خیلی راحت میرم تو یک فکر دیگه که هیجان انگیز باشه از جمله تو فکر کسی که دوستش دارم . متاسفانه بعضیا اینجور مواقع سیگار میکشند که ظلم بخود و اطرافیانشان است
اول یه لیوان چای با بیسکوئیت برا خودم میذارم رو میز! بعد یه کاغذ برمیدارم و افکار منفیمو روش مینویسم. بعد شروع میکنم به تحلیل و بررسیش؛ اینکه چقدر میتونه کاذب باشه یا حقیقی. اگر کاذبه که درجا رهاش میکنم چون حوصله واس افکار اضافی ندارم و اگر حقیقی باشه، دنبال یه راهحل میگردم. اگه راهحل داشت( که حالا اضطرابمم کمتر شده)، پیگیر میشم و اگه راهحل نداشت، میپذیرمش که تحت کنترل من نیست و رهاش میکنم. در آخر هم چایی و بیسکوئیتو میزنم به رگ! پیشنهاد میکنم امتحان کنید!