1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فقط بخونید و بخندید تا دنیا به روتون بخنده.

شروع موضوع توسط Anoosh ‏15/11/20 در انجمن دیدنی و شنیدنی

  1. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    فقط بخونید و بخندید تا دنیا به روتون بخنده.

    • روزی مردی در جدول كنار خیابون افتاد و گفت: تا حلش نكنم بیرون نمی آیم.

    • اولی: چرا آمبولانس ها اینقدر سریع حركت می كنند؟ دومی: از دو حال خارج نیست یا مریض می برند یا راننده هاشون مریض اند.

    • اولی: نمی دونی اون طرف خیابون كدوم طرفه؟ دومی: نه متأسفانه بچه ی این محل نیستم.

    • معلم به شاگرد: می تونی با جوراب جمله بسازی؟ شاگرد:از سقف خونه ما بد جور آب می آد.

    • اولی: من نه كمرو هستم و نه پررو دومی: آها فهمیدم: شما نیمرو هستید.

    • معلم: فعل زدن را صرف كن شاگرد: زدم، زدی، زد معلم: بعدش؟ شاگرد: بعد همگی رفتیم بیمارستان.

    • قاضی به زن: شما به چه علت یكی از چشمان شوهرتان را كور كردید زن:آخه جناب قاضی می خواستم به من و هووم به یك چشم نگاه كنه و فرق نذاره .

    • اولی: اگر به نظر تو جمعه وجود نداشت چه اتفاقی می افتاد ؟ دومی هیچی روزها از زور خستگی می مردند.

    • دانش آموز به معلم: آقا ببخشید سلیقه رو با صاد می نویسند یا با سین؟ معلم: این دیگه به سلیقه ی خودتون بستگی داره كه سلیقه رو با صاد بنوبسید یا با سین.

    • به یك نفر می گن پاشو سحره، می گه: بذار بخوابم، خودم فردا بهش زنگ می زنم.

    • از یك نفر می پرسند اگه حالت تهوع بهت دست بده چه كار می كنی؟ می گه: چاره ای نیست خوب من هم مجبورم باهاش دست بدم دیگه!

    • اگه كسی دنبال یك گل خوشكل می گشت جون هر كسی دوست داری نگو من كجام.

    • به یارو می گن جوراب هاتو از كی نشستی؟ می گه جون مادرت سوال تاریخی نكن.

    • غضنفر به زنش می گه بیا مهریه ات رو بذار اجرا با پولش خونه بخریم.

    • دو خجالتی با هم ازدواج می كنند بچه شون آب می شه.

    • یك كلاغ با یك زرافه با هم ازدواج می كنند بچشون كلافه می شه.

    • غضنفر می ره ماشین شو بیمه كنه، آقاهه می گه خدا كنه هیچ وقت از بیمه استفاده نكنی غضنفر با ناراحتی می گه: امیدوارم كه تو هم از اون پول خیر نبینی.

    • به غضنفر می گن از مسافرت چی آوردی؟ می گه تشریف.

    • به یك نفر می گن خاصیت نوشابه رو بگو می گه: آب داره، گاز داره ولی متاسفانه تلفن و برق نداره

    • از یکی می پرسن دوست داری چه جوری بمیری؟ می گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهای اتوبوسش در ترس و وحشت!!!

    • غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا كردم چیكارش كنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ غضنفر می گه: آره، تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما

    • یه مرده دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ می گیرن. از دکتر می پرسه: آقای دکتر! بعد از اینکه گچ دستمو باز کنم آیا می تونم سنتور بزنم؟ دکتر می گه: البته، حتماً. مرده میگه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم!

    • عروس میره گل بچینه، شهرداری می گیرتش

    • یکی زنگ میزنه 118 میگه شماره غضنفر رو دارید یارو میگه نه، میگه پس من میگم تو یادداشت كن داشته باشی.

    • یه نفر میره جوراب فروشی میگه آقا جوراب می خوام فروشنده میگه: مردونه؟ طرف دست میده میگه: مردونه.
    خنده، جوک، طنز، پیامک طنز

    • دو مگس بر سر مرد طاسی می شینند. بچه مگس به مادرش میگه:‌ مادر من تشنمه. مگس مادر: آخه پسرجان من در این بیابان بی آب و علف چطور برات آب پیدا كنم.

