نيمي خواب , نيمي بيدار , نيمي انسان و نيمي فرشته ام و همواره از تو نوشته ام. گريه ها و خنده ها بال هاي پرنده ها , هر چه بود و هر چه هست , لحظه هاي بي شکست , قصه هاي واپسين , عشق ها ي آتشين , آفتاب آسمان , قلب هاي مهربان جلوه .اي از حضور تواست نيمي آواز , نيمي سکوت , نيمي نور , نيمي سوت و کورم, همواره از تو دورم به رنگين کمان مي نگرم به عطر هاي بيکران که دست مي زنم از تو دورتر مي شوم اين همه فاصله را چگونه تاب بياورم ? کاش ميتوانستم براي شب هاي وحشي ام کمي مهتاب بياورم کدام کتاب را بخوانم؟ کنار کدام خوشه انگور بمانم ؟ به سوي کدام اقيانوس پارو بزنم ؟ چه کنم با مظلوميت پيراهنم!!؟؟ کدام سيب بوي دهان تورا دارد , بوي عشق و مهرباني را . در چشم چه کسي تصوير تو شفاف تر مي نشيند چه کسي روز و شب تو را از هر پنجره که دلش بخواهد ميبيند؟ وقتي با توام چراغ اتاقم خاموش نمي شود و هيچ خاطره اي ,فراموش نمي شود وقتي با تو ام ملکوت در دستان کوچک من است و مي توانم به .همه ي فرشتگان فخر بفروشم نيمي سلام , نيمي بدرودم , نيمي کوير , نيمي رودم و ديشب .باز از تو سرودم همه ستاره ها به زمين آمدند به ديدار اين دل غمگين آمدند.