مثل یه پروانه ببین، اسیره مشتِ بسته ام از این همه پرسه زدن، کوچه به کوچه خسته ام تو لحظه های بی کسی اسیره ناباوری ام توی قاب خالیه جنون یه عکسِ خاکستری ام تویه این ثانیه های بی رمق، لحظه های آبیت و حروم نکن این روزا ابری و خاکستریه، شبای آفتابیت و حروم نکن بگو خورشید از کدوم ور درومد که تو مثل قصه رویایی شدی ماهی زخمی پاشوره ی حوض، کی و خواب دیدی که دریایی شدی آلوده ام، آلوده ام، هم رنگ با مرداب نفرینی ام در حسرت بیداری از این خواب برای من که رفیقِ سفرم، مرحم زخمای خستگی تویی برای من که غریبه جاده هام، آخرین همدم خونگی تویی از رو گلبرگ گلای کاغذی اشکامو با دست آلوده بچین منو توی آینه ها شستشو بده، تو چشمام حادثه عشقو ببین مثل یه پروانه ببین، اسیره مشتِ بسته ام از این همه پرسه زدن، کوچه به کوچه خسته ام به قلم، پیام پارسا با صدای، نیما مسیحا موسیقی و تنظیم، زنده یاد استاد بابک بیات Nima Masiha - Parvanegi