چرا فقرا در مقایسه با سایر طبقات درآمدی انتخابهای بدتری میکنند؟ قبول ندارید؟ به آمار نگاه کنیم. فقرا بیشتر از بقیه مردم قرض میگیرند، کمتر پسانداز میکنند، بیشتر سیگار میکشند، کمتر ورزش میکنند، بیشتر الکلی هستند و تغذیه ناسالمتری هم دارند. سؤال سختیه نه؟ جواب استاندارد به این سؤال را یک موقعی خانم مارگارت تاچر داده. ایشان معتقد بود فقرا ضعف شخصیتی دارند. موافقید؟ روتگر برگمن موافق این جواب نبود. نویسنده: آمنه محمدی پیشنهاد حیرتانگیز روتگر برگمن برای فقرزدایی یا تکرار ایده توماس مور روتگر برگمن میگه، فقر یک ضعف شخصیتی نیست. در اپیزود ده پادکست خلاصه کتاب بیپلاس توضیح دادیم که به نظر برگمن علت اینکه فقیرها بیشتر سیگار میکشند، بیشتر قرض میگیرند و کمتر پسانداز میکنند، این نیست که شخصیت آنها عیب و ایرادی دارد. بلکه خود فقر، عاملی برای تمام عادتهای نامناسب فقراست. در واقع زندگی در فقر باعث میشه حتی میزان بهکارگیری هوش هم کاهش پیدا کنه. روتگر برای این ادعاش البته به نتایج مطالعاتی که وضعیت بهره هوشی یک جمعیت را در وضعیت نداری و دارایی مقایسه کرده ارجاع میده. ادعا میکنه بقیه آدمها هم در شرایط پرتنش انتخابهای زیاد جالبی ندارند. حرفی که قبلا از دنیل گلمن هم شنیده بودیم. راستی دنیل را یادتون میآد؟ یا زندگی پرتنش باعث شده خودش و کتابی که ازش تعریف کردیم را یادتون بره؟ اگر دنیل گلمن رو فراموش کردید نگاهی به اپیزود تمرکز بندازید خلاصه اینکه روتگر استدلال میکنه فقرا به خاطر احمق بودن تصمیمات غلط نمیگیرند، بلکه مشکل از شرایط زندگیشونه و اگر هر کس دیگهی هم در اون شرایط قرار بگیره، تصمیمات احمقانه خواهد گرفت. برای همین بیشتر برنامههای فقرزدایی با شکست مواجه میشن. این برنامهها روی آموزش فقرا تمرکز میکنند، در حالی که فقر بخاطر فقدان آموزش به وجود نیومده. بیخودی آدمهای فقیر را نصیحت را نکنید، فایده نداره! این جوان محقق جسورانه ایده تامین/ تضمین حداقل درامد را مطرح میکنه. روتگر منظورش از این ایده را اینطور توضیح میده که یک کمک هزینه ماهانه برای این که آدمها بتونند هزینه غذا، سرپناه و آموزششون را پرداخت کنند. البته کاملا بدون قید و شرط و سؤال و جواب. جالبترین قسمت ماجرا اینه که این را “حق” افراد میدونه نه لطف یا مثلا خدمت اضافه برای فقرا. واقعا! به همین سادگی؟ اعتبار این پیشنهاد را از کجا تامین کنیم؟ البته مالیات، مالیات. جالبتر اینکه در ژانویه ۲۰۱۹ از برگمن، با این ایدههای به ظاهر چپگرایانه، دعوت کردند بره مجمع جهانی اقتصاد در داووس Davos. البته اونجا هم کم نیاورده و در یک فراز هیجانانگیز از صحبتهاش گفته ” … هیچ کس مسئله واقعی فرار مالیاتی را مطرح نمیکند و ثروتمندان که سهم منصفانه خود را پرداخت نمیکنند … به نظر میرسد که من در کنفرانس آتش نشانان حضور دارم و هیچ کس مجاز به صحبت درباره آب نیست … ما باید درمورد مالیات صحبت کنیم.” حالا هم خیلی مطمئن نیست که بازهم دعوتش کنند. ولی ادعا میکنه ” اگر آنها دوباره مرا دعوت کنند، باز هم همین حرف را می زنم: من باز هم میگم، مالیات، مالیات و مالیات. اما اگر من را دعوت نکنند، این تائید میکنه حرفم حساب بوده. بنابراین من آرزو می کنم هر انتخابی میکنند موفق باشند.” خلاصه کتاب آرمانشهری برای واقعگراها از روتگر برگمن را در اپیزود ۲۰ پادکست خلاصه کتاب بی پلاس بشنوید اگر نقادانه به ایده آرمانشهر برگمن نگاه کنیم چی میبینیم؟ توی خلاصه کتاب آرمانشهری برای واقعگراها، نظر برگمن و ایدههاش رو توضیح دادیم اما به منتقدها خیلی نپرداختیم. از منتقدان دست راستی و هواداران خانم تاچر که بگذریم، کسانی هستند که اصل ایده بازتوزیع درست مالیات و ایده تامین/ تضمین حداقل درآمد همگانی را قبول دارند و از اینکه روتگر این مطالبه به ظاهر غیرممکن را با استناد به شواهد محکم و قوی، قابل تحقق هم میدونه دفاع میکنند. اما هنوز بحث میکنند که آن چه که در تحلیل برگرمن وجود نداره، یه حساب اقتصادی دقیق از چگونگی پرداخت این حداقل درآمد همگانیست. البته که فقر هزینه میلیاردی به اقتصاد کشورها تحمیل میکنه، اما سیاستهای پیشنهادی روتگر یه ضمیمه مفصل در مورد چگونگی ایجاد تغییر در سیستم مالیاتی یک کشور برای پرداخت هزینههای سیاستهای پیشنهادی کم داره. البته به روشهای تبلیغ و معرفی که برگمن استفاده میکنه هم نقد هست. منتقدانی هستند که در هوش و عملگرایی روتگر تردیدی ندارند، اما میگن اینکه روتگر در آخرین تور تبلیغاتی برای تبلیغ کتاب خودش، از ادبیات راستگراها برای فروش پیشنهاداتش استفاده کرده خطرناکه. برگمن گفته: “این فقط ایدهای برای توزیع درآمده، با این کار همه وسایل لازم برای ریسک کردن را خواهند داشت، و این یعنی سرمایهداری Capitalism…”. این حرفها ممکنه به فروش بهتر کتاب کمک کنه، اما ما باید خیلی محتاط باشیم چون بعضی از افراد راستگرا دوست دارند از این حرفها برای تضعیف دولت رفاه استفاده کنند. برای همین ادبیاتی که روتگر استفاده کرده میتونه خطرناک باشه. فقط با رسوندن مقدار پرداختها (دستمزدها) به سطح کافی و تضمین کمکهای بیشتر برای کسانی که به آن احتیاج دارند، نمیتونیم از عدم ربوده شدن ایده اصلی که کاهش فقره مطمئن باشیم. تضمین حداقل درآمد همگانی وقتی موفقیتآمیزه که بتونه ما رو از سرمایهداری مصرف گرایانه دور کنه. نه اینکه ترویج کنه. چرا فکر میکنیم لازمه این چیزا رو بدونیم؟ یک فایدهی دونستن این مطلب اینه که دفعه بعد خواستیم مالیات بدیم، کمتر ناراحت بشیم و فکر کنیم داریم قدمی در راه رسیدن به آرمان شهر برمیداریم. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که برگمن به ما نشون میده چطور میشه به مسائل تکراری (اینجا فقر) از زاویه جدیدی نگاه کرد. و چرا نباید راهحلهای موجود رو پذیرفت. و کنار اینها یادآوری میکنه بهمون که ما به آرمانشهر نیاز داریم. اگر دنبال بالا رفتن از نردبان موفقیت و شانس هستیم، اگر واقعاً میخواهیم رویای آمریکایی را تجربه کنیم، باید بریم دانمارک، شانسمون اونجا بسیار بیشتره! برای نوشتن یادداشت چرا فقرا فقیرتر میشوند از مطالب زیر استفاده کردم. وب سایت روتگر بگمن روتگر برگمن، داووس و مالیات گرفتن از ثروتمندان نگاهی به آرمانشهر روتگر برگمن از ایدههای جسورانه برگمن استقبال کنیم چه تصویری از جهانی داریم که میخواهیم در آن زندگی کنیم؟
بله عین واقعیت است دولتها موظف به تامین زندگی شهروندانشون هستند صدقه و خیرات هر چند خیلی خوبه اما دردی از فقرا دوا نمیشه در قرآن مجید از فقرا بخوبی یاد شده و سوره عبس در تکریم فقرا آمده است چنانکه مولانا میفرماید : ........... .......... بانگ کردند اهل کشتی کای همام از چه دادندت چنین عالی مقام گفت از تهمت نهادن بر فقیر وز حقآزاری پی چیزی حقیر حاش لله بل ز تعظیم شهان که نبودم در فقیران بدگمان آن فقیران لطیف خوشنفس کز پی تعظیمشان آمد عبس آن فقیری بهر پیچاپیچ نیست بل پی آن که به جز حق هیچ نیست متهم چون دارم آنها را که حق کرد امین مخزن هفتم طبق متهم نفس است نی عقل شریف متهم حس است نه نور لطیف نفس سوفسطایی آمد میزنش کش زدن سازد نه حجت گفتنش معجزه بیند فروزد آن زمان بعد از آن گوید خیالی بود آن ور حقیقت بود آن دید عجب چون مقیم چشم نامد روز و شب آن مقیم چشم پاکان میبود نی قرین چشم حیوان میشود کان عجب زین حس دارد عار و ننگ کی بود طاووس اندر چاه تنگ تا نگویی مر مرا بسیارگو من ز صد یک گویم و آن همچو مو