1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران(I)

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏24/3/11 در انجمن اخبار موسیقی

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    ایران کشوری است که از دیر باز پژوهش در موسیقی جزء جدا نشدنی دانش دانشمندان آن به شمار می‌آمده است. برای دستکم حدود 1000 سال یا بیشتر تقریبا تمام دانشمندان بنام اثری در شرح و توصیف موسیقی زمان خود به جا گذاشته‌اند و در این سالها حداقل به دو مکتب پژوهش موسیقی بارز می‌توان اشاره کرد (مدرسی و منتظمیه). برای اشاره به اهمیت پژوهش در موسیقی شاید شنیدن نامهایی چون فارابی ، ابن سینا و ... کافی باشد.

    اما از سابقه تاریخی درخشان و همچنین گسست تقریبی در آثار موسیقی پژوهان در دوره بعد از زمان صفویه تا دوره حاضر که بگذریم عمر پژوهش درموسیقی با روش‌های تحقیق مدرن به زحمت به حدود یک قرن و همچنین عمر چاپ مطالبی در باره روش شناسی پژوهش به حدود نیم قرن می‌رسد (چاپ کتاب گرانسنگ دکتر آریانپور).

    در همین مدت حدود یک قرن که آنرا دوره معاصر خواهیم نامید (از دوره مشروطه تاکنون) هر چند ابتدا آرام و بسیار بطنی و با مشکلات بسیار آثار قابل توجه و گرانقدری ارائه شده است. بررسی دقیق‌تر این دوره صد ساله نشان می‌دهد که از لحاظ روش شناسی و یکدستی موضوعات مورد علاقه پژوهشگران و کیفیت نتایج بدست آمده می‌توان دوره معاصر را کم و بیش به سه دوره کوچکتر بخش کرد.

    در دوره اول که از سپیده دم مشروطه تا حدود دهه 30 قرن حاضر به درازا کشید، بیشتر مطالب نوشته شده سرشتی تاریخی دارند و در پی یافتن نسبی هر چه کهن تر برای موسیقی - مظلوم! – ایرانی و در صورت امکان وصل نمودن آن به دوره پیش از اسلام هستند. مانند آثاری که در کنگره‌ی بزرگداشت فردوسی در سال 1313 ارائه شد. جالب‌ترین اثری که در سالهای پایانی دوره‌ی اول می‌توان به آن اشاره کرد - هر چند که به گواهی نگارنده‌اش آنرا به سختی می‌توان پژوهش به معنی معاصر به حساب آورد - کتاب " سرگذشت موسیقی ایران " تالیف روح الله خالقی است.

    در سالهای پس از جنگ جهانی دوم با شکل گیری هر چه بیشتر جریان قوم موسیقی شناسی (اتنوموزیکولوژی) پژوهش موسیقی در ایران شکلی جدی تر به خود گرفت. حضور استادان برجسته‌ای چون برکشلی – هر چند که او یک فیزیکدان بود – با مقاله دانشمندانه‌اش در ابتدای کتاب ردیف هفت دستگاه موسی معروفی که دربردارنده نظریه‌ای برای تبیین چگونگی قرار گرفتن فواصل در موسیقی ایرانی بود و برومند به عنوان بزرگترین ردیف دان حافظ سنت‌های شفاهی موسیقی ردیف دستگاهی و همچنین آغاز به کار رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به این دوره که آنرا دوره‌ی دوم خواهیم نامید رونقی خاص بخشید. کمی بعد، پیوستن مسعودیه - به عنوان پایه گذار دانش موسیقی شناسی قومی در ایران - به دانشگاه تهران، حلقه‌ای که بعدها کانون بهترین پژوهشگران و پژوهشها شد، کامل گشت.

    مسئله اصلی دوره‌ی دوم پژوهش‌های موسیقی شناسی در ایران بازگشت به اصل و خنثی کردن تهاجم و اثر نامطبوع امتزاج موسیقی غربی با موسیقی ایرانی بود. هر چند که بیشترین انرژی در این دوره صرف تربیت عملی موسیقیدانان شد تا بتوانند آخرین شعله‌های هنر کهن موسیقی ایرانی را زنده نگاه دارند، آثار در خوری نیز در این دوره ارائه شد. بطور کلی اوج فعالیت پژوهشی در این دوره را میتوان در کنگره بین المللی موسیقی تهران در سال 1340 مشاهده کرد. ازطرف دیگر قوم موسیقی شناسان بنام ( مسعودیه و مجد ) با نگرانی مشابه مشغول جمع آوری و تحلیل بسیار دانشورانه میراث فرهنگی عظیمی بودند که در موسیقی نواحی ایران نهفته بودند.

