شعر من فریاد غم از میان قرنهاست درد من یک شاخه گل در پناه بادهاست میرود این خسته توسن تا نگاهی تازه تر ساقی مهر و وفا انسوتر از فریاد هاست تا پرستوهای عاشق باز ایند از سفر خاطر سرد زمستان همنشین یاد هاست یک نفس پرواز باید تا بلندای وجود بال ها بشکسته قو خونین اسیر دردهاست می نشیند گرد شب ارام بر ژرفای دل آدمیت نقطه ای خاموش در فریادهاست
پاسخ : انسوتر از فریاد سلام استاد گرامی و شاعر عزیز لذت بردم از شعر زیباتون بسیار زیبا سرودید:gol2: فقط یک نکته کوچک !به نظرم اگه توی مصرع اول در انتهای مصرع به روشی از حرف "دال" قبل از" هاست" استفاده میکردید شعرتان از نظر ادبی زیباتر بود.البته الان هم قالب شعر شما صحیح است چون به هر حال مصرع اول هم جزو مصراع های فرد است و میتواند مقفا نباشد. (به این نکته توجه دارید که هاست ردیف محسوب میشود.) البته جسارت من رو به حساب نادونیم بذارید ببخشید...
پاسخ : انسوتر از فریاد اقا يا خانم minaa : با سلام . لطفا امانت داري را رعايت كرده و نام شاعر و مرجع را ذكر نماييد. اين شعر از اقاي عباس اميرنژاد است كه در سايت اواي دل درج شده است . آوای دل - اشعار برتر با سپاس
پاسخ : انسوتر از فریاد آره ، راستی این شعر وزن دوری داره، یعنی هر دو تا مصراعش یکی حساب میشه، با این حساب اون چیزی که قبلا نوشتم درست نیست... در مورد نام شاعرم این دوستمون درست میگه ولی خوب اینجا هر کی هر شعری رو دوست داره میذاره ، معنیش این نیست که شعر مال خودش باشه...:happy0025::cool0027: