hiv زماني كه جهانيان مخصوصا جامعه پزشكي، ريشهكني آبله و كنترل بسياري از بيماريهاي واگير را جشن ميگرفتند و در حالي كه علم پزشكي بيشتر بيماريهاي مسري را مغلوب خود ساخته بود، ناگهان بروز بيماري ناشناختهاي در جهان را با مهلكترين و جنجال برانگيزترين بيماري قرن مواجه ساخت. اين بيماري خطرناك ايدز ناميده شد كه بدون شك بزرگترين بلاي جامعه بشري پس از جنگ دوم جهاني است. امروزه كليه كشورها آلوده به ويروس ايدز هستند. انگ و بدنامي در ايدز باعث نابرابري و تبعيض و نهايتا محروميت از حقوق اجتماعي افراد آلوده به ويروس HIV ميشود. طرد شدن افراد آلوده، از سوي مردم و جامعه باعث محروميت آنها از فعاليتهاي اجتماعي و كاري و محروميت از حقوق اوليه بشري ميشود كه 50 سال پيش تصويب شده و به همين دليل از اهميت ويژهاي برخوردار است. در مجمع عمومي سازمان ملل در ژوئن 2001 كه در خصوص كنترل ايدز برگزار شد، اين مسئله مورد توجه قرار گرفت و مشخص شد كه اين معضل مربوط به همه كشورها بوده و باعث مشكلاتي براي مبتلايان در مدارس، خانه، محيط كار، سفر و حتي در ارائه خدمات بهداشتي درماني خواهد شد و در نهايت باعث احساس گناه، افسردگي، خودكمبيني و حقارت شده در آنها را به گوشهاي خواهد راند. «اولين گام در مبارزه عليه ايدز شكستن ديوار سكوت و انگ، پذيرش آن در جامعه و شناخت اهميت كنترل آن است. 1» بدون شك مسئله ايدز به همان اندازه كه يك مشكل بهداشتي است، يك مشكل اجتماعي نيز هست و اپيدمي ايدز در جهان لزوم همبستگي و حمايت از افراد و خانواده قربانيان را طلب ميكند. ولي واقعيت اين است كه اين بيماري با خود، انگ، سركوب و تبعيض را همراه دارد و اين مسئله مهمي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. زمينههاي فرهنگي از آنجا كه ايدز ارتباط تنگاتنگي با موادمخدر، همجنسبازي و فحشا دارد و در تضاد با ارزشهاي مذهبي، اجتماعي و فرهنگي بسياري از جوامع است، افراد مبتلا به ايدز يا مشكوك به ابتلا طرد ميشوند و انگ و تبعيضي كه مبتلايان با آن روبهرويند مضاعف و پيچيده ميشود. معمولا اين افراد به عنوان افرادي گناهكار و مقصر و خاطي شناخته ميشوند، نه كساني كه نيازمند كمك و ياري هستند و اين انگ نهتنها گريبان خود فرد را ميگيرد، بلكه خانواده و فرزندان آنها را نيز در معرض اين اتهام و تبعيض قرار ميدهد. شكاف ميان طرق انتشار ايدز با آگاهي مردم انگ و تبعيض پيامد عدم آگاهي مردم از بيماري ايدز است. بهرغم تلاش فراوان براي آگاهي مردم در مورد راههاي انتقال، متاسفانه سوءتفاهمها بسيارند و بسياري ممكن است دست دادن، بوسيدن، گزشپشه و نظاير آن را راه انتقال بدانند در صورتي كه فعاليتهاي روزمره، در آغوش گرفتن، در يك اتاق خوابيدن، تنفس در هواي مشترك، ظروف غذاخوري، دستشويي و حمام و استخر مشترك خطري ندارند و افراد از طريق سرفه، عطسه، اشك چشم و عرق بدن و نيش حشرات مبتلا نميشوند. بيماري ايدز اصولا از طريق رفتارهاي پرخطري مثل تزريق مشترك در معتادان تزريقي و رابطه جنسي نامطمئن منتقل ميشود. «تبعيض نابحق در ايدز گاه ناشي از اين تصور است كه فكر ميكنند آنها مورد تنبيه الهي قرار گرفتهاند و توجه آنها از راههاي انتقال بيماري منحرف ميشود.» اگر روشهاي محكم و قاطع