1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

روش های پیوند شعر و موسیقی

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏23/3/11 در انجمن اخبار موسیقی

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    تلفیق یعنی اینکه شعر و آهنگ بایکدیگر هماهنگی داشته و مکمل و متمم یکدیگر باشند ،که باید به این موضوع بسیار توجه شود ، چون درصورتیکه اثری ،شعر پرمفهوم و قوی داشته باشد اما از نظر موسیقی ضعیف باشد (یا برعکس)از ارزش آن کاسته می شود ، هم چنین ممکن است شعر و آهنگ هریک به تنهایی زیبا و پرمعنا باشنداما از نظر وزن و حالت بایکدیگر تناسبی نداشته باشند.



    روش های پیوند شعر و موسیقی


    1.گذاشتن آهنگ روی شعر آماده

    2.سرودن شعر برروی آهنگ آماده

    3.ابداع شعر و آهنگ باهم



    گذاشتن آهنگ روی شعر آماده



    دراین روش آهنگساز شعری را انتخاب می کند و برای آن آهنگی می سازد ، وی باید ابتدا معنی و مفهوم شعر و کلمات به کار رفته در آن را به خوبی درک کند . در صورتیکه شعر شامل کلماتی مجور و ثقیل سنگین باشد که خواندن آنها به شکل آواز دشوار باشد ،آهنگساز می تواند از آنها صرف نظر کند اما این کار نباید به موضوع اصلی شعروهدف شاعر آسیب بزند .

    سپس آهنگساز باید وزن موسیقی را از وزن خود کلام استخراج کند ، زیرا همه ی اشعار کلاسیک فارسی و اشعار هجایی موزون هستند .پس از استخراج وزن باید چگونگی حرکت وزن ها از نظر تندی و کندی مشخص شود(تمپو).بعد از آن نوبت انتخاب مایه ومقام مناسب برای آهنگ است . چنان که گفته شده است: «هربحری از بحور شعری متناسب با لحنی از الحان موسیقی است. »* مثلا" در صورتیکه آهنگ مورد نظر کلاسیک ایرانی (سنتی) است باید در دستگاه و مقامی باشد که با شعر مطابقت داشته باشد ،زیرا در برخی از مقامهای موسیقی ایرانی آهنگ هاو آوازهای شاد و در برخی دیگر سوزناک خوانده می شود .




    درباره ی آثاری که وزنی مشخص و آشکار ندارند و در حقیقت شعری نثر گونه به نظر می آیند ،آفرینش آهنگ روشی جداگانه دارد که بیشتر به گفتار آهنگین (دکلماسیون وکال -Declamation vocale) همانند است .*
     
  2. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پاسخ : روش های پیوند شعر و موسیقی

    سرودن شعر برروی آهنگ شیوه ایست که از گذشته تا به حال متداول و رایج بوده ،دراین روش آهنگساز آهنگ ساخته شده را برای شاعر می نوازند و شاعر می تواند هجا برداری کند ( یعنی کلماتی را که در مجموع معنایی با یکدیگر ندارند روی آهنگ بگذارد *) تا در زمانی دیگر به جای آنها کلماتی مناسب قرار دهد.
    حالت دیگر این است که آهنگساز و شاعر باهم فکری و هم کاری یکدیگر موضوعی را انتخاب کرده و روی آهنگ کلام بگذارند ، در اینگونه تلفیق ، این شیوه بهترین است ، چون آهنگساز و شاعر با یکدیگر تعامل بسیار دارند.
    روش دیگر در این شیوه ی تلفیق این است که شاعر خود با موسیقی و نت آشنا باشد و بتواند آهنگ را بنوازد و شعر را روی آن بخواند که در این صورت نیازی به حضور مداوم آهنگساز نیست .دکتر حسین گل گلاب ،شاگرد استاد کلنل وزیری از جمله ی این شعرا ست .
    درمیان شاعران سرودگوی گذشته برخی خود برای اشعارشان نواوآهنگ می ساختند که از میان آنها می توان رودکی ،فرخی سیستانی ، عبدالرحمان جامی و در صد سال اخیر شیدا و عارف و درعصر پهلوی امیر جاهد و احتمالا" رهی معیری ، منوچهرشیبانی و پازوکی را نام برد .

