1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گذری بر اشعار و ترانه های روز

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113


    سلام

    در این تاپیک اشعار و ترانه های شاعران معاصر و جوان تقدیمتون خواهد شد.
    شعرهایی که زیبا هستند اما کمتر کسی سراغی از آنها میگیرد.

    برای شروع یک شعر از شاعر معاصر "عمران میری" در این تاپیک قرار میگیرد:





    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می بوسمت پشت نگاه ماه[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می بوسمت توی ِ شب تاریک [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می بوسمت ازلا به لای عشق [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می بوسمت از دور ، از نزدیک [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] از بوسه های داغ می ترسم [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می ترسم از هر چیز نا معلوم [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می ترسم ازپایان ِ این قصه [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می ترسم و می بوسمت ( آروم )[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]با روسری ، بی روسری خوبی [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می خواهمت بی حد و اندازه [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]تردید از چشمان تو جاریست [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]تردید های ِ کاملاً تازه[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]یک جور شک بین دو راهی ها [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بین نمی خواهی و می خواهی[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بی تو یقینا ًعشق خواهد مّرد [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بی فلسفه ، بی تنگ ، بی ماهی [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] بی تو یقینا ًعشق خواهد مّرد [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]از درد می پیچم به عابرها [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]آه از ترن های فراق انگیز[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] آه از دل ِ خون مسافرها [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif].[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif].[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif].[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می خواهمت تا مرگ ، تا هر وقت [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می خواهمت تا آخر تاریخ [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می خواهمت ، می خواهد این ( تریاک )[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]سنجاق سرهای ِ تو را با ( سیخ ) [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می بوسمت پشت نگاه ماه[/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می بوسمت توی ِ شب تاریک [/FONT]

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می بوسمت ازلا به لای عشق [/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]می بوسمت از دور ، از نزدیک [/FONT]
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز

    دیروز همین ساعت

    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]چشماتو بغل کردم[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]دستامو تو دریایه[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]آغوش تو حل کردم[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]دیروز همین ساعت[/SIZE]

    [SIZE=+0]هرثانیه روشن بود[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]هر لحظه یه تصویر از[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]فردای تو و من بود[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]دیروز چه آرومو[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]امروز چه طوفانی[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]دیروز چه کوتاهو[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]امروز چه طولانی[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]امروز که میبینم[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]باخاطره بی رحمی[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]امروز که میفهمم[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]حرفامو نمیفهمی[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]انگار خودت نیستی [/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]میترسم ازین باور[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]ای کاش تموم میشد[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]این لحظه زجرآور[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]این لحظه که دلگیره[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]دلگیر تر از غربت[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]این لحظه چه شیرین بود[/SIZE]
    [SIZE=+0][/SIZE]
    [SIZE=+0]دیروز همین ساعت...........[/SIZE]



    امیرحسین مساح
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز



    تنم می لرزه وقتی که،تو رد می شی از احساسم

    چقد(ر) سخته ، نمی فهمی،به این کار تو حساسم

    تو با هـر آدمی خوبی،امون از درد بی درمون

    چقد(ر) تلخه که شیرینت،بشه لیلای هـر مجنون



    تو از دست خودت راضی،مـن ازدست خودم شاکی

    به یـه امید دل بـسـتم، که شایـد تـو هــنـوز پــاکـــی


    صداتو می شنوم اما،داره آهـسـته تـر می شــه

    چشام حرفاتو می فهمه،داره آهسته، تر می شه


    منو کـم می کنی از مـا،تـو تنهایـمو می سـازی

    یه روزی قلبمو بردی،یه روز دستامو می بازی


    خرابم از عبور تو،من ایـن احساسـو می شناسم

    تنم می لـرزه وقتی که،تو رد میشی از احساسم






    صابر قدیمی​
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز

    ما رو سرگرم فوتبال کردن
    توی میدون مجسمه گم شد
    داشتیم از شکست می گفتیم
    نوبت اقتصاد گندم شد

    اونقد این مسئله بزرگ شد که
    هیچ دردی نبود جز فوتبال
    هیچ دردی نبود جز اینکه
    چرا پس گل نمی زنی آشغال

    دردمون با تساوی کم میشد
    درد پنجاه سال تولید پیکان
    درد یک یک مساوی زوری
    از دو تا تیم سرد بی هیجان

    پشت پرده چه اتفاقایی
    شامل حال صندلی میشد
    تیمی که صدر جدول و می خواست
    یه دفعه دسته اولی میشد

