داغ من در اشک پاییز پنهان میشود درد من با باد پاییز طوفان میشود قلب من در سینه بشکسته ولی گر تو باشی و بیایی سلطان میشود بی تو روزم با شب تاریک هم پیمان شده با رخت در آسمان خورشید نمایان میشود ای تمنای وجودت ذکر لبهای دلم گرنباشی روزگارم چون غریبان میشود گرچه رفتی از برم ای نازنین اما بدان گر بیایی این دل بیمار درمان میشود ... ای که ماه از رخ تو گشته نمایان در شب من کویرم...گر بیایی...باران میشود "مِنا"