1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پنجره..!

شروع موضوع توسط SiavashBaran ‏9/12/21 در انجمن لیریک Lyric

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏19/10/20
    ارسال ها:
    2,877
    تشکر شده:
    11,281
    امتیاز دستاورد:
    196
    جنسیت:
    مرد
    از پشت پنجره ی اتاقم
    از لا به لای درختی پیر
    هر روز تو را می بینم
    که از در خانه ی من می گذری
    هر روز تو را می بینم

    با لبی خاموش و نگاهی گویا
    با قدم هایی سنگین
    و خیالی سبک بال
    از در خانه ی من می گذری
    هر روز تو را می بینم

    بوی تو را دارد این خاک باران خورده
    و این درخت پیر
    حضور تو تاییدی است بر تمام این زیبای ها
    و غیبت تو
    پایانی است بر تمام خوبی ها

    تنها در وسعت آسمان نگاهت،
    پرنده را جرات پرواز هست
    و باد را
    مجال زمزمه ای مانده

    اگر آفتاب تند بودنت
    هر روز بر من نمی تابید
    چه ملال انگیز بود تکرار این روز ها
    و اگر
    ستاره ی روشن چشمت
    در تاریکی شبم نمی درخشید
    چه وحشت انگیز بود سایه های ترس و تردید
    و اگر داس بلند دستت،
    علف های بیهوده ی افکارم را نمی پیچید
    چه غم انگیز بود سرود ممتد نا امیدی،
    چه غم انگیز..

    اگر چشمه ی جوشان عشقت
    در دلم نمی جوشید
    خزانی را که پشت سر گذاشته ام از یاد نمی بردم
    و اگر
    شکوفه ی نگاهت در چشمم نمی شکفت
    بهاری را که در پیش رو دارم نمی دیدم
    حضو تو تاییدی است
    بر تمام زیبایی ها
    و غیبت تو
    پایانی است بر تمام خوبی ها

    من چه می کردم
    اگر تو نبودی
    و در کجای این دشت بزرگ
    پهن می کردم سفره ی دلم را
    و در آغوش کدام نسیم رها می کردم
    اشک دل تنگی ام را
    و بر چمن زار کدام نگاه می دوختم چشم عاشقم را
    من چه می کردم اگر تو نبودی..!

    به قلم مسعود فردمنش
    با صدای مسعود فردمنش و فتیه عامری
    پنجره - حکایت ۹
    Masoud Fardmanesh - Panjereh

    :گل مبهوت:
     
    M @ H @ K، مَـأوا و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.