تعریف تصنیف: تصنیف رایجترین فرم در موسیقی سنتی ایرانی است که وزن متریک دارد. نام کامل این فرم احتمالاً «تصنیف صوت» بوده که به مرور زمان کوتاه شدهاست. اصطلاح تصنیف از حوالی سدهٔ ۸ تا ۹ قمری به کار رفته و در سدهٔ دهم قمری رواج یافتهاست. با این حال، برخی محققان موسیقی واژهٔ تصنیف را به معنایی عامتر که شامل هر موسیقیِ موزون آوازی باشد، تعبیر میکنند و برای آن ریشههای کهنتری مانند گاتاهای زرتشت میجویند.
من وشمع مازیار متن من و شمع نیمه جون امشب بس که نالیدیم شب به تنگ آمد ◆◈◆ خدایا آیینه جانم از غم تنهایی به سنگ آمد ◆◈◆ چه ها من کشیدم به پای تو شمع شب داند و سوز و ساز من ◆◈◆ در آغوش سرد و تنهایم جای تو مانده تنها نیاز من ◆◈◆ در این شبهایی که میسوزم من به راه تو دیده میدوزم من ◆◈◆ دیده میدوزم من توای شمع واپسین شعله تا سحر چه جانانه میسوزی ◆◈◆ سراپا آتش شده جانت در عزای پروانه میسوزی ◆◈◆ بیا بیا شمع نیمه جان آشنا به راز شبم تویی ◆◈◆ به او بگو قصه مرا همنوای تاب و تبم تویی ◆◈◆ چه ها من کشیدم به پای تو شمع شب داند و سوز و ساز من ◆◈◆ در آغوش سرد و تنهایم جای تو مانده تنها نیاز من
رد خون علیرضا افتخاری متن: رد خون یه رد خونه روی ایوون توی باغچه!♫! غلاف خالی خنجر پای گلدون روی طاقچه!♫!!♫! طرح زخم یه قناری توی کابوسی که مرده!♫! حتی تیری که شکسته توو پر سیاه زاغچه!♫! رد خون یه رد خونه روی ایوونتوی باغچه!♫! غلاف خالی خنجر پای گلدون روی طاقچه!♫! میشه این حرفها رو خوندن، خوندن و آتیش سوزوندن!♫! همیشه مساله اینه بی تو موندن یا نموندن!♫! این همه عور و ادا هست تو لال مثل عروسک!♫! وقتی مهمونه جنونه میشه عقل رو سر دووندن!♫! طرح زخم یه قناری توی کابوسی که مرده!♫! حتی تیری که شکسته توو پر سیاه زاغچه!♫! رد خون یه رد خونه روی ایوون توی باغچه!♫! غلاف خالی خنجر پای گلدون روی طاقچه!♫
آسمان مست علی اصغر شاه زیدی متن: مِی و میخانه مست و مِی کشان مست زمین مست و زمان مست آسمان مست نسیم از حلقه زلف تو بگذشت چمن شد مست و باغ و باغبان مست تا زدم یک جرعه می از چشم مستت تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت شد زمین مست، آسمان مست بلبلان نغمه خوان مست باغ مست و باغبان مست تو زمزمه ی چنگ و عود منی تو باده ی جام و سبوی منی نغمه خفته در تار و پود منی مایه هستی و های و هوی منی گرچه مست مستم، نه می پرستم به هر دو جهان مست عشق تو هستم تا من چشم مست تو دیدم ز ساغر عشقت دو جرعه چشیدم شد زمین مست، آسمان مست بلبلان نغمه خوان مست باغ مست و باغبان مست
تو ای پری کجایی حسین قوامی متن: گر چشمِ دل؛ بر آن مهِ آیینه رو کنی / سیرِ جهان، در آینه ی روی او کنی!●♪♫ خاکِ سیه مباش؛ که کس برنگیردت / آیینه شو؛ که خدمتِ آن ماه رو کنی●♪♫ شبی که آوازِ نیِ تو شنیدم / چو آهوی تشنه؛ پی تو دویدم●♪♫ دوان دوان، تا لبِ چشمه رسیدم / نشانه ای از نی و نغمه ندیدم●♪♫ تو ای پری کجایی؛ که رخ نمی نمایی؟ / از آن بهشتِ پنهان؛ دری نمی گشایی●♪♫ من همه جا، پی تو گشته ام / از مه و مهر نشان گرفته ام●♪♫ بوی تو را؛ ز گل شنیده ام / دامنِ گل، از آن گرفته ام●♪♫ تو ای پری کجایی؛ که رخ نمی نمایی؟ / از آن بهشتِ پنهان؛ دری نمی گشایی●♪♫ دلِ من سرگشته ی تو / نفسم؛ آغشته ی تو●♪♫ به باغِ رؤیاها؛ چو گلت گویم / بر آب و آیینه؛ چو مهت جویم●♪♫ در این شبِ یلدا؛ ز پی ات کویم / به خواب و بیداری؛ سخنت گویم●♪♫ مه و ستاره؛ دردِ من می دانند / که همچو من؛ پی تو سرگردانند●♪♫ شبی، کنارِ چشمه پیدا شو! / میانِ اشکِ من؛ چو گل وا شو●♪♫ تو ای پری کجایی؛ که رخ نمی نمایی؟ / از آن بهشتِ پنهان؛ دری نمی گشایی
