1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

رسم آتش بستن به پای پرندگان و راندن جانوران به میانِ آتش

شروع موضوع توسط Anoosh ‏23/10/20 در انجمن ایران

  1. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    نگارنده : مرتضی حماسی

    منبع : جشن های آتش ، هاشم رضی

    رسم آتش بستن به پای پرندگان و راندن جانوران به میانِ آتش
    ابوریحان بیرونی اشاره به رسمی می کند که برای ما تا اندازه ای شگفت است و تا حدی قابل قبول توجیه « سده ، آبان روز است از بهمن ماه ، و آن روز دهم بود ، و اندر شبش که میانِ روزِ دهم و میانِ روزِ یازدهم آتش ها زنند به گوز و بادام و گرد بر گردِ آن شراب خوردند و لهو و شادی کنند . و نیز گروهی از آن بگذرند تا به سوزانیدنِ جانوران ... [1]


    مطلب در این نقل تا اندازه ای نامفهوم است . اما عباراتی در همین زمینه در کتاب آثارالباقیه است که تا اندازه ای روشنگر موضوع تواند بود . البته با کمال تأسف باید گفت که در فصلی که ابوریحان در کتاب مذکور راجع به جشن های بهمن ماه گفت و گو می کند ، بریدگی مطلب کاملاً مشهود است و شرح هایی دربارۀ جشن سده ئ بهمنگان ساقط است . چند عبارتی که دربارۀ سده ، به ویژه مسألۀ مورد نظر باقی است ، نقل می شود :


    « حَتّی صارَفی رُسوم المُلوک فی لَیْلَةَ ایقاد النَّیْران و تَاجیجُها و اِرْسال الوُحوش وَ تَظْهیرُ الطُیور فی لَهْبها و الشُّرب و الْتلهی حَوْلها انتَقَمُ الله مِن کُلّ مُتَلَذّذ بِایلام غَیرُهُ مِنَ الحاسین غَیْر المُضّرّین وَ سَمی اَهْل الکَرَج لَیله هَذاالیَوْم « شَبِ کَزَنَه » اَی اللَّیْلَة العاصه وَ ذلِکَ لِبَرْدُها » .


    یعنی در خانۀ ملوک در چنین شبی رسم است که آتش بیفروزند و چون زبانه کشید وحوش را به آتش می رانند و پرندگان را بر فراز آن به پرواز درمی آورند و گرد این آتش به شادی و شادخواری می پردازند . خداوند از کسانی که به جانواران آزار می رسانند انتقام می کشد . و مردم کرج این شب را که سرما به نهایت می رسد ، شب گزنه می نامند .


    همین مورد را چندین مورخ و نویسنده یادآور شده اند . مؤلف برهان قاطع آورده که :



    « ... و الملوک و سلاطین ایشان مرغان و جانوران صحرایی را گرفته ؛ دسته های گیاه بر پای ایشان بسته آتش در آن گیاه زنند و رها کنند تا در آتش بپرند » .


    و چنانچه گذشت بسا از نویسندگان سده های چهارم به بعد نیز این مورد را یاد کرده اند و در برگزاری جشن سده در زمان مرداویج نیز اشارۀ صریح است . این رسمی بوده در آتش بازی که به پای پرندگان علف های خشک بسته و آتش می زدند تا در هوا بپرند و یا با دم جانوران نیز همین کار را می کردند . چنانکه در جشن های همانند در اروپا نیز شایع بود و یا از بلندی تپه ها ، گردونه هایی را با پاره کهنه و پنبه و مواد سوختنی تزیین کرده و به سوی پایین می غلتاندند . نیز به صورت کنایت و تمثیل ، به عنوان نمادهای اهریمنی – یا تقدیم نذور چون چربی و پیه و گوشت به آتش ، جانوری را در آتش می راندند .


    چنانکه گذشت ، ابوریحان بیرونی را چنین رسمی خوش نیامده است و گفته خداوند از کسانی که جانوران را آزار رسانند ، انتقام خواهد کشید . در اینکه پس از اسلام در دوران زیاریان و غزنویان این رسم معمول بوده ، سخنی نیست ، چون در نمونه هایی که از این جشن در دوران غزنویان و زیاریان در تواریخ ضبط است ، به آن برمیخوریم . اما آیا روش کار در عمل و فکر و عقیدت چگونه بوده و آیا پیش از اسلام نیز چنین شیوه و رسمی معمول بوده است یا نه ؟


    در آیین مَزدَیَسنا ، بهمن = وهومنه نخستین امشاسپند می باشد . یکی از بزرگترین ایزدان است و مقامی ارجمند دارد . نقش زمینی وی ، سرپرستی و نگاهبانی جانداران ، یعنی انسان و سایر جانداران سودرسان و نیک است . از سویی دیگر دربارۀ جانوران نیک ، در دین مزدایی سفارش های مؤکد شده است . به همین جهت با توجه به اینکه جشن سده در ماه بهمن نیز می گذرد ، بعید و بلکه محال است که چنین رسمی از رسوم جشن سده در دوران ساسانیان و زمانی مقدم بر آن باشد .


