1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

هر آنچه درباره گلادیاتور‌های روم باستان نمی‌دانستید

شروع موضوع توسط Anoosh ‏16/7/20 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    گِرِگ جنر، مورخ بریتانیایی،راوی بخش‌های جالب و سرگرم‌کننده تاریخ است. او در این مطلب کاری کرده کارستان و شجاعانه قدم به میدان رزم روم باستان گذاشته است تا نگاه دقیقی به گلادیاتور‌ها بیندازد، گلادیاتور‌های روم باستان.

    آنها مجلس گرم‌کن مراسم خاکسپاری بودند

    اولین نشانه‌های گلادیاتور‌ها (که نام‌شان از نوع شمشیرشان است که گلادیوس نام داشت) به حدود سال ۲۶۴ پیش از میلاد، یعنی ۲۳۰۰ سال پیش بازمی‌گردد، زمانی که روم هنوز جمهوری بود و امپراتوری بر آن فرمانروایی نمی‌کرد. در آن زمان ثروتمندان رومی برای آنکه خود را مهم جلوه دهند مراسم خاکسپاری مجللی برای افراد بلند‌مرتبه برگزار می‌کردند. بخشی از برنامهٔ مجلل در این مراسم نبرد خشونت‌‌آمیز و مرگبار جنگ‌آوران شمشیر‌به‌دستی بود که گلادیاتور نامیده می‌شدند.

    آنچه می‌پوشیدند نشان می‌داد از کجا آمده‌‌اند
    در روزهای قدیم، بیشتر گلادیاتور‌ها اسیران یا برده‌هایی بودند که رومی‌ها از کشور‌هایی که با آنها می‌جنگیدند، آورده بودند. لباسی که هنگام نبرد گلادیاتور‌ها می‌پوشیدند بستگی به خاستگاه آنها داشت. آن زمان سه ناحیه‌ٔ اصلی بود: سامنیت‌ها (از ایتالیا)، گل‌ها (از فرانسه) و تراکیان‌ها (از ناحیهٔ بلغارستان فعلی). این نبرد‌ها هنوز به میدان‌های بزرگ رزم روم باستان راه پیدا نکرده بود. آن نبر‌د‌هایی که در مراسم خاکسپاری برگزار می‌شد به طور معمول در بازار چهارپایان روم باستان بود.

    آنها ستارگان محبوب زمان خود بودند
    با پایان جمهوری و آغاز حکمرانی امپراتورها در روم باستان در حدود سال ۲۷ پیش از میلاد آنها دریافتند که تا چه حد گلادیاتور‌ها محبوبیت پیدا کرده‌اند و تصمیم گرفتند نبرد‌های گلادیاتور‌ها را سامان دهند و از آن نوعی سرگرمی برای انبوه مردم بسازند نه فقط در مراسم خاکسپاری.

    چیزی نگذشت که گلادیاتور‌ها حرفه‌ای‌تر شدند و افرادی برای این کار داوطلب شدند چون به آنها مکانی برای زندگی و غذای خوب می‌دادند و اگر زنده می‌ماندند، مشهور می‌شدند.

    گلادیاتور‌ها بی‌اندازه محبوب بودند. تصویر‌ها و نگاره‌هایی از این جنگاوران هنوز باقی مانده است و دیوار‌نگاره‌هایی از گلادیاتور‌ها بر دیوار‌های شهر پمپئی باقی مانده است.

    آنها نام‌های عجیب و غریبی بر خودشان می‌گذاشتند
    گلادیاتور‌ها در مدرسه‌های مخصوص آموزش می‌دیدند تا برای چنین نبرد‌هایی آمادگی داشته باشند. آنها اختیار چندانی بر اعمال و رفتار خود نداشتند و اجازه نداشتند هر جا می‌خواهند بروند. حتی روابط عاشقانهٔ آنها هم به شدت تحت کنترل بود. اربابان، آنها را اتاق‌های جداگانه‌ای نگه می‌داشتند مبادا از زندگی گلادیاتوری به تنگ بیایند و با هم تبانی کنند و دست به فرار بزنند.

    برای آمادگی این نبرد‌های حماسی، به جای خوردن گوشت قرمز و سبزیجات خام آنها مجبور بودند برای تأمین کربوهیدرات مورد نیاز بدن‌شان مقدار زیادی جو بخورند.