منظرت بودم داریوش رفیعی متن: شب به گلستان تنها منتظرت بودم باده نا کامی در هجر تو پیمودم منتظرت بودم منتظرت بودم آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم منتظرت بودم منتظرت بودم بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه غمها به سر آمد رنج غم دوران از دل بزدودم منتظرت بودم منتظرت بودم پیش گلها شاد و شیدا می خرامید آن قامت موزونت فتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونت در آن عشق و جنون مفتون تو بودم اکنون از دل من بشنو تو سرودم منتظرت بودم منتظرت بودم منتظرت بودم منتظرت بودم شب انتظار
الهه ی ناز غلامحسین بنان متن: بـــــاز… ای الهه ی نــــاز…●♪♫ با دلِ من، بســـاز… کین غمِ جانگداز؛ بِرود ز بَرم…●♪♫ گــــر دلِ من؛ نیاسود…●♪♫ از گناهِ تو، بــــود…●♪♫ بیـــا؛ تا زِ سرِ گنهت، گـــذرم…●♪♫ بــــاز… میکنم دستِ یاری؛ به سویت دراز…●♪♫ بیــا تا غمِ خود را…●♪♫ با راز وُ نیـــاز؛ زِ خاطر، ببــــرم…●♪♫ گـــر نکند تیرِ خشمت؛ دلـم را هدف…●♪♫ به خـــدا؛ هم چون مرغِ پرشور وُ شعف….●♪♫ به سویت، بپـــرم…●♪♫ آن که او… به غمت دل بندد؛ چون من، کیست؟●♪♫ نازِ تـــو؛ بیش از این، بهــــرِ چیست؟●♪♫ تو الهـــه ی نازی…●♪♫ در بزمم، بنشین…●♪♫ من؛ تو را وفا دارم…●♪♫ بیـــا؛ که جز این نباشد، هنــــرم!●♪♫ این همه بی وفایی؛ ندارد ثمـــر…●♪♫ به خدا! اگر از من، نگیـــری خبـــر…●♪♫ نیــــابی اثرم…●♪
گل پونه ها ایرج بسطامی متن: گل پونه های وحشیِ دشتِ امیدم، وقتِ سحر شد…●♪♫ خاموشیِ شب رفت و فردایی دگر شد…●♪♫ من مانده ام، تنهای تنها… من مانده ام تنها، میان سیل غم ها…●♪♫ حبیبم…●♪♫ سیل غم ها…●♪♫ گل پونه ها! نا مهربانی آتشم زد، آتشم زد…●♪♫ گل پونه ها! نا مهربانی آتشم زد، آتشم زد…●♪♫ گل پونه ها! بی همزبانی، آتشم زد●♪♫ می خواهم اکنون، تا سحرگاه بخوانم… افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم…●♪♫ گل پونه های وحشیِ دشتِ امیدم، وقتِ سحر شد…●♪♫ خاموشیِ شب رفت و فردایی دگر شد…●♪♫ من مانده ام، تنهای تنها… من مانده ام تنها، میان سیل غم ها…●♪♫ حبیبم…●♪♫ سیل غم ها…●♪♫ گل پونه ها! نا مهربانی آتشم زد، آتشم زد…●♪♫ گل پونه ها! نا مهربانی آتشم زد، آتشم زد…●♪♫ گل پونه ها! بی همزبانی، آتشم زد●♪♫ می خواهم اکنون، تا سحرگاه بخوانم… افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم…●♪♫ گل پونه های وحشیِ دشتِ امیدم، وقتِ سحر شد…●♪♫ خاموشیِ شب رفت و فردایی دگر شد…●♪♫ من مانده ام، تنهای تنها… من مانده ام تنها، میان سیل غم ها…●♪♫ حبیبم…●♪♫ سیل غم ها…●♪♫ من مانده ام، تنهای تنها… من مانده ام تنها، میان سیل غم ها…●♪♫ حبیبم…●♪♫ سیل غم ها…●♪♫ من مانده ام، تنهای تنها… من مانده ام تنها، میان سیل غم ها…●♪♫ حبیبم…●♪♫ سیل غم ها
بوی گل و ریحان ها علیرضا افتخاری متن: ♫♫ وقتی دل سودائی می رفت به بستانها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها بوی گل و ریحانها وقتی دل سودائی می رفت به بستانها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها بوی گل و ریحانها گه نهره زدی بلبل گه جامه دریدی گل تا یاد تو افتادم از یاد برفت آنها از یاد برفت آنها ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبها وی شور تو در سرها وی سر تو در جانها وی سر تو در جانها تا عهد تو بربستم عهد همه بشکستم بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها نقض همه پیمانها تا خار غم عشقت آویخته در دامن کوته نظری باشد رفتن به گلستانها رفتن به گلستانها آنرا که چنین دردی از پای دراندازد باید که فرو شوید دست از همه درمانها باید که فرو شوید دست از همه درمانها گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش میگویم و بعد از من میگویم و بعد از من گویند به دورانها گویند به دورانها گویند به دورانها