ارسال کننده: محمد رسول باوندپور | نویسنده: علي رضا ذيحق حجم کتاب: 138 KB در غروبي تيره با گيسواني آشفته در باد , تكيه داده بر چكاد كوه , دشت گسترده به زير پايش را مي نگريست و اما سواري پيدا نبود . پس هر گردبادي كه در اعماق دشت بلند مي شد شعله شوقي در دلش زبانه مي گرفت و هر آن , انتظار گام هاي آن آشنايي را داشت كه روزي چون باد , به اعماق دشت ره سپرده بود ... .(كتاب ساز : read maniac , تعداد صفحه : 393)