یه روز کارگر داشتیم این پیشی ها غیر از لویی ترسیده بودند و پشت توالت فرنگی قائم شده بودند، وقتی کارگر کارش تموم شد و رفت، رفتم بهشون گفتم آقا رفت! این عکس ها رو ازشون گرفتم گردن لوسی بیچاره شکست روی لوله تی تامی کلا اجتماعیه و ترسو نیست وقتی دید گربه ها دارن قائم میشن، رفت پشت توالت فرنگی!! طوسی هم داره اوضاع رو بررسی می کنه که بیاد بیرون یا خیر (ترسو ترین و آروم ترین گربه ست بین گربه هام)