    حرف از آقای ایگرگ می زدن
    سرمربی میشد آقای ایکس
    فوتبالیستی که تا حالا ندیدی
    یه دفعه میشه خط حمله ی فیکس

    البته این چیزا عجیبم نیست
    چند وقت پیشم اتفاق افتاد
    یه چیزایی یه دفعه پیش اومد
    که تو شهر آتیش نفاق افتاد

    تیم ملی یه دفعه بازی رو می بره
    تا از این اتفاق چیزی نگید
    از سردلخوشی نگید چیزی از
    ریزش سقف تونل توحید

    ما رو سرگرم فوتبال کردن
    تا که حرفی نباشه از بنزین
    فقط از برد و باخت حرف بزنیم
    تو صف نون ، تو راه تو ماشین

    چند سال انتظار بی وقفه
    جام های جهانی عصبی
    شاهد بازی کیا بودیم
    بازی تیم ملی عربی

    بهتره صحبتامو جمع کنم
    بسته دیگه گلایه خیلی شد
    فقط این نکته هم اضافه کنم
    فوتبالم مثل نفت ملی شد


    هما سعادت
     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز

    الان ایکاش نزدیک ِ تو بودم

    تو این راه ِ مه آلود ِ شمالی

    با این آهنگ دارم دیوونه میشم !

    پر از بغضم .. فقط جای تو خالی..

    _





    ما با هم تا حالا دریا نرفتیم ...

    از اون خونه .... از این دنیای خودخواه.....

    تو رو شاید یه روزی قرض کردم !

    به اندازه ی یه سفر ِ کوتاه

    _





    تو مغروری ... نمی ذاری بفهمم

    که احساست به من تغییر کرده

    دلت از آخرین باری که دیدی م

    توی آغوش ِ سردم گیر کرده !

    _





    چه خوبه پیرهن ِ منو بپوشی!

    بهم تکیه کنی تا خسته می شی

    تا بارون بند می یاد بمونی پیشم..

    تو اینجوری به من وابسته میشی!!



     

    میخوام تو آینه ها بهتر از این شم!

    نگاه ِ من نوازشم بلد نیست!

    به خاطر ِ تو التماس کردم

    با لبهایی که خواهشم بلد نیست!



     

    میخوام محکم نگه دارمت این بار

    تو که باعث دلتنگیم می شی

    بلایی به سر خودم می یارم!

    که به چشمای من تسلیم میشی !



    مونا برزویی
    ​
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز

    من همینجا به وقت تهرانم
    سایه ها از درخت افتادند
    والیوم های خسته در لیوان
    خواب ها زیر تخت افتادند



    چارچوب مرا تکان داده ست
    روح آزرده ی زنی در من
    طعم همبرگر ِ سه شب مانده
    بوی جورابی از نشُسته شدن



    از رئیسم که فکر جمهوریست
    برج میلادی از قناسی زشت
    حبس مرغی که مُرده در یخچال
    حبس پرهای فنچ در بالشت



    بویِ منفور ِ تیز ِ نفتالین
    قتل پروانگی شدن در بید
    میجَود مغز مهر و مومت را
    فکر هایی که در سرت گندید



    سر نداری کمی هوا بخوری
    پر نداری کمی مگس بپری
    حس نداری که آرزو بکنی
    تن نداری کمی کفن بخری



    از تنی که دو سومش آب است
    از جهانی که سومی باشی
    سه شوی پیش همکلاسی هات
    توی ترسیم هندسه ناشی



    فکر سیگار ناشتا با سُرب
    هی خمار از سکندری خوردن
    چمدانی که عین دربه دریست
    له شد از دستِ تو سری خوردن



    من همینجا به وقت تهرانم
    طرح ِ ترویج دود در آوند
    فکر تحلیل این معما که:
    پشه ها روزها کجا خوابند؟؟!



    من که در دسترس نمی باشم
    قبض های نداده ی مسدود
    نو عروس همین خیابان هاست
    نیمه ای را که گم شدم در دود



    نیمه ای را که عاشقت بوده
    وقت پر دادن از کفت برسد
    مُهرِ تاریخ انقضا بخوری
    وقت تاریخ مصرفت برسد



    توی این پرسه ی کسالت بار
    زنگ در را بزن که در بروم
    شک ندارم اگر نفس بکشی
    روی اعصاب شهر سَر بروم



    من همینجا به وقت تهرانم
    شهر روی مدار افتاده
    ساعتی که مُچ تو را ول کرد
    سال ها از قرار افتاده



    کارگرها ی برج ِهمسایه
    در هماغوشی سکوت دو بیل
    والیوم ها نخورده خوابیدند
    توی یک صبح جمله ی تعطیل...



