1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فیلم های ماندگار سینمای وحشت به انتخاب محمدعلی سجادی

شروع موضوع توسط MiTra ‏18/11/10 در انجمن سینمای ایران

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    [​IMG]​
    چرا این چند فیلم را از سینمای وحشت برگزیدم؟ اینها آثاری هستند که در یک نگاه و نظر به خاطرم آمد. بدون اولویت بندی و تقدم و تاخر. نه آنکه فیلم های دیگری نیستند. چه از قدیم سینما و چه از اکنون. از «خون آشام» ها و «کینگ کنگ»ها در دهه های ۲۰ و ۳۰ تا «بیگانه ها» و «اره» و «کابوس خیابان الم» یا «جکیل و مسترهاید» و «سکوت بره ها» و «گربه مردمی» پل شرایدر تا «بتمن» کریستوفر نولان و... قابل بررسی و دیدن هستند. اما در مجال این یادداشت تنها می توانم به آنهایی که در عین حال در این نوع تاثیرگذار بوده اند اشاره کنم. در آثار ذیل مکاشفه در ترس و اضطراب، چه در مضمون و چه در فرم حادث می شود. ترس تنها فقط بازآفرینی صحنه های خشن و بی پایه و اساس و خونریزی و شئامت نیست، بلکه واشکافی در خود ترس است. هم می ترسیم و هم لذت می بریم و هم کشف می کنیم. «...تمامی نیروهای طبیعت که جادویی اند و ژرف و قدرتمند، به طور کامل درک می شوند، زیرا آنچه دراکولا را شکل داده طبیعت است نه نیروهای فراطبیعی...» (استوکر، دراکولا)
    ▪ روح (آلفرد هیچکاک): فیلمی تجربی و استادانه با استفاده از همه عوامل نوع، فضاهای گوتیک، قصر ـ هتل مخوف با پسرـ مادری بیمار و بیان درخشان و باطراوت بصری. کشتن قهرمان اصلی در همان نیمه اثر و فصل حمام که حالا دیگر به نمونه هیچکاکی به یادماندنی تبدیل شده و همه فیلمسازان با آن کار می کنند.
    ▪ پرندگان (آلفرد هیچکاک): تیپی هدرنی در جست وجوی پرنده کوچک عشق با لایه های هول مواجه می شود. حیوان دست آموز در قفس و آدمیان در قفس حیوان وحشی. مرز باریکی مابین رویا و کابوس. عینی کردن امری روانی و ذهنی آن هم به شکلی استادانه و ماندنی. فصلی درخشان از دید پرندگان مهاجم و اسبی رها و فوران شیر شکسته آب آتش نشانی و شیشه هایی که توسط پرندگان می شکند. کابوسی سیاه. اینکه ما از هجوم پرندگان در امان نیستیم. ما نمی دانیم کی پرندگان به ما هجوم خواهند آورد؟!
    ▪ بچه رزمری (رومن پولانسکی): لالایی های عاشقانه مادری هراسان از ابهام. فرزندش چه خواهد شد. چگونه خواهد ماند؟ هراس های زنی مجرد و منزوی. تجلی هراس در قالب روایتی پرکشش از مضمون حلول شیطان در انسان. با دور شدن از خلق صحنه های صرفاً مشمئزکننده. سیاه و تاثیرگذار با موسیقی فیلمی به یادماندنی از کومه دای لهستانی!
    ▪ تلالو (استنلی کوبریک): درخشش اثری از استفن کینگ این بار در دستان استاد کوبریک. دهلیزهای ناشناخته نوشتن و نوشته شدن. ماندن. یخ زدن در گذشته. یخ زدن وقت تماشا. تصاویر جادویی و خیره کننده و جک نیکلسونی که هیچ گاه از یاد نمی رود با اغراق هایش در بازی و آن تبر خونین در دستش.
    ▪ جن گیر (ویلیام فردکین): فیلمی کلاسیک با حفظ قواعد نوع. مقابله کودک شیطان زده. شیطان و جن گیر. نفس گیر. هراس آور. تکرارنشدنی حتی با خود فردکین. بدون استفاده از عناصر دیجیتالی. اما هنوز تماشایی و ماندنی.
    ▪ کوئیدان (ماساکا کوبایاشی): تصویر هراس بدوی و کهن، با لحنی مبتنی بر نگاره های ژاپنی و نمایش نو، همخوانی عالی حرکات دوربین و قاب بندی و موسیقی بومی و... که با رنج بسیار به دست آمده. نمایشی آگاهانه از ناخودآگاه شرقی و بنیان های ته نشین شده هراس وجودی و تاریخی در قالب اثری اپیزودیک.
    ▪ دراکولای برام استوکر (فرانسیس فورد کاپولا): بیشتر به خاطر فصل آغازین در رومانیِ قرون وسطی که درخشان است و یادآور فیلم «الکساندر نوسکی آیزنشتاین» و «اتللوی ولز» است.
    ▪ دیگران (الخاندرو آمه نابار): استفاده از قواعد نوع در ساخت فضا و وجه بصری کار، اما چرخشی در داستان یا زاویه دید و نگاه دیگر. دیگران نگاه دیگری است به موضوع دلهره و مرزی شکننده مابین مرگ و حیات.
    ▪ حس ششم (ام نایت شیامالان): درست مقابل قواعد نوع می ایستد. نه فضای مه زده و نه معماری گوتیک دارد و نه مضمونی در ترس از شیطان. همان مرز باریک میان زندگی و مرگ است که گاه فریبنده است. ما زنده نیستیم شاید! با لحنی بسیار ساده در افق دید یک اثر رئالیستی و نه لزوماً بیان برونگرایانه و اکسپرسیونیستی و البته پاشنه آشیلی در فیلم نوشته اش.

    روزنامه شرق