    بداع شعر و آهنگ باهم

    این شیوه بهترین نوع کار در ترانه سرایی است و مشکلترین آن،زیرا که شاعر و آهنگساز با همکاری و همفکری مستقیم اثری را به وجود می آورندونظر هردو در این مورد رعایت می شود زیرا که امکان دارد آهنگساز با نظر خاصی مثلا" برای بیان مطلب ویژه ای آهنگ ساخته است وبدین ترتیب هنگامی که باشاعر هم اندیشی کند شاعر ترانه سرا نیز بهتر می تواند شعری را که بیان کننده و نشان دهنده حالت آهنگ است به روی آن بگذارد، و مطلب مهم تر آن است که باید شاعر ترانه سرا حداقل با موازین و اصول اولیه موسیقی آشنا باشد و آهنگساز نیز با قوانین وویژگی های شعر آشنایی داشته باشد تا هر دو بهتر از عهده ساختن ترانه هایی برآیند که ارزش ادبی و فرهنگی داشته باشد وگرنه یک ملودی ناقص و ابتدایی را که هر کس بدون دانستن نت و موسیقی هم می تواند بسازد،بارها دیده ایم که شخصی همچنانکه درخیابان راه می رود با سوت همینطور آهنگی را می نوازد که در همان لحظه به نظرش آمده است ولی این آهنگسازی نمی تواند باشد، یاهرکس حبیبم یا جانم را می تواند بگوید و هجران و گریان یا جفاو وفا را هم بلد است هم قافیه کندولی این هم شعر نیست ،به هرحال آنچه که مهم است آگاهی و سواد شعروموسیقی داشتن شاعر و آهنگساز است که ترانه ای با ارزش را می تواند به وجود آورد و توجه هردو به صدای خواننده که آیا این آهنگ وحالت آن با صدای خواننده هماهنگ است یا نه ؟


    البته برخی آهنگسازان امروز آهنگشان را به خصوص برای یک خواننده معین می سازند و این کار تاحدی مشکل عدم تلفیق آهنگ را با صدای خواننده حل می کند اما باز می بینیم که آنگاه که صداوآهنگ هماهنگ است شعر مناسب آهنگ انتخاب نشده است.
     
  3. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پاسخ : روش های پیوند شعر و موسیقی

    دراین روش ،آهنگ و شعر دریک زمان ساخته می شود ،درحقیقت سازنده ی آهنگ و سراینده ی شعر شخص واحدی است.
    چنانچه موسیقی دانی تابدان مایه صاحب ذوق و اطلاع باشد که بتواند شخصا" بر نوای آفریده ی خود شعری بگذارد ،بی شک اثر وی ، بدیع و بی عیب خواهدبود.(اینجاست که فراگرفتن فنون شعر،وآشنایی با ادبیات فارسی برای موسیقی دان،امری ضروری شناخته می شود .)
    موسیقی آوازی ایران،باشعر،همبستگی ناگسستنی دارد،اگرموسیقی دانی عاری از معرفت ادب باشد،بی شک در طریق هنر،سالکی تیزتک نخواهد بود ،ودرنخستین نشیب و فراز،درخواهد ماند.
    بسیار بوده اند کسانی که هم با موسیقی انس داشته بند و هم شعر می سروده اند ،اماچنانکه باید از آیین پیوند این دو هنر آگاهی کافی نداشته اند ،به همین سبب هم،آفریده های آوازی این کسان(درعین دلنشینی)سرشارازنارسایی ها و نادرستی هاست.
    درمیان شاعران تصنیف ساز معاصر،عارف قزوینی از همه مشهورتراست .آثاراونیز به دلایلی که یادشد از نادرستی و ناهم آهنگی بی نصیب نیست .تجزیه و تحلیل ترانه های این هنرمند و بیرون کشیدن موارد نادرست و ناهموار کارهای او ،پیش از این به اجمال صورت گرفته است.اکنون برای آنکه نمونه ای به دست داده شود بیت نخستین یکی از ترانه های اورا دراینجانقل می کنیم :
    بماندیم ما ،مستقل شد ارمنستان
    زیردست شد،زبردست زیردستان
    این بیت به هنگام تلفیق با موسیقی به صورت زیر در آمده است :
    بماندیم (و)مامستقل شد ارمنستان
    منستان _ منستان شد ارمنستان
    زیردست شد،زیردست زیر دستان
    دستان _ دستان _ زیر دستان
    نکته ی دیگری که در آثار ترانه سازانی چون عارف به کثرت مشاهده می شود ،به کارگرفتن کلمات زاید به نحوی چشمگیر است ،این سازندگان تصنیف ،هرجااز ابداع لفظی درمانده اند متوسل به الفاظی چون:جانم ،ببم،عمرم،عزیزم،خدا،امان، داد،آه حبیب ،دلی دلی ومانند اینها شده اند.

