مردی که به بهانه انرژیدرمانی دختر جوانی را مورد تعرض قرار داده، مدعی شد این دختر را به عقد موقت خود درآورده است. رسیدگی به این پرونده با شکایت دختر جوانی بهنام سیما آغاز شد. او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: سالهای زیادی است که به بیماری تیروئید مبتلا هستم و تاکنون به پزشکان زیادی مراجعه کردم اما همه آنها بر این باور بودند که باید تیروئیدم را جراحی کنم ولی من به خاطر جوانی و البته ترس از عمل جراحی تمایلی به این کار نداشتم تا اینکه داییام که در کارهای ساختمانی است به من گفت یکی از بناهای ساختمانی که در آن کار میکند بهنام حمید انرژی درمانی بلد است و میتواند با این روش بیماریام را درمان کند. من حمید را بواسطه داییام میشناختم. به ظاهر مرد قابل اعتمادی به نظر میرسید از اینرو من هم به او اعتماد کردم و قرار شد که برای انرژی درمانی به خانهمان بیاید. او چندین بار به خانه ما آمد و با انرژی درمانی حالم قدری بهتر شده بود اما دفعه آخری که به خانه ما آمد با این ترفند که مرحله آخر درمان باید به خواب عمیق بروی، هیپنوتیزمم کرد و مرا به خواب عمیقی فرو برد اما پس از هوشیاری متوجه شدم به من تعرض کرده است که موضوع را به خانوادهام گفتم و بعد هم تصمیم گرفتم از او شکایت کنم. پس از شکایت و اظهارات سیما، حمید احضار و بازجویی شد. او صبح دیروز در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خودش گفت: من به سیما تعرضی نکرده ام. من سالهاست که انرژی درمانی بلدم و بیماران زیادی را هم که پزشکان نتوانستند درمان کنند، با این شیوه درمان کرده ام. من به خواست این دختر و دایی اش برای درمان به خانه آنها رفتم. چند جلسهای که به خانهشان رفتم به او علاقهمند شدم و برای اینکه درمان راحتتر انجام گیرد و مرتکب عمل غیراخلاقی نشویم او را صیغه کردم و روابط ما کاملاً شرعی بود اما نمیدانم چرا حالا او از من شکایت کرده. من اتهامم را قبول ندارم. سیما بهخاطر اینکه میداند به او علاقهمند شدم قصد باج گرفتن از من را دارد. پس از توضیحات متهم، قضات شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان تهران، دستور دادند تا تحقیقات بیشتری در خصوص این پرونده صورت گیرد.
نه آخه جالبیش اینه که درمانگره گفته برای اینکه درمان راحتتر انجام گیرد و مرتکب عمل غیراخلاقی نشویم او را صیغه کردم و روابط ما کاملاً شرعی بود . به این ترتیب به نظر میاد دعوای خانوادگی باشد از طرف دیگه اگه اینجوره هر مرد و زنی که هم دیگه رو زیاد میبینند باید صیغه بشند تا راحت باشند . منتها باید یکی دیگه را صیغه کنند مثلا ما یک همسایه داشتئم تو بازار حجره داشت و یک شاگرد داشت که توخونه شون رفت و اومد زیاد داشت .برای اینکه خانم حاج آقا راحت باشند یه دختر نوزاد شیر خواره داشتند اونو به عقد موفت شاگردشون در آورده بودند
حماقت انسان چه ربط به اسلام داره؟؟ حالا اگر مسیحی بودن، یهودی بودن حتما شما میگفتی اشکال از مسیحیت و یهودیت است؟؟؟
اتفاقا خیلی خوب بود .ما بچه بودیم با پسرای این خانم تو حیاتشون بازی میکردیم شاگردشون بدون اینکه در بزنه و یا الله بگه در رو وا میکرد میومد تو خونه .حاج خانم بی حجاب لب حوض نشسته بود داشت بچه رو شیر میداد شاگرده سلام میکرد و عزت و احترام میذاشت میرفت تو اطاقا اون سر خونه یه چیزی ور میداشت میرفت .
دوست عزیز و نکته سنج من جهان اسلام متشکل از کیه؟ متشکل از مسلمانان هست دیگه. خب حالا شما توی صحبت من اشاره دقیقی به اسلام میبینی یا مسلمانان؟=))
صیغه مدت دار نمی کنن که حالا من از این موضوع خبر ندارم ولی کلا یه سریا ک خانوادگی باهم رفیقن و تقیداتی دارن مثلا بین پسر این خونواده با دختر اون خونواده ی صیغه ۵ دقیقه ای می خونن بعدم خود ب خود باطل میشه ک مثلا دختر اینا ب مرد اونا و پسر اونا ب زن اینا محرم باشه یا صیغه به خود مرد خانواده مقابل می کنن ک زن اینا ب مرد اونا محرم بشه از این لحاظ که اگه یهو تو این رفت آمد مثلا مچ دستی چیزی دیده شد مشکلی نداشته باشه