    • از طرف می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن؟ میگه: آخه من امتحان كردم….. پیاده خیلی راهه.

    • تست فیزیك كنكور: سرعت نور چه قدر است؟ 1- بد نیست 2- خوب است 3- الحمدالله 4- تو خوبی؟

    • معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه می کنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟ طرف: نمی دونم. معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟ طرف: نمی دونم. معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری می خوای امتحان تاریخ بدی؟ طرف: من که نمی خوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.

    • کانگورو پدر میگه: عزیزم بچه کجاست ؟ کانگورو مادر میگه: وای کیفـمو زدن.
    خنده، جوک، طنز، پیامک طنز
    • غضنفر به راننده تاکسی می گه آقا چند می گیری منو برسونی به راه آهن؟ راننده : میگه 100 تومن. غضنفر میپرسه واسه چمدونام چند می گیری؟ راننده میگه: هیچی. غضنفر میگه: پس چمدونام ببر من هم اومدم!

    • پدری برای پسرش مدتی از فواید و زیبایی گل ها صحبت کرد. در پایان حرف هایش از پسرش پرسید: خب، پسرم تو چه گلی را دوست داری؟! پسر گفت: پدر جان گلی را دوست دارم که از پشت 18 قدم زده بشه!

    • یه نفر میره سمعک بخره، فروشنده میگه: همه جورشو داریم، 1000 تومنی تا 1000000 تومنی. طرف میگه: 1000 تومنی اش چه جوری کار می کنه؟ فروشنده میگه: این اصلا کار نمی کنه فقط چیزی که هست وقتی مردم اینو می بینن، بلندتر حرف می زنن

    • پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن… دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم. پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم.

    • فریدون همیشه لباس مشكی می پوشیده. دوستاش میگن چرا همیشه مشكی می پوشی؟ میگه: آخه من ختم روزگارم!

    • محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم. دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟ محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام!

    • معلم: چرا رفته هستم غلط است؟ شاگرد: آقا اجازه، برای اینکه شما هنوز نرفته هستید.

    • زن از شوهرش پرسید: چرا وقتی که من آواز می خونم، تو از پنجره بیرون را نگاه می کنی و می خندی؟ شوهر میگه: برای اینکه مردم تصور نکنند من دارم تو را کتک می زنم و تو داری با جیغ و داد گریه می کنی!

    • به غضنفر میگن چرا زشتی؟ میگه وقتی کوچیک بودم تو بیمارستان عوضم کردن !

    • سه نفر تو قلب جای دارن 1 خدا 2 مادرم 3 پدرم ، آخی تو نیستی ؟؟؟؟؟

    • تو ضربان قلب منی 4 ، 5 ، 6 ، 7 – – – – – – – – اینا همه جای خالیه توئه

    • قانون معرفت میگه: به قلب ما نزدیک است آن کس که از چشمان ما دور است .

    • غضنفر تو جنگل می رفته! بعد یه روباه مرده می بینه! میگه خوب شد مرده! وگرنه گولم می زد.

    • غضنفر هلو می خورده به وسطش که می رسه میگه ایول گردو هم داره.

    • غضنفر ماشینش پنچر می شه، می ره از لوله اگزوز فوت می کنه. یکی رد می شده می گه : تا صبحم که فوت کنی لاستیک باد نمی شه، چون شیشه های ماشینت پائینه.

    • غضنفر زنگ می زنه ثبت احوال میگه: ببخشید اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خوبه، می خواستم ثبت کنم!

    • قصه عشق: یکی بود یکی نبود، عشق، کلاغی بود که هرگز به خونش نرسیده …

    • ایـــــوب را گفتند: صبر از که آمـــوختـــــی؟ گفـــــت: از دایـــــال آپ ! ! !

    • طرز چک نوشتن بنده خدا :23000 ریال معادل دو سه هزار تومان !!!!

    • خسته از زندان که نامش زندگیست، پس قشنگی های دنیا دست کیست ؟؟؟!!
     
