1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حكايت از گلستان سعدي 1

شروع موضوع توسط BaraN ‏17/3/11 در انجمن داستان

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏11/12/10
    ارسال ها:
    211
    تشکر شده:
    47
    امتیاز دستاورد:
    0
    حکايت

    [​IMG]
    وزرای انوشيروان درمهمی از مصالح مملکت انديشه همی کردند و هريکی از ايشان دگرگونه رای همی زدند و ملک همچنين تدبيری انديشه کرد. بزرجمهر را رای ملک اختيار آمد. وزيران درنهانش گفتند: رای ملک را چه مزيت ديدی بر فرک چندين حکيم؟ گفت: بموجب آنکه انجام کارها معلوم نيست و رای همگان در مشيت است که صواب آيد يا خطا پس موافقت رای ملک اوليتر است تا اگر خلاف صواب آيد بعلت متابعت، از معاتبعت، ا زمعاتبت ايمن باشم.
    خلاف راءى سلطان راءى جستن
    به خون خويش باشد دست شستن
    اگر خود روز را گويد: شب است اين
    ببايد گفتن، آنك ماه و پروين
    __________________