حرف ساده و صمیمی یک جوان تازه مسلمان شده آمریکایی است به نام سونی فاز که درباره اسلام میگوید. از اینکه همه چیز داشته، ثروت، شهرت و نیممیلیون دلار در کیف پولش اما خوشحالی و آرامش و حس خوب را تجربه نکرده و تمام مدت افسرده بوده. روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم آنچه از عالم علوی است من آن می گویم رخت خود باز بر آنم که همان جا فکنم مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم شاعر، ناشناس