در رفع اين سوءتفاهمها و سوءتعبيرها اتخاذ نشود، تمام تلاشها براي مهار اپيدمي ايدز به هدر خواهد رفت و افراد مبتلا بيماريشان را مخفي خواهند كرد و در نتيجه به خدمات آموزشي، مشاوره و مراقبت و درمان دسترسي نخواهند داشت و اطلاعات لازم در زمينه راههاي انتقال و پيشگيري و نكاتي كه بايد رعايت كنند تا ديگران آلوده نشوند را به دست نخواهند آورد كه البته آثار سوء آن به جامعه برميگردد. از طرفي افرادي هستند كه با توجه به سابقه رفتار پرخطر نمي دانند مبتلا هستند يا خير و از ترس عواقب و انگ ابتلا به ايدز، از انجام آزمايش پرهيز كرده و دائما در اضطراب به سرميبرند. تبعيض و انگ در ايدز ناشي از تلفيق شرم و ترس است. شرم به خاطر رابطه جنسي و يا تزريق موادمخدر و ترس به خاطر اينكه ايدز مرگبار است. مقصر شناختن و بدرفتاري با افراد مبتلا به ايدز، باعث ايجاد كانونهاي مخفي و به دنبال آن گسترش اپيدمي ايدز خواهد شد و شرايط مناسبي را براي شيوع بيشتر ايدز فراهم ميكند. بنابراين يكي از مهمترين راههاي مبارزه با اين اپيدمي، جايگزيني «شرم با همبستگي همياري»و «ترس با اميد» است. مسائل و مشكلات انگ و تبعيض انگ و تبعيض باعث محروميت افراد آلوده به ويروس HIV از حقوق اجتماعي ميشود. محروميت از تشكيل خانواده، تحصيلات، كار و حتي دسترسي به خدمات بهداشتي درماني، با اين حال برخي از كشورها توانستهاند حقوق اجتماعي و قانوني اين افراد را حفظ كنند و محترم بشمارند.انگ و تبعيض در خانواده و گروههاي اجتماعي در بسياري از كشورها، خانواده مهمترين جزء جامعه است. در بسياري از كشورها اين فرهنگ ديده ميشود كه در زمان بيماري فرد بيمار مورد توجه خاصي قرار ميگيرد و براي بهبودي هرچه سريعتر و بازگشت به زندگي عادي حمايت ميشود، اما آيا اين فرهنگ در مورد افراد مبتلا به ايدز هم صادق است؟ در بسياري موارد اين افراد از سوي خانواده و جامعه مورد بيمهري قرار ميگيرند و ممكن است از تماس آنها با اطرافيان و نزديكان (همسر- فرزندان) جلوگيري شود و اين ناشي از عدم آگاهي از راههاي انتقال ايدز است. البته شدت تبعيض و طرد افراد با روش ابتلا آنها ارتباط دارد، در هر صورت قابل ذكر است كه در اسلام برحمايت از بيماران بارها تاكيد شده است.انگ و تبعيض در محيط كار ايدز و HIV معمولا جوانان را درگير ميسازد كه معمولا تازه شروع به كار كردهاند يا سالهاي اول اشتغالشان است و تشخيص بيماري در اين افراد باعث از دست دادن امنيت شغلي و تبعيض در محيط كار ميشود. در بعضي كشورها حقوق افراد مبتلا حفظ نميشود و مثالهاي بارزي از تبعيض، از دست دادن شغل و يا جلوگيري از استخدام آنها وجود دارد و اين مسئله بدون توجه به ظاهر سالم و توانايي انجام كار در اين افراد (در مراحل اوليه بيماري) صورت ميگيرد. اين تبعيضها نهتنها از مشاركت عدهاي از نيروهاي جوان و كارآمد در رشد اقتصادي جامعه جلوگيري ميكند، بلكه باعث ميشود اين افراد از كسب درآمد براي امرار معاش خود و خانوادهشان محروم بمانند. مصوبات سازمان بينالمللي كار در رابطه با HIV/AIDS جهت استخدام و يا حين كار، كارفرما نبايد از افراد آزمايش HIV بخواهد. وضعيت يك فرد از نظر ابتلا يا عدم ابتلا نبايد ملاك استخدام يا اشتغال افراد قرار گيرد. كاركنان