    حاصل سخن اینکه :اگرشخص واحدی بخواهد آهنگ و شعریک ترانه ،یا یک قطعه ی آوازی را بیافریند،بی شک باید به قواعد و اصول هردوهنر آگاهی کافی داشته باشد.
     
  4. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پاسخ : روش های پیوند شعر و موسیقی

    دراین روش ،آهنگ و شعر دریک زمان ساخته می شود ،درحقیقت سازنده ی آهنگ و سراینده ی شعر شخص واحدی است.
    چنانچه موسیقی دانی تابدان مایه صاحب ذوق و اطلاع باشد که بتواند شخصا" بر نوای آفریده ی خود شعری بگذارد ،بی شک اثر وی ، بدیع و بی عیب خواهدبود.(اینجاست که فراگرفتن فنون شعر،وآشنایی با ادبیات فارسی برای موسیقی دان،امری ضروری شناخته می شود .)
    موسیقی آوازی ایران،باشعر،همبستگی ناگسستنی دارد،اگرموسیقی دانی عاری از معرفت ادب باشد،بی شک در طریق هنر،سالکی تیزتک نخواهد بود ،ودرنخستین نشیب و فراز،درخواهد ماند.
    بسیار بوده اند کسانی که هم با موسیقی انس داشته بند و هم شعر می سروده اند ،اماچنانکه باید از آیین پیوند این دو هنر آگاهی کافی نداشته اند ،به همین سبب هم،آفریده های آوازی این کسان(درعین دلنشینی)سرشارازنارسایی ها و نادرستی هاست.
    درمیان شاعران تصنیف ساز معاصر،عارف قزوینی از همه مشهورتراست .آثاراونیز به دلایلی که یادشد از نادرستی و ناهم آهنگی بی نصیب نیست .تجزیه و تحلیل ترانه های این هنرمند و بیرون کشیدن موارد نادرست و ناهموار کارهای او ،پیش از این به اجمال صورت گرفته است.اکنون برای آنکه نمونه ای به دست داده شود بیت نخستین یکی از ترانه های اورا دراینجانقل می کنیم :
    بماندیم ما ،مستقل شد ارمنستان
    زیردست شد،زبردست زیردستان
    این بیت به هنگام تلفیق با موسیقی به صورت زیر در آمده است :
    بماندیم (و)مامستقل شد ارمنستان
    منستان _ منستان شد ارمنستان
    زیردست شد،زیردست زیر دستان
    دستان _ دستان _ زیر دستان
    نکته ی دیگری که در آثار ترانه سازانی چون عارف به کثرت مشاهده می شود ،به کارگرفتن کلمات زاید به نحوی چشمگیر است ،این سازندگان تصنیف ،هرجااز ابداع لفظی درمانده اند متوسل به الفاظی چون:جانم ،ببم،عمرم،عزیزم،خدا،امان، داد،آه حبیب ،دلی دلی ومانند اینها شده اند.

    حاصل سخن اینکه :اگرشخص واحدی بخواهد آهنگ و شعریک ترانه ،یا یک قطعه ی آوازی را بیافریند،بی شک باید به قواعد و اصول هردوهنر آگاهی کافی داشته باشد.