    منصوره لمسو
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز

    بی تابی و بدبختی و رنج و سرطان
    آمد به سرم ولی فدای سرتان


    گوش همه از ناله ودشنام پر است
    حالا تو بیا برایم از عشق بخوان


    این گله که گرگ و میش آن همدستند
    شمشیر کشیده اند ، بر جان شبان


    درد دل مارا تو به این قوم بگو
    “کی بی خبران،راه نه” این است و نه آن!


    یک روز به خلوت دلم پا بگذار
    یک روز که خلوت است دور و برتان

    این جمعه،اگر نشد سه شنبه خوب است
    لطفی کن و این هفته خودت را برسان!


    صابرقدیمی
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز

    طعم سیگار light در حمام
    طعم یک لب زدن به گیلاسی
    بحث من با تو بر سر یک تخت
    پشت قلیان شاه عباسی



    تو به فکر پیانو در باران
    حجمی از خانه راصدا می بُرد
    عشق بین من و تو جریان داشت
    حال مولکول ها به هم میخورد



    صندل صورتی درون اتاق
    روی اعصاب من قدم می زد
    خواب بودم و سرنوشتم را
    قرص خواب آورم رقم می زد



    صبح تا ظهر مثل یک طبّاخ
    شعر در دیگ آب پز کردن
    ظهر تا شب برای هم خوابی
    روکش تخت را عوض کردن



    بالش خیس مشترک یعنی
    اشک باریدم و ذخیره شده
    به خیالت که شوری دریاست
    به خیالت تنت جزیره شده



    بارش یک پیاز در چشمم
    سوزش دیگ داغ در قلبم
    عشق یک لحظه اتفاق افتاد
    مثل آوار زلزله در بم



    طعم سیگار light در حمام
    گریه کردم به زیر بارش دوش
    عشق یعنی بلوند کردن مو
    عشق یعنی لباس ِ خواب بپوش



    زندگی بی شناسنامه ی هم
    با خودم قهر٬از خودش دلسرد
    کاش جای شکنجه دادن من
    مثل یک مبل راحتم میکرد!!!

    منصوره لمسو
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز

    از دفتر دلم حرفاي كال من
    هي مُرده مي رسن ، هي خاك مي كنم
    از رو نميرم و خسته نميشم و
    هي مينويسم و هي پاك مي كنم

    دارم به سوژه ی چشمات مي رسم
    من رو ببخش اگه احساسي ام يه كم
    هي مينويسم و هي پاك مي كنم
    دست خودم كه نيس ، وسواسي ام يه كم

    موهاي روشن و چشم سيات منو
    غربي نمي كنه ، شرقي نمي كنه
    وقتي كه روز و شب دنياي من تويي
    سمتش براي من فرقي نمي كنه

    هرچي كه از توا ِ، شيرينه واس من
    گاهي رسيدنه ، گاهي جداييه
    اينكه به دست تو دستم نميرسه
    شايد يه حكمته ، شايد خـــداييه

    موهاي روشن و چشم سيات منو
    غربي نمي كنه ، شرقي نمي كنه
    وقتي كه روز و شب دنياي من تويي
    سمتش براي من فرقي نمي كنه !







    یاسر قنبرلو
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : گذری بر اشعار و ترانه های روز

    پروازو یادم دادی اما من
    دنیامو با دیوار می بینم
    هر اتفاق ِ ناگهانی رو
    تصویری از تکرار می بینم

    انقد نگو از اوج ِ تنهایی
    انقد نگو از کوچ ِ آئینه
    تکرار کن مردی رو که هرشب
    تکرارو از چشم تو می بینه

    توو دل ِ تاریکی چراغی نیست
    هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست

    بارونو می گیرم توی دستم
    با اینکه از دستام می ریزه
    تقویم ِ من توو منطق ِ فصلا
    اینو بدون : پائیز ، پائیزه

    پروازو یادم دادی اما من ...
    دنیامو با زنجیر می سنجم
    ته مونده ی اردیبهشتم رو
    با این کلاغ ِ پیر می سنجم

    توو دل ِ تاریکی چراغی نیست
    هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست






    عزیز عباسی