1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخی نگاهت

شروع موضوع توسط حســـــین ‏19/3/11 در انجمن اشعار

  1. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏28/2/11
    ارسال ها:
    29
    تشکر شده:
    2
    امتیاز دستاورد:
    0
    دیشب در چشم هایت تلخی چیزی دیده ام که سر منشاش از جانب من بود.آری نازم در نگاهت حس تلخبی اعتمادی نمایان بود.شاید توای نازم پنداشتی که من همچون دیگر سرشتانم به فکر و خیال خودم هستم ومی خواهم از مهربانیت سواستفاده کنمو تنهایت بگذارم.نازم تو سر منزلگاه امید برایم بوده ای و هستی حال چگونه میتوانم تو را تنها گذاشته وبه دنبال خوشی های خود باشم نازم با تمام وجودم ازاحساسی که باعث دل مکدری شما گردیده احساس ندامت می کنمو بدان نازم اگرتوباشی درکنارم هیچ کسی نمیتواند جایگاهی دراین کلبه کوچکم پیدا نماید.پس بدان تنها،تنهاکلیداین کلبه را تنها، کلید سازش تویی و دیگرهیچ کلیدسازی قادربه ساختن کلیدش نیست.نازم اگر قدم نهی به کلبه تنهاییم برای همیشه ازآن توخواهد بود.مهربانم بامهربانیت مفرش کن و با نفسهایت گرمابخش باش،وبا دستهایت روشنایی ببخش به کلبه تنهاییم وحال از تو می پرسم می توانم اعتمادبخش واعتماد کننده به کلبه ام باشی و کلید دار همیشگی کلبه ام باشی.