1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شما هم شهر آباد کن نیستید

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏26/3/11 در انجمن سایر رشته ها

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    دهی بود که چند خانوار داشت. از قضا آنها هم کوچ کردند به جای دیگری رفتند و فقط یک خروس و یک سگ در ده جا ماندند. روباهی آن طرف ها بود که می خواست خروس را بگیرد، خروس چون از قضیه باخبر شد پیش سگ رفت و گفت : «روباه می خواد منو بگیره و بخوره چکار کنم ؟»
    سگ گفت : «من در گوشه ای می خوابم تو هم یک تکه فرش بینداز رو من خودتم روی او بخواب و طوری نشون بده که لونه ات همین جاست تا روباه خواست بیاد ترو بخوره من بلند میشم و اونو می گیرم».
    مدتی که از شب گذشت روباه دندان تیز کرد و به سراغ خروس آمد و تا خواست که خروس را بگیرد سگ به او حمله کرد و دمش را از بیخ کند.
    روباه وقتی دمش کنده شد و از حیله ای که به کارش کرده بودند خبردار شد رو کرد به خروس و گفت : «من با این دم کنده میرم ولی شما هم شهر آباد کن نیستین و این ولایت با شما دو نفر آباد بشو نیس !»