مبتلا به ايدز موظف به افشاي جواب آزمايش مثبت خود نيستند. «ياري دادن و مشاركت افراد آلوده به ويروس HIV، در فعاليتهاي اجتماعي و اشتغال و تشويق آنها به حمايت از خانواده و خودشان ضروري است.» انگ و تبعيض در خدمات بهداشتي درماني افراد آلوده حتي در رابطه با دريافت خدمات بهداشتي درماني نيز مورد تبعيض قرار ميگيرند. بدرفتاري، تبعيض و طرد آنها به اشكال مختلف ممكن است صورت گيرد، مثل اجتناب از ارائه خدمات يا ارائه خدمات به شكل نامطلوب، ايزوله كردن بيمورد، عدم رازداري و نظاير آن. در اين رابطه بايد در نظر داشت كه يكي از اهداف اصلي و سياستهاي مناسب، محترم شمردن حقوق اين افراد در مراكز خدمات بهداشتي و درماني است. البته عامل اصلي اين تبعيضها، ترس از آلودگي كاركنان بيمارستاني مخصوصا در مواردي كه احتمال تماس با خون پيش ميآيد است. همچنين ارائه خدمات درماني به افراد مبتلا اقتصادي نيست و اين دليلي ديگر براي عدم ارائه خدمات و در نتيجه تبعيض است. ولي در صورتي كه واقعبين بوده و به عواقب اين برخورد فكر كنيم، متوجه ميشويم كه انعكاس و بار تاثيرات سوء اين رفتارها بيش از هزينههاي صرف شده خواهد بود. تبعيض بين بيماران، مغاير با اعتقادات، اخلاق پزشكي و حقوق اجتماعي انسانهاست و كاركنان بهداشتي درماني و متخصصين حرف پزشكي بايد در ارائه خدمات خود بدون تبعيض عمل كنند. در بخشهاي درماني فرد مبتلا به يك بيماري واگير كه راه انتقال آن از طريق تنفس است (مثل سل) ايزوله ميشود اما در برخورد با بيمار HIV/AIDS چنانچه بيماري مسري نداشته باشد، با توجه به راههاي انتقال ايدز، اين سياست مناسب نيست و توصيه نميشود. بايد بدانيم ايزوله كردن بيمورد و محدود كردن فعاليت افراد آلوده به HIV، مغاير با حقوق بشر و تجاوز به حقوق اوليه آنهاست. انگ و تبعيض در مراكز آموزشي اپيدمي HIV/AIDS گريبانگير كودكان نيز شده است، چه كودكاني كه خود مبتلا هستند يا كودكاني كه والدين مبتلا دارند، يا يتيمان ايدز. اين كودكان گاه مسئوليتهايي نظير مراقبت از والدين بيمار و حتي كسب درآمد براي خانواده را بردوش ميكشند. برخي ديگر از كودكان به خاطر ابتلا از طريق مادر و يا عدم رعايت مسائل پيشگيري در خانه آلوده شدهاند. متاسفانه اينگونه كودكان مجبورند به همان نسبت با انگ و تبعيض HIV/AIDS درگير باشند. متاسفانه كودكان مبتلا به ايدز يا كودكاني كه در خانواده عضوي مبتلا دارند به خاطر خود يا اولييئشان انگ ميخورند. در بسياري موارد كاركنان مدارس، دانشآموزان و اوليا آنها بايد بدانند كه وجود يك دانشآموز مبتلا به ايدز در مدرسه سلامتي آنها را به خطر نمياندازد. البته اطلاعرساني كامل و صحيح براي رفع اين نگراني و ترس و انگ بسيار مهم و ضروري است. همچنين ارائه راهكارهاي مناسب و مفيد به كودكان مبتلا از نظر رواني و اجتماعي براي بيماريشان و موقعيت آنها بسيار مهم و ضروري است. آموزش و مشاوره براي مقابله با انگ و تبعيض كودكان HIV/AIDS در موسسات آموزشي بسيار مهم و ضروريست. همانطور كه تجربه در مصر و جمهوري اسلامي ايران (تهران) نشان داده است، دانشآموزان مبتلا به ايدز، بعد از مشاورهاي كه با اوليا و مسئولان مدرسه صورت گرفت مورد قبول و پذيرش واقع شدند. محدود كردن فعاليتهاي