    M @ H @ K، m naizar، آرامی و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/1/21
    ارسال ها:
    61
    تشکر شده:
    84
    امتیاز دستاورد:
    18
    جنسیت:
    مرد
    یه بارم بابام کنتور گاز رو دستکاری کرد،

    روزی ١٣٠٠ تومن اداره گاز باید به ما پول میداد
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    دیروز رفتم پیش دکتر ، دیدم ویزیتش سی هزار تومان شده !!
    به دکتر گفتم : اگر تخفیف میدی بگم کجام درد میکنه وگرنه خودت بگرد پیداش کن!
    والله .....
    پول مفت میگیرن جای درد هم خودمون باید بگیم!
    مسئولین هم که اصلا رسیدگی نمیکنن !
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ﯾﻪ گز ﺧﺮﯾﺪم ... ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
    ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﺣﺎﺝ ﺭﺿﺎ، ﺣﺎﺝ ﻋﻠﯽ، ﺣﺎﺝ ﺣﺴﯿﻦ، ﺣﺎﺝ ﺗﻘﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ...
    به خدﺍ ، ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ گز ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺑﯿﻮﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺯﺣﻤﺖ ..!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    دیشب دستخط بچگی هامو بردم داروخونه !!!
    دو بسته قرص استامینوفن کدئین بهم داد !!
    تازه گفت خیلی هاشو ما نداریم !!!
    باید بری هلال احمر
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    بعضی از مردم سالی دوبار میرن امریکا ویزاشون باطل نشه
    .
    .اونوقت من هرسه ماه یکبار با خط ایرانسلم تک زنگ میزنم که خطم نسوزه..
    خدایا این دلخوشی ها رو از ما نگیر !!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    یکی امروز گفت مامان بزرگم داره از آمریکا میاد !
    خدایی من همیشه فکر میکردم مامان بزرگا فقط از مکه میان !!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
     
  4. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ بابام ! ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ خاله ام ﺭﻭ ﺗﻮ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﭼﺎﭖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﭼﯽ ......
    ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﮐﺎﺭ ﺑﺪﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ ؟؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بود
    خلاصه بدجور جا تنگ شده بود
    گفتم : سبد کالاست ؟
    گفت : آره
    گفتم : ربش کو ؟
    گفت : مگه ربم بود ؟
    گفتم : مگه خبر نداری ؟
    هیچی دیگه یارو پیاده شد رفت دنبال رب گوجه فرنگی !!!
    خدایا منو ببخش !!!
    خودت دیدی جا تنگ بود ...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    دست فروشه اومده بهم جوراب زنونه نشون داد ... گفت یدونه بخر ، ارزونه
    بش گفتم من نه زن دارم نه خواهر
    گفت بخر بکش سرت برو دزدی !!!
    یعنی تا حالا تو زندگیم به این شدت قانع نشده بودم
    الانم دارم از تو زندان براتون پست میزارم !
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    با مادرم رفتيم مغازه حيوانات يه چرخي زديم ، از يك مار خيلي خوشگل خوشم اومد
    پرسيدم چند ؟
    طرف گفت : ٢٠٠ هزار تومن
    مادرم گفت : نه نماز ميخوني نه روزه ميگيري نه عبادت حاليته ، خودش مفت و مجاني مياد تو قبرت !! بيا بريم !!!!
    قيافه ي من تو اون لحظه محشر بود !!!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    بابام میگه گوشیو بذار بالا سرت سرساعت ۶ بیدارمون کنه !!!
    میگم چرا خودت نمیذاری ؟؟
    میگه سرطان زاس ... !!
    مطمئن شدم سرراهی ام.
    چند تا پرورشگاه رفتم می گن چهرت خیلی آشناس !!! اناری
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    دختره به دوست پسرش می گه:
    برو يه نوشيدني واسم بگير
    پسره: كولا يا پپسي
    دختره: كولا
    پسره: دايت يا عادي
    دختره: دايت
    پسره: قوطي يا شيشة
    دختره: قوطي
    پسره: كوچك يا بزرگ
    دختره: اصلا نميخام .. واسم اب بيار
    پسره: معدني يا لوله كشي
    دختره: اب معدني
    پسره: سرد يا گرم
    دختره: ميزنمتـــــــــا
    پسره: با چوب يا دمباي
    دختره: حيووووووووووووووون
    پسره: خر يا سك
    دختره: گمشو از جلو چشام
    پسره: پياده يا با دو
    دختره: با هرچي بــــــرو فقط نبينمت
    پسره: باهام مياي يا تنها برم
    دختره: ميام ميكوشمــــــــت
    پسره: با چاقو يا ساطور
    دختره: ساطـــــــــور
    پسره: قربانيم ميكني يا تيكه تيكه
    دختره: خـــــدا لعنتت كنه .. قلبم وايساد
    پسره: ببرمت دكتر يا دكترو بيارم اينجا

    دختره مُــــرد!
     