    به طور کلی مسئله اساسی دوره دوم نجات سنتها و نگرانی اصالت بود. شاید مهمترین ویژگی دوره دوم تربیت شاگردان بسیار خوب در زمینه پژوهش در موسیقی ایرانی بود. در این دوره به خصوص بر دانشگاه تهران جوی حاکم بود که باعث علاقمند شدن دانشجویان به امر پژوهش هرچند برای پیشرفت در نوازندگی ساز تخصصی خود می‌شد. دانشجویانی که در این فضا رشد کرده بودند برای همیشه این خصلت پژوهشگری را در وجود خود نهادینه کردند.

    یکی دیگر از اتفاقات مهم در دوره دوم آن بود که تحت تاثیر نگرانی از مرگ سنت موسیقایی موجود در ایران، دارندگان مجموعه های خصوصی یا دستگاههای دولتی اقدام به ضبط تمامی آثار قابل دسترسی از راویان زنده سنت موسیقی ایرانی کردند. این عمل بجا باعث شد که ماده اولیه قابل توجهی برای پژوهش های بعدی موسیقی فراهم آید.

    آخرین بخش دوره دوم با تشکیل مرکز حفظ و اشاعه موسیقی کامل شد. در حقیقت مرکز فرصتی زنده بود تا دانش آموختگان سالهای گذشته دانش عملی و نظری خود را کامل کنند واز سرچشمه دانش بزرگترین استادان موسیقی ایران که در آن زمان زنده بودند بهرمند گردند.

    دوره‌ی سوم با کمی وقفه از نیمه دهه شصت شمسی آغاز می‌شود. شاید سر آغاز این دوره را بتوان اثرشایسته مجید کیانی تحت عنوان "ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی" دانست. ازابتدا و با همین کتاب ویژگی‌های اصلی این دوره کاملا مشخص می‌شود. در این دوره ضمن آنکه گرایشهای دوره قبل – به لحاظ آنکه تقریبا تمامی پژوهشگران این دوره شاگردان دوره‌ی دوم هستند – هنوز مشهود است، تمایل زیادی به تبیین مبانی نظری موسیقی ایران به عنوان یکی از سنت‌های بزرگ موسیقایی جهان به گونه‌ای که امروز هست و نیز تبارشناسی این موسیقی به شیوه‌ای کاملا علمی برای معین شدن دامنه نسبت این موسیقی با آثار موسیقی شناسان دنیای قدیم مشاهده می‌شود. تقریبا در بیشتر زمینه ها آثار تحلیلی و توصیفی تعداد و کیفیتشان فزونی گرفت و تعداد آثاری که خصلت شعاری یا کیفیت نازل داشتند کمتر گشت.

    در این دوره حضور دوباره نشریات تخصصی موسیقی که به عنوان اصلی ترین مصرف کنندگان مقالات پژوهشی و همچنین محملی برای نقد و بررسی آثار موسیقی شناسان به حساب می‌آیند اثری قابل توجه بر کیفیت و کمیت آثار ارائه شده داشت. از جمله این نشریات بخش موسیقی فصلنامه هنر ، فصلنامه آهنگ ، فصلنامه مقام ، کتاب ماهور، مجله هنرهای زیبا و فصلنامه ماهور را می‌توان نام برد که امروز دوره هریک از این مجلات به عنوان مرجع موسیقی شناسان بعدی میتواند بود.

    شاید بتوان گفت دوره‌ی سوم درخشان ترین دوره‌ی پژوهش درموسیقی ایرانی در قرن گذشته است . در این دوره برای اولین بار پژوهش یک موسیقی پژوه ایرانی به عنوان بهترین اثر سال انجمن قوم موسیقی شناسی بین المللی و همزمان به عنوان کامل ترین پژوهش درمورد سازهای موجود در یک فرهنگ موسیقایی – شاید در تاریخ – شناخته ش