1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

رمان فریاد

شروع موضوع توسط Kiana ‏23/5/11 در انجمن کتاب موبایل

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    کتابرمان زیبای فریاد
    نوشته خانم رقیه نصرالله پور ( ستاره )
    انتشار در کتابخانه الکترونیکی آریا

    با عرض پوزش از ایشون به خاطر تاخیر در رمان انتشار

    ماه اسفند هم تموم شد و بهار با تموم قشنگی هاش اومد و این قشنگی و طراوت توی خونه ی ما هم قدم گذاشت . پرهام هنوز به گفته دکتر احترام گذاشته بود و ازم دوری میکرد . میترسید دوباره حالم بد بشه . نمیدونم ، شاید گفته دکتر بهانه ای براش بود تا ازم دور باشه .. لحظه سال تحویل کنار پرهام بودم . اولین سالی بود که عید کنار کسی بودم که دوستش داشتم . کنار کسی که درکنارش بودن آرزومه . آرزومه که توی آغوشش زندگی کنم و صدای نفس هاش لالایی شب هام باشه . شب هایی که هیچوقت برام تکرار شدنی نیستند . بعد از سال تحویل همه به پرهام زنگ زدن و سال نو رو تبریک گفتن .




    صبح زود بیدار شدم و خونه رو تمیز کردم . ساعت نه بود که پرهام بیدار شد و رفت دوش بگیره . وقتی اومد من لباسم رو پوشیده بودم . با دیدن من غم بزرگی توی چشماش نقش بست . حوله رو از روی سرش برداشت و به کیفم نگاه کرد :
    - فکر نمیکردم اینقدر دقیق باشی که بخوای سر سال بری .
    بلند شدم و به طرفش رفتم حوله رو به موهاش کشیدم . چشمای پف کرده اش نشون میداد شب بدی رو گذرونده .
    - دیشب نخوابید ی؟
    - چرا ! خوابیدم .
    پرهام بگو تو هم دوستش داری . بگو به خاطر رفتن من ناراحتی . بگو شب بدی بود . بگو که دوستم داری ... بگو که ...
    - راستش نه نخوابیدم . میخواستم در مورد یه چیز مهم تصمیم بگیرم . در مورد شرکته .
    هنوز هم مغرور و شکست ناپذیری پرهام . کاش کمی از اون غرورت رو از دست میدادی . کاش مدونستی دلم چقدر شکسته ....

    [​IMG] دانلود کتاب الکترونیکی رمان فریاد نوشته رقیه نصرالله پور | Download
    [​IMG] دانلود کتاب رمان فریاد نوشته رقیه نصرالله پور با فرمت جار برای موبایل |