اجتماعي افراد مبتلا به HIV/AIDS بسياري از كشورها بر اين عقيدهاند كه ايدز يك بيماري وارداتي است و آن را مشكل بهداشتي جامعه خود نميدانند و از سرعت انتشار آن غافلند. اين عقيده اشتباه باعث شده به جاي بيماري با بيمار مبارزه كنند. در حال حاضر بسياري از كشورها براي اقامتهاي كوتاهمدت، آزمايش HIV از افراد نميخواهند، ولي براي اقامت بيش از سه ماه از آنان جواب تست HIV را طلب ميكنند. در بسياري از كشورهاي مديترانه شرقي نيز براي دادن ويزاي مهاجرت و اقامت دائم و يا كاري يا دانشجويي نتيجه آزمايش HIV را ميخواهند و در صورت مثبت بودن آن، فرد را نميپذيرند يا اخراج ميكنند و در بسياري از موارد اين اطلاعات براي توجيه اخراج آنها به كشور متبوعشان داده ميشود كه اتخاذ اين سياستها باعث عدم رازداري و مشكلاتي براي فرد مبتلا خواهد شد. «در مسافرتهاي بينالمللي درخواست آزمايش HIV از توريست، مهاجر، جوياي كار، دانشجو، آواره و يا متقاضي مهاجرت مغايرت با حقوق بينالمللي است.2» هدف نهايي: پيشگيري و كنترل عفونت HIV و ايدز و عوارض ناشي از آن در جامعه براي رسيدن به هدف فوق، استراتژيهاي يازدهگانه برنامه كشوري و پيشگيري از عفونت HIV و ايدز براساس سه سطح كلي پيشگيري اوليه (پيشگيري از ابتلا) ثانويه (پيشگيري از گسترش، مراقبت و درمان) و ثالثيه (پيشگيري از عوارض گوناگون بيماري) طراحي شده است و شامل موارد زير است: 1 – آموزش و اطلاعرساني 2 – تامين سلامت خون 3 – تقويت نظام مراقبت اپيدميولوژيك 4– تقويت نظام پيشگيري از انتقال ويروس در مراكز ارائهدهنده خدمات تشخيصي، بهداشتي و درماني كشور و Standard precaution 5 – مشاوره افراد در معرض خطر و آزمايش داوطلبانه در گروههاي پرخطر VCT)) 6 – كاهش آسيب (Harm Reduction) 7 – مراقبت و درمان بيماريهاي مقاربتي STI 8 – مشاوره، مراقبت و درمان موارد آلوده به HIV و خانواده آنان 9 – تقويت و توسعه زيرساختها و منابع (مالي، انساني، مديريتي) در تمامي زمينههاي مرتبط با HIV و ايدز (capacity building) 10 – تقويت پژوهشهاي كاربردي 11 – حمايت از افراد آلوده، بيمار و خانوادههاي آنان و همچنين افراد پرخطر. اطلاعات موجود نشان ميدهد همهگيري ايدز در ايران از سال 1366 كشف شده و در حال گسترش است، البته بايد توجه داشت كه موارد گزارش شده تنها از موارد تخميني در كشور است. ايدز در كنار اينكه يك بيماري عفوني است يك بيماري بسيار پيچيده ميباشد و وزارت بهداشت، درمان و آموزشي پزشكي نميتواند به تنهايي جوابگوي اين معضل اجتماعي و فرهنگي بهداشتي باشد. در راستاي اجراي فعاليتهاي مربوط به برنامه كشوري كنترل و پيشگيري از عفونت HIV و ايدز به مشاركت فعال نهاد رياست جمهوري، قوه قضاييه، وزارت آموزش و پرورش، وزارت كار و امور اجتماعي، وزارت كشور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان مديريت و برنامهريزي بودجه، صدا و سيما، سازمان امور زندانها و اقدامات تاميني، بهزيستي، نيروي انتظامي، سازمان نظام پزشكي و ساير سازمانهاي غيردولتي و هر سازماني كه ميتواند در اين امر موثر باشد ضرورت تمام دارد. 1 – كوفي عنان، دبيركل قبلي سازمان ملل متحد 2 – از مصوبات حقوق بشر، اجلاس ويژه ايدز28-26 ژولاي 1989 - ژنو و 1991 نيويورك