ادمک اخر دنیاست بخند ادمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند ادمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند ان خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند
میدونی وقتی خدا داشت بدرقت میکرد بهت چی گفت؟ گفت: جایی که میری مردمی داره که میشکننت.نکنه غصه بخوری.من همه جا باهاتم.تو تنها نیستی.... تو کوله بارت قلب میذارم که جا بدی عشق میذارم که بگذری اشک میذارم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم
ز همه داشته هایت که به ان می بالی خدا را جدا کن ببین چه داری؟ به همه ی کمبودهایت که به ان می نالی خدا را اضافه کن ببین چه کم داری؟
برای خریدن عشق هرکه هر چه داشت اورد دیوانه هیچ نداشت و گریست همه گمان کردند چون دیوانه است میگرید اما هیچ کس ندانست که بهای عشق اشک است و بهای اشک عشق....
جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم خرس گفت الان وقته خواب زمستونیه بعدا حرف میزنیم خرس خوابید اما نمیدونست که عمر جیرجیرک فقط سه روزه....
گفتمش دل میخری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند.... خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز امدم او رفته بود دل زدستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود.... دل من سخت شکست و تو چه زشت به من و سادگی ام خندیدی به من و یک عشق پاک که پر از یاد تو بود و به یک قلب یتیم که خیالم میگفت تا ابد مال تو بود.... تو برو تو برو تا راحت تر تکه های دل خود را سر هم بند زنم...
تو را نمیدانم اما اولین نگاه من بو تو نه از سر مهر بود و نه در زیر مهتاب ولی روزگار بارها و بارها نگاه ما را به هم اویخت تا به تو بیندیشم و این بار از سر اندیشه و عشق تو را نگریستم هرچند همگان این نگاه را خالی از عشق پنداشتند و من هنوز نمیدانم ابتدا اندیشیدم و سپس عاشق شدم یا در پی عشق به فکر فرو رفتم...
5 بر عکس چه معنا دارد؟ خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیم کمی ازرده و حیرت زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم انقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: بعد ها میفهمی! وقتی بارش عشق سقف دیوار دلت را خم کرد عاقبت میفهمی 5 بر عکس چه معنا دارد...
دنیا اینجوریه دیگه... اگه گریه کنی میگن کم اورده اگه بخندی میگن دیوونست اگه دل ببندی تنهات میذارن اگه عاشق بشی دلت رو میشکنن با این حال باید لحظه ای گریست...دمی خندی...ساعتی دل بست...و عمری عاشق بود....