    آنها شهروندان درجه دو بودند
    برخلاف شهرت و آوازه‌ای که همراه گلادیاتور‌ها بود، آنها را مردمانی فرو‌دست تلقی می‌کردند و رومی‌های سطح بالا و والا‌مقام دوست نداشتند دختران و پسران‌شان گلادیاتور شوند. در قانون روم باستان آنها را به عنوان بد‌نام می‌شناختند و از خیلی از حق و حقوق شهروندان رومی دیگر محروم بودند و نمی‌توانستند رأی بدهند یا وصیت‌ کنند.

    [​IMG]
    Image captionکولوسئوم در رم: مشهورترین آمفی‌تئاتر تاریخ
    حتی اگر گلادیاتوری می‌توانست آزادی خود را به دست آورد یا بخرد، باز هم او را از بدنام‌ها می‌شناختند که البته منصفانه به نظر نمی‌رسد. گلادیاتور‌ها برای محافظت از خودشان با هم روابط نزدیک و پیوند محکم برادرانه برقرار می‌کردند و به هم کمک می‌کردند تا هزینهٔ خاکسپاری همرزمان شکست‌خورده را تأمین کنند.

    آنها همیشه تا پای مرگ مبارزه نمی‌کردند
    بعد از آنکه آن جو را به خورد گلادیاتور‌ها می‌دادند و پس از نگهداری و آموزش آنها برای ماه‌ها و حتی سال‌ها آموزش‌دهندگان تمایلی نداشتند که آنها را به این آسانی در یک نبرد و در یک روز به کشتن بدهند. از این رو بیشتر نبرد‌ها تا پای مرگ نبود. تا جایی که جنگجو‌ها شجاع و سرگرم‌‌کننده بودند برای جماعت تماشاچی کافی بود.

    گاهی نبرد تا سر حد مرگ گلادیاتور‌ها هم برنامه‌ریزی می‌شد که شرکت‌کنندگان در این نبرد از پیش از ماجرا خبر داشتند و در سراسر امپراتوری روم سالانه حدود ۸۰۰۰ نفر در صحنهٔ این نبرد‌ها جان خود را از دست داده‌اند.

    این نبرد‌ها یک روز طول می‌کشید
    نبرد گلادیاتور‌ها در محوطه‌های وسیعی به نام آمفی‌تئاتر برگزار می‌شد. زمین آمفی‌تئاتر‌های باستانی با شن پوشیده می‌شد تا هر چه خون بر آن می‌ریخت به خود جذب کند.

    در این نبرد‌ها فقط شمشیر‌زنی نبود. برنامهٔ هر روز با مردانی به نام وناتور یا شکارچی شروع می‌شد که با جانورانی مثل خرس و شیر نبرد می‌کردند. حوالی ظهر مراسم اعدام مجرمان برگزار می‌شد و بعد‌از‌ظهر‌ها نوبت نبرد گلادیاتور‌ها بود.

    درهای مخفی و ناپیدای اطراف محوطهٔ نبرد به جنگجویان این امکان را می‌داد که ناگهان با شروع نبرد ورودی نمایشی به صحنه داشته باشند و گاهی آمفی‌تئاتر را با آب پر می‌کردند تا تصویر و تصوری از نبرد‌های دریایی ایجاد کنند.

    بعضی از آنها با تورهای ماهیگیری نبرد می‌کردند
    با افزایش محبوبیت نبرد گلادیاتور‌ها، جنگجویان جدیدی وارد کارزار شدند. دیگر بر مبنای خاستگاه خود لباس نمی‌پوشیدند. گلادیاتور‌ها دیگر با زره خود و سلاح‌هایی که حمل می‌کردند شناخته می‌شدند.