    M @ H @ K و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/14
    ارسال ها:
    1,489
    تشکر شده:
    3,585
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    معلم به جفر گفت :
    اگه سه بسته خرما داشته باشی و علیمراد یک بسته از آن را ببرد
    چه چیزی می ماند؟؟
    جفر گفت:
    جنازه ی علیمراد و سه بسته خرما…
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/14
    ارسال ها:
    1,489
    تشکر شده:
    3,585
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    وقتی یه اتفاق بد برای یه ایرانی میفته، دو دسته وجود دارن:

    1- خودش و اطرافیانش که اعتقاد دارن، چشم خورده

    2- دشمناش که اعتقاد دارن، بالاخره خدا جوابشو داد
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  8. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد

    همسايه عوضیمون ساعت دونصف شب با مشت ميکوبه به ديوار.
    .
    حالا خداروشکر من خواب نبودم داشتم ” شیپور ” تمرين ميکردم.

    ملت دیوونه شدنا !!

    ﮔﻮﮔﻞ ﻋﺰﯾﺰ ﺑﺬﺍﺭﺣﺪﺍﻗﻞ 2 ﺗﺎ ﺣﺮﻑ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻤﻮ ﺗﺎﻳﭗ ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ
    ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻥ ﺁﺑﺮﻭ ﺣﯿﺜﯿﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ همه

    ﯾﻪ دونه ﻣﻮﺯ ﺧﺮﯾﺪﻡ ؛ شد 11000 ﺗﻮﻣﻦ !
    پوستشو کندم گذاشتم رو ترارو وزن کردم .
    ﻭﺯﻥ ﭘﻮﺳﺘﺶ در 11000 ضرب کردم بعد ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﺮ ﻭﺯﻥ ﮐﻞ ﻣﻮﺯ کردم ؛
    ﻗﯿﻤﺖ ﭘﻮﺳﺘﺶ شد 4500 تومن !
    ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ؛ ﭘﻮﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ !!!!!!!

    دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خشگل و ناز توی یه سانتافه بود …
    براش دست تکون دادم ؛ اونم همین کارو کرد و بوسم برام پرت کرد !
    خلاصه Love وصفا و صمیمیت .. خیلی خوشگل داشت پا میداد
    فقط تنها ایرادی که داشت این بود که سنش حدودِ 4 یا 5 سال بود:»»»

    حشره کش خالی کردم تو اتاقم
    من سر درد گرفتم دارم می میرم
    پشه هه رو آینه اتاقم وایساده داره شاخکاشو مرتب می کنه!
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  9. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    یک شتر همراه گاو و گوسفند
    عازم صحرا شده تا بچرند
    بوته ای دیدند آنجا از علف
    سوی آن رفتند با شورو شعف
    شد بپا دعوا میان آن سه تن
    هر یکی می گفت بوته مال من
    حرفشان این شد در آن ماجرا
    بوته باشد ازبرای پیرما
    زیرکی کردو بگفتا گوسفند
    نیست یادم که تولد سال چند
    گوسفندی را خداوند از کرم
    داد ابراهیم آن رسول محترم
    من همانم عمر من گشته دراز
    فاش کردم تاشوم من چاره ساز
    گاو گفتا سن من بالاتر است
    حرف حق از هر کلامی بهتر است
    من سوار کشتی نوح نبی
    بوده ام درآن زمان چندین شبی
    سن من باشد کنون چندین هزار
    پیرتر از من ندیده این دیار
    تا شنید اشتر دروغ بی شمار
    بوته را خورد و بگفتا الفرار



    علی باقری
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    دیشب به خواب دیدم آن یار با وفا را
    آغوش را گشودم گفتم بیا نگارا

    چون صبحدم پریدم از خواب ناز دیدم
    دربرگرفته ام من افسوس متّکا را