1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

از لب بركه‌ها (چند شعر كوتاه از مژگان عباسلو)

شروع موضوع توسط Zarirr ‏4/12/10 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    مژگان عباسلو از شاعران جوان و البته موفق امروز ماست كه بسیاری او را با غزل و غزلسرایی می شناسند، همان طور كه دو مجموعه و كتاب منتشر شده از او «مثل آوازهای عاشق تو» و «شاید مرا دوباره به خاطر بیاوری» شامل شعرهایی در قالب كلاسیك بود.عباسلو این روزها كمی از شكل غزل فاصله گرفته و به سمت كوتاه نویسی آن هم در شكل و فرمی نو و سپید حركت كرده است. او اگرچه بتازگی به صورت جدی شعر كوتاه و سپید می نویسد، اما جهان او همچنان همان جهان تغزلی و لیریك است كه همچنان عشق و عاطفه سرشار مهم ترین مولفه آن است.

    اما سروده های سپید او فارغ از شكل و فرم یك تفاوت اساسی با غزل هایش دارد؛ او از تفكراتی انتزاعی در شكل كلاسیك وارد جزئیاتی بسیار ملموس در پیرامونش شده است. البته در شعرهای سپید او زبان با وجود پیچیده نبودن به هیچ عنوان ساده انگار و سطحی نیست. به عنوان مثال دقت و وسواسی كه او برای انتخاب واژه ها و چینش موسیقایی آنها دارد، برای مخاطب دلنشین است. هر چند ریشه این وسواس را باید در تجربه حرفه ای او در غزلسرایی جستجو كرد. این مقدمه بهانه ای بود تا چند شعر كوتاه از مژگان عباسلو را با هم بخوانیم.

    ضج جهاگر ماه بودی،تو را از لب بركه هااگر آه بودی،تو را از دل سینه هااگر راه بودی،تو را از كف خیل وامانده هاتو امانه ماهی/ نه آهی/ نه راهیفقط/ گاه گاهیفقط/ گاه گاهیفقط...گاه گاه...

    مقصود تویینه خانه،نه مغازه،نه محل كار،هیچ كدام نمی فهمیدندمن می توانمتا ابددست در دست تودر خیابان هاراه برومو به هیچ كدام نرسمنه خانه،نه مغازه،نه محل كار...​