    مورمیلوس شمشیر و سپری در دست داشت و زرهی بلند پاهای او را می‌پوشاند و کلاهخودی مشبک بر سر می‌گذاشت. سکوتورس کلاهخود بزرگی بر سر داشت، شمشیر و سپر خیلی بزرگی هم در دست می‌گرفت. هوپلوماکوس همانند سربازان پیادهٔ رومی لباس می‌پوشید و نیزه و سپر گردی حمل می‌کرد. تراکس‌‌گلادیاتور زره سبک‌تری داشت و چالاک‌تر بود، رتیاریوس هم گرز سه‌سر و تور ماهیگیری همراه داشت تا بتواند حریفان زره‌پوش و گلادیاتور‌های کم‌تحرک‌تر را به تور بیندازد. آنداباتوس یا جنگجویان چشم‌بسته و زنان گلادیاتور‌ هم در این میان بودند.


    امپراتور می‌توانست گاهی اوقات لم بدهد
    در آمفی‌تئاتر ترتیب نشستن مردم بر مبنای طبقهٔ اجتماعی افراد بود. ثروتمندان بهترین جاها را داشتند و افراد فقیر باید پشت آنها می‌ایستادند و از خوردن موش‌صحرایی سرخ‌شده لذت می‌بردند (در روم باستان نوعی موش زمستان‌خواب را به عنوان تنقلات می‌خوردند). معلوم است که بهترین مکان در آمفی‌تئاتر‌ها به امپراتور اختصاص داشت. امپراطور محفظهٔ ویژه داشت که در آن بسیلیوم یا مبل ویژه‌ای بود که او می‌توانست هر وقت خسته شد روی آن لم بدهد یا دراز بکشد.

    بعضی امپراتور‌ها، از جمله کالیگولا و هادریانوس، خودشان هم وارد میدان نبرد می‌شدند و می‌جنگیدند و صد البته با سلاح‌های چوبی و پیروزی قطعی و همیشگی امپراتور.

    امپراتور با نشان دادن انگشت شست تعیین نمی‌کرد کدام گلادیاتور بمیرد یا زنده بماند. این باوری نادرست است.

    هواداران افراطی
    گلادیاتور‌ها هوادارانی افراطی داشتند تا جایی که این هواداری گاهی به جاهای باریکی می‌کشید. زنان ثروتمند برای داشتن عرق بدن و خراشه‌های پوست بدن گلادیاتور‌ها در میدان نبرد حاضر بودند پول زیادی بدهند تا از آن به عنوان مرطوب‌کننده استفاده کنند. البته که کمی عجیب است.

    از زمانی که امپراطوری روم مسیحیت را پذیرفت، محبوبیت گلادیاتور‌ها کم شد.

    جالب این است که گلادیاتور‌ها دورهٔ ماندگاری طولانی ۶۰۰ ساله‌ای داشتند. هیچ شواهدی در دست نیست که در این دوران طولانی چقدر موش زمستان‌خواب به عنوان تنقلات رومی‌ها مصرف شده است
     
    m naizar، Soheil و M!TRA از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد

    گلادیاتورها، برده های خونخوار روم باستان بودند که زندگی های عجیب و متفاوتی داشتند. برای بشر امروزی غیرممکن است که احساس گلادیاتورهای مبارز «کلزیوم» بزرگ روم باستان را درک کنند. تماشاگران تشنه خون و خشونت از یک سو تو را وادار می کنند برای گذران اوقات فراغتشان آدم بکشی و برده داری بی رحم از سوی دیگر تهدیدت کرده اگر نتوانی رضایت امپراتور و همراهانش را جلب کنی تو را زنده زنده در آتش می سوزاند!
    برخلاف تصویر زیبا و حماسی ای که از گلادیاتورهای عصر باستان نشان داده می شود، این برده های بیچاره زندگی مشقت باری داشتند و همیشه بازنده بودند؛ چه در میدان جنگ برنده می شدند و با شمشیری خونین به سلول خود بازمی گشتند و چه شکست می خوردند و خونشان با خاک کلزیوم در هم می آمیخت! به همین دلیل است که بیشتر گلادیاتورهای جنگاور پس از مدتی نمایش با استفاده از کوچک ترین فرصتی فرار می کردند تا زندگی را مثل یک انسان تجربه کنند، نه یک حیوان خونخوار!
    هر چند همچنان زندگی این برده های جنگجو سوژه خوبی است برای پرده سینما یا صفحه تلویزیون؛ فیلم سینمایی «گلادیاتور» ساخته ریدلی اسکات با بازی راسل کرو و سریال آمریکایی «اسپارتاