خبرگزاري فارس: يك كارگردان سينما و تلويزيون با نگارش نامهاي سرگشاده خطاب به جواد شمقدري درخواست كرد تا جلوي نابودي شبكه نمايش خانگي گرفته شود. به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، صالح دلدم نامه سرگشادهاي خطاب به جواد شمقدري نوشته و نسخهاي از آن را در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده است. بنابراين گزارش، متن كامل نامه دلدم به شرح زير است: احتراما با كمال تاسف به استحضار ميرساند شبكه ويدئويي نفسهاي آخر خود را ميكشد. در اقدامي تاسف بر انگيز يكي از شركتهاي شبكه نمايش خانگي كه چندي پيش از مسئول آن به عنوان شبكه نمايش خانگي برگزيده در جشنواره فيلم فجر تجليل به عمل آمده بود! محصولي جديد با عنوان پك شانسي و به قيمت پانصد تومان در بستهبندي شبيه چيپس و پفك به سوپر ماركتها ارائه داده است كه طراحي بستههاي آن مزين به عكس بازيگران سينما و تلويزيون ميباشد. شركت مذكور كه از روي ضعف مديريت و عدم تحليل درست از بازار اقدام به تكثير نسنجيده رايتهاي ويدئويي فيلمها ميكرد اكنون فيلمهاي مرجوعي درون انبارهاي خود را به شيوه مذكور به بازار عرضه كرده است كه اين اقدام نه تنها تصويري از دنياي هنر نيست بلكه تصويري از دنياي كلاهبرداري و دلالي فرهنگي است. آيا اين اقدام به سخره گرفتن ارزش كارهاي هنري و فرهنگي و لگد مال كردن فيلمسازي اين مرز و بوم نيست؟ آيا نتيجه اين قبيل اقدامات چيزي جز به تعطيلي كشاندن شبكه نمايش خانگي و دفع مخاطبان نميباشد؟ متاسفانه در سكوت مديران بخش ويدئويي معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي عدهاي منافع جمعي را فداي منافع و مطامع شخصي خود كردهاند و با اقدامات غير كارشناسي در مدت زماني كم، پول هنگفتي به جيب زدهاند و سپس باعث كسادي بازار ويدئويي شده و بسياري از شركتهاي همكار فعال در اين عرصه و تهيهكنندگان فيلمها را در معرض ورشكستگي قرار دادهاند. آيا علت ورشكستگي و تعطيلي اولين سريال شبكه نمايش خانگي چيزي جز سوء مديريت مديران شركت مذكور نبوده است؟ آيا توزيع فيلمهاي مبتذلي با عنوانيني همچون زن باباي اجباري، شوهر ننه اجباري، طلاق به سبك عمه كتي، با من شوخي نكن با عمت شوخي كن و امثالهم توسط شركت مذكور باعث فراري دادن مخاطبان و تعطيلي بازار ويدئويي نشده است؟ اين شركت در ابتدا با رونق دادن كذايي به شبكه ويدئويي ميلياردها تومان بهرهبرداري اقتصادي داشته است سپس با اشباع بازار از محصولات مبتذل به دفع مخاطب پرداخته و اكنون فيلمهاي باد كرده در انبارهاي خود را با عنوان پك شانسي به بازار عرضه كرده است و در صورت ادامه سكوت و همراهي مديران سمعي بصري جنابعالي بايد شاهد عرضه پفك با طعم فيلم، ماست موسير با اشانتيون فيلم مجاني نيز باشيم! در پايان خالي از لطف نيست كه يادآوري نمايم شركت مذكور بسياري از فيلمهاي تهيهكنندگاني كه مشكل اقتصادي دارند را با وعده و وعيدهاي دروغين به قيمتهاي نازل و با چكهاي مدتدار پس از توزيع محصول در بازار خريداري كرده و چه بسيار تهيهكنندگاني كه از اين شركت مطالبات معوقه و چكهاي برگشتي بسيار داشته و دوندگيشان در پلههاي وزرات ارشاد به جايي نرسيده است اگر هم بخواهم به تيراژ متفاوت توليدي اين شركت با ارقام اعلام شده به وزارت ارشاد يا مالكين فيلم بپردازم بيشتر به عمق فاجعه پي خواهيد برد. اميدوارم با اقدام سريع و قاطع خود جلوي اين تاراج فرهنگي و نابودي عرصه فيلمسازي به قيمت منافع يك شركت و فرد خاص را بگيريد و اميد آن است كه به اين نامه رسيدگي فوري كنيد نه آنكه مانند نامهاي كه در رابطه با دستمزدهاي بازيگران و فساد در سينما به نگارش درآورده بودم، اين نامه نيز به بايگاني و نهايتا ابراز لطف و تشكر حضرتعالي بيانجامد، زيرا اين بار در صورت سكوت مسئولين امر شاهد فاجعهاي بزرگ در عرصه فيلمسازي و نهايتا بيكاري و ورشكستگي فيلمسازان خواهيم بود. خواهشمند است اقدامات مقتضي را مبذول فرماييد.