مرغ غم ناله میزند.. قلب مهربانت مینایی ترین شیشه دنیاست ، بهشت کوچکم.. باران که می امد، پروانه رنجور بود، انگشت اشاره ام به افق پناهش بود... بارانی که شدم، پروانه به خاک افتاد... خانه خرابش کردم.. فریاد کن مرا در دلواپسی های همیشه دلنشینت و دعایم کن، میان مروارید ریز نگاهت.. ارشه غم که به ساز قلبم میکشند، صدای سکوت فضا را پر میکند.. کاش یکی پیدا شود، مرا از میان این همه کاغذ خط خطی نجات دهد..