1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حکایت عابد و استخوان پوسیده

شروع موضوع توسط ساحره ‏12/4/11 در انجمن داستان

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/10
    ارسال ها:
    887
    تشکر شده:
    49
    امتیاز دستاورد:
    48
    شنیدم که یک بار در حله ای
    سخن گفت با عابدی کله ای
    که من فر فرماندهی داشتم
    به سر بر کلاه مهی داشتم
    سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق
    گرفتم به بازوی دولت عراق
    طمع کرده بودم که کرمان خورم
    که ناگه بخوردند کرمان سرم
    بکن پنبه ی غفلت از گوش هوش
    که از مردگان پندت آید به گوش


    بوستان سعدی