1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وصف حال خودت از زبان شعر

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    من کزین فاصله غارت شد چشم توام
    چون به دیدار تو افتد سروکارم چه کنم؟
    یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است
    میله های قفسم را نشمارم چه کنم ؟
     
    мσσηღ و +pyryayy+ از این پست تشکر کرده اند.
  2. محبوب دلم ز من جدایی تا کی؟
    من درطلب و تو بی وفایی تا کی؟
     
    +pyryayy+ و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  3. آخر اي دوست نخواهي پرسيد
    که دل از دوري رويت چه کشيد
    سوخت در آتش و خاکستر شد
    وعده هاي تو به دادش نرسيد
     
    +pyryayy+ و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  4. گاه گویم که بنالم ز پریشانیِ حالم
    باز گویم که عیانست چه حاجت به بیانم؟
     
    m naizar و +pyryayy+ از این پست تشکر کرده اند.
  5. من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
    ماده ای در قفس انداخته دلم شاد کنید
     
    Farzane و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  6. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
    مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت
     
    Farzane از این پست تشکر کرده است.
  7. گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن
    گاه میلغزد زبانم، بشنو و باور مکن!
    گفتی آیا در توانت هست از من بگذری؟
    گفتم آری میتوانم... بشنو و باور مکن!
    عشق اگر افسانه میسازد که در زندان دل
    چند روزی میهمانم، بشنو و باور مکن!
    در جواب نامه فرهاد اگر شیرین نوشت:
    "با همه نامهربانم" بشنو و باور مکن!
    گاه اگر در پاسخ احوال پرسی های تو
    گفته بودم شادمانم، بشنو و باور مکن! ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌
     
    *افسون*، m naizar و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    بازوانم اسیر میخواهند
    مثل یک شاه عاشق بدوی
    ریشه در تار و پود هم داریم
    اصفهان است و دوره ی صفوی

    #کیانوش_سفری

    /:)/:)
     
    وضعیت سفید، *افسون*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/12/15
    ارسال ها:
    522
    تشکر شده:
    3,579
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    مرد
    و آسمان
    که همیشه به داستان زندگیم آشناست
    همچون دل آشوب زده ام
    می گرید...
    و سپس بس میکند
    ابرهایش را در هم فرو میبرد
    می اندیشد:
    "ای کاش همیشه در خواب بودم"
     
    *افسون* و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  10. نخواه از من بخوانم عاشقانه از شب و مهتاب !

    برای از لب و بوسه غزل گفتن دگر پیرم !...
     
    *افسون*، m naizar و **HASTY** از این ارسال تشکر کرده اند.