرداد 88 ماهنامه «فرهنگ و سینما» چاپ شده است.