نویسنده: نازی صفوی حجم کتاب: 370 KB از درمانگاه که بیرون آمدم با خودم گفتم حالا که مادر نیست باید به خانه ی امیر بروم. از گرما و ضعف داشت حالم به هم می خورد...این رمان با پرنیان ساخته شده است.[برگرفته از وبلاگ p30house] واقعا کتابه جالبیه چون خودمم خوندم توصیه میکنم که حتما بخونید