وجود بعضی از دخترا که پس از یک لبخند... یا در حد یک جمله دوستانه ی کمی تا قسمتی محبتانه از پسرع شنید..... تا مرحله انتخاب اسم فرزند پیش میرن این جمله شما رو نقض میکنه
خودتون میگین بعضی ها، ما به بعضی ها کاری نداریم، ما به اکثریت کار داریم، همین مثال شما در مورد معدود پسرا هم صادقه
دیدگاه پسر نسبت به پدردر دوران مختلف زندگی : در 4 سالگی: بابام هر کاری را می تواند انجام دهد در 5 سالگی: بابام خیلی چیزها می داند در 6 سالگی: بابام از بابای تو با هوشتره در 8 سالگی: بابام هرچیزی را دقیقا نمی دونه در 10 سالگی: در زمانی که پدرم بزرگ می شد مطمئا همه چیز با امروز فرق می کرد در 12 سالگی: طبیعیه که پدر در آن مورد چیزی نمی دونه ،اون برای بیاد آوردن خاطرات خیلی پیره در 14 سالگی: به پدر خیلی توجه نکن ، اون خیلی قدیمی فکر می کنه در 20 سالگی: آه خدای من اون چقدر پیر و فرتوت است در 25 سالگی: بدون مشورت پدرم کوچکترین کاری را انجام نمی دهم در 35 سالگی: پدرم در این مورد اطلاعات خوبی داره ، چون با تجربه تره در 40 سالگی: متعجبم که پدر چگونه آن مشکل را حل کرد ! اون دنیای تجربه بود در 50 سالگی: اگر پدر اینجا بود همه چیز را در اختیارش قرار می دادم و با او مشور می کردم ، حیف که نیست
باع . داداش کلاس کاری ما رو پایین نیار . فرمانده پایگاه چیه . ما کمتر از فرمانده ناحیه مقاومت رو قبول نمیکنیم حالا اگه حوزه باحالی باشه هم شاید قبول کنم
با اینکه نمیدونم اصتدعا با این س نوشته میشه یا ص صابون یا ث شامپو ، ولی اصتدعا میکنم تا یکی بهتون جزوه میده سری به همه نگید فلانی خواستگار منه ، اسولا پسرها جزوه میگیرند ، شایدم برعکس ، اثن به من چه هر کاری میخواهید بکنید ، بگید ، نگید ...