    اما هرگاه مسأله را از زاویه ای دیگر بنگریم ، متوجه خواهیم شد که در جشن هایی مشابه ، میان اقوام آریایی ، و به ویژه میان ملل و اقوام اروپایی ، مطابق تحقیقات کسانی چون ، توماس هاید ، فرازر ، مارتین نلسون و ... حاصل این پژوهش در کتاب سابق الذکر کریستنسن ؛ در جشن آتش حیوانات موذی و زیان آور را در آتش می راندند و یا تصاویری از اهریمن و شیطان ساخته و به آتش می افکندند .


    ابوریحان نیز می گوید این رسم ملوک بوده ، چنانکه زکریای قزوینی و خلف تبریزی نیز همین را اشاره می کنند . ابوریحان بیرونی می گوید وحوش را به آتش می راندند و به پای پرندگان مقداری مواد سوختنی بسته در آسمان رها می کردند تا در شب منظرۀ زیبایی به وجود آید . این توصیف الزاماً حاکی از سوختن و از بین رفتن پرندگان نبوده است ؛ چون مادۀ سوختنی بی گمان با فاصله ای بوده که به پرنده آسیبی نرساند و بتواند پرواز کند تا سوختنی تمام شود .



    اما مغان را سنتی بوده است که جانوران موذی و زیان آور را باید منهدم سازند تا زیان و آسیب اهریمنی کاستی گیرد . جانوران موذی را در اصطلاح خْرَفْسْتَرْ – زیانکار می گویند و آلتی داشتند که بدان آن جانوران موذی را نابود می کردند . آن آلت خرفسترغن نامیده می شد . به همین جهت و با توجه به قراین مذکور و با تأمل در داستان هوشنگ و مار و آتش ، شاید بتوان گفت که مغان در جشن سده که به وسیلۀ شاهان در مقیاسی وسیع برگزار می شد ، این سنت را اجرا کرده و شماری از جانوران موذی و زیان آور را در آتش می رانده اند . اما هرگاه بتوانیم قبول کنیم که در چنین محدودیتی ، توسط مغان رسم فوق انجام می شده ، بی گمان سنتی زرتشتی نبوده است ، چون در دین زرتشتی این عمل ، آزار به جانوران منع شده است ، و چه بسا که یک رسم و سنت محدود در دوران ساسانی ، پس از اسلام جهت تفریحی ناشایست وسعت یافته باشد . نیز به این نکتۀ بسیار دقیق نیز باید اشاره کرد که در سنت های دینیِ ایرانیان ، چه مغان مادی یا مغان مزدایی و یا موبدان زرتشتی ، هر نوع شی ء و چیز ناپاک و بدسوز ، چون هیزم تر و یا چیزهایی دودزا را ، جز چوب ها و گیاهان خشک خوب سوز و خوش بو بر آتش نهادن ، حرام و مجازات دارد . حتا در دوزخِ مزدیسنایی ، برای مجازات ، آتش وجود ندارد ( برای شروح کافی همراه با مستندات ، نگاه کنید به ترجمۀ وندیداد از نگارنده با توجه به فهرست مطالب ، نوشتار آتش ) .


    مراسم شادی و سور و سرور – و راندن ددان و دام ها در آتش جشن سده
    مراسم جشن شده ، علاوه بر آتش افروزی های عظیم به مقیاسی بسیار گسترده ، با برپایی مجالس سور و سرور و میهمانی های بسیار مفصل بوده است که نمونه های آن در تاریخ بیهقی و تجارب الامم و تاریخ ابن اثیر و دیگران آمده است . شب شده ، پس از مراسم آتش افروزی ، بر سر خوان می نشستند . نوشخواری در حد افراط از رسوم بود . مجالس رقص و موسیقی و آواز و جز آن تا بامدادان به طول می انجامید .



    روز بعد ، شاه و بزرگان به پذیرایی می نشستند . شاعران مدیحه هایی که سروده بودند انشاد می کردند و صِله می گرفتند . کم و بیش صله دادن و اهدای هدایا ، با بیان شادباش و تبریک همراه بود . سده ای که مرداویج زیاری برپا کرد و در اصفهان برگزار شد ، با آن عظمت و سفره ای که به طول و عرض شگفت انگیز در صحرا گسترده بودند با هزاران گاو و گوسفند و پرندگان که بریان شده بود و آن آتشی که از فاصلۀ ده ها فرسنگ دیده می شد ، چون آن همه را دید به نظرش خُرد و ناچیز آمد و خشمگین شد و از شرکت در آن خودداری کرد . به همین جهت عظمت و بزرگی و شکوه و احتشام چنین جشن سده ای را باید به مقیاسی بزرگتر در نظر داشت .


    اما دربارۀ راندن جانوران به آتش و سوزاندن آنان و بستن آتش به پای پرندگان ، مسأله ای است که جای تأمل در آن می باشد . در شرحی گفته آمد که به احتمال ، سوزاندن جانوران زیانکار یا خرفستران مورد نظر بوده ، که چنین نیست ؛ یا از زاویه ای چنین نمی تواند باشد و آن از زاویه و دیدگاه مذهبی و مزدیسنایی است . [2]


    در آیین زرتشتی زمان ساسانی ، حرمت آتش بدان اندازه بوده است که هر نوع استفاده ای از آن در حد یک وسواس مجاز نبوده است . کرشاسب ، پهلوان ایرانی و قهرمان قابل دفاع برای مزداپرستان ، به موجب استفادۀ معمولی آتش ، در جهان پسین ناآمرزیده و زیر عذاب است که شفاعت امشاسپندان نیز نزد اهورامزدا از وی ، مورد قبول واقع نمی شود و آتش از او درنمی گذرد . به موجب منابع فقهی پهلوی ، هنگامی که اورمزد از جهان مثالی و معنوی ، می خواهد صورت جهان مادی را بیافریند ، آتش حاضر نمی شود صورت مادی پذیرفته و در زمین حاضر شود تا آفرینش اورمزد را بپاید ، و می گوید در آنجا بر من بی احترامی کنند ، چیزهایی ناپاک بر من نهند ، مرا خاموش کنند و بر من هیزم تر تر نهند و ... به موجب منابع فقهی و شرایع ، افکندن هر چیز دودزا و استفاده برای آهنگری و ... از آتش مکروه و منع مذهبی داشته است . اگر تکه استخوانی یا چربی یا مو و ناخن و هر شیء آلوده به خون و مایع دفع شده ای از تن را به آتش می افکندند ، گناه مرگ ارزان و غیر قابل بخششی مرتکب شده بودند . در دوران ساسانی آهنگران و کسانی که به نحوی از آتش چون آنان استفاده می کردند ، مطرود جامعه بودند . این احکام دربارۀ آب نیز صادق بود و مشکلات و دشواری های فراوانی را در زندگی اجتماعی و اطوار روزانۀ مردم سبب می شد .



    به همین جهت از دیدگاه مذهبی ، تصور چنین امری ، محال است . به موجب ارداویراف نامه ، در دوزخ گناه کاران را با آتش عذاب نمی شوند . در دوزخ مزدایی مغانه ، حتا آتش وجود ندارد ، چون تصور وجود آتش که مظهر خداوند و راستی و اشویی است در دوزخ مشکل است . در دوزخِ ومغانِ دورانِ ساسانی ، به جای آتش و سوزش ، تیرگی و ظلمت ی آنچنان سهمگین هست که قابل لمس می باشد و سرمای شدید که دیو آفریده است . پس استفاده ها و رسومی از آتش در جشن سده و چهارشنبه سوری ، از پدیده های تازه پیداست و با سنت ایرانی – به ویژه از دیدگاه دینی مغایر و در تضاد است . موبد در برابر آتش باید پنام panam ببندد . یعنی پارچه ای ویژه که جلو بینی و دهان وی را بگیرد ، تا بازدمِ او آتش را نیالاید . زنِ ناپاک و دشتانمند ( حایض ) ، مردِ ناپاکی که بر او غسل و تطهیری لازم است ، هر فردی که به نوعی ناپاک شده ، حق نزدیک شدن به آتش و استفادۀ از آن را ندارد . بدترین گناهان غیر قابل بخشایش آن است که مرده و لاشه و یا حتی به اندازۀ بندی از انگشت از هیر نِسایی ( تکه ای جدا شده از بدن لاشه و یا سرگین و ... ) را در آتش بیفنکنند . به موجب وندیداد ، بر همۀ مزداپرستان فرض است که گرد آیند و ضمن مراسمی پیچیده و دشوار و بسیار طولانی ، آن آتش را تصفیه و تطهیرکنندگان که گاه متجاوز از یک ماه به طول می کشد .


    از مراسم جشن سده پیش از دوران اسلامی ، آگاهی ای در دست نیست و این گونه مراسم در دوران پس از ساسانیان است که بدان آگاهی داریم . در جشن های آتش در اروپا ، که شرحی دربارۀ آن نقل شده ، راندن جانوران به آتش رایج بوده است . [3] در این جشن ها گاه گربه ، مار و جانورانی دیگر را زنده زنده در آتش می راندند . صورتک هایی از شیاطین ساخته و به آتش می سپردند . برای خدایان گاو قربانی کرده و بخش هایی از آن را آتش می سوزاندند . یونانی ها در پاتراس قربانی هایی که به افتخار آرتمیس لافریا باید می گذشت ، زنده به آتش می راندند و در آن جشن مراسم سور و مْیَزْد ، از کباب انواع جانوران و پرندگان و میوه های خشک و تازه ، به عنوان فدیه و پیش کش به خدایان مصرف می شد .



    این همه ، همانندی با جشن سده در ایران دارد . بیرونی می گوید جانوران بی آزار را بسیار در آتش می سوزاندند که از مراسم سده سوزی است . جشن سده طلیعه و بشارت گر بهار است . در ایران با آغاز این جشن و تداوم آن تا آغاز نوروز ، چنان که در شبستر و کردستان شرحی از آن هست هر چهارشنبه شب در پشته ها ، بلندی ها ، صحراها و دشت ها آتش می افروزند . آیا این رسم برای پاک کردن زمین از علفزارها و بوته زارهای خشک است ؟ نیز بارور کردن زمین برای کشت بهاره ؟ که میان کشاورزان باستانی رسم بود با سوزاندن علفزارها و بوته های خشک ، زمین را آمادۀ کشت کنند و بارور و نیرومند . نیز آیا جامعۀ کشاورز – شبان – شکارگر ، با راندن دد و دام و پرندگان به آتش شعله ور ، مراسمی در قربانی انجام می دادند تا در آن سال شکار فراوان شود ؟



    این ها حدسیاتی است که چه بسا تا اندازه ای نیز مقرون به صواب باشد و بعدها به صورت سنت پایدار مانده باشد .



    هاید [4]، دربارۀ راندن و سوزاندن جانوران در آتش ، هنگام برگزاری جشن سده ؛ روایتی را نقل کرده است . [5] هوشنگ در بیابان اژدهایی را بدید . سپس سنگی به سویش افکند که کشته شود . سنگ بر سنگی دیگر فرود آمد و بر اثر آذرخشی که پدید آمد ، خس و خاشاک اطراف شعله ور گشت و اژدها و یا مار ( که یکی از زیانکاران و خرفستران در آیین مزداپرستی است و کشتن آن ثواب فراوان دارد ) در آن آتش سوخت . مردم این رویداد را به فال نیک گرفتند و هر ساله به یادمان آن در همه جا آتش افروخته و جشن و شادی می کردند . پس شاهان دستور دادند تا سباع و هوام را در آن جشن گرفته و از پاهایشان بافه های گیاه و علوفۀ خشک بسته و آتش زده و در دشت و صحرا و کوهساران رها کنند تا همه جا آتش در علف های خشک درگرفته و همۀ زمین را شعله ور سازد .



    پی نوشت :



    1 – التفهیم – ص 257 .
    2 – برای آگاهی از رسوم همگانی جشن و سوزاندن حیوانات و زدن صورتک و ... به مقدمۀ کتاب گاهشماری و جشن های ایران باستان نگاه کنید .
    3 – نک : ترجمۀ وندیداد از نگارنده – به ویژه نوشتارهایی در پیرامون آب و آتش .
    4 – M.Nilson : Griechische Feste
    5 – توماس هاید : تاریخ دین های ایران باستان ، ص 242 به بعد .



    آبشخور :


    جشن های آتش ، مهرگان : جشن مهرگان ، چله ... همراه با پژوهشی دربارۀ جشن های آتش در جهان و مراسم برگزاری سنتی میان زرتشتیان ایران و پارسیان / پژوهش و نوشته هاشم رضی – تهران : بهجت ، 1383 ، صص 127 – 135 .
    __________________
    Zoroaster also the Magian, in the Sacred Collection of Persian Records, says in express words : and But God is he that has the head of a hawk. He is the first, indestructible, eternal, unbegotten, indivisible, dissimilar; the dispenser of all good; incorruptible; the best of the good, the wisest of the wise: he is the father of equity and justice, self-taught, physical, and perfect, and wise, and the only inventor of the sacred philosophy

    Euseb. Præp. Evan. lib. I. c. 10
     
    m naizar، saddaf و آرامی از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    خداوند فرموده كه من هرگز دستور به قرباني سوختني نداده بودم !!!!!
    پس اين عمل از شيطان بي رحم است و جنود اهريمني .
     
    saddaf و آرامی از این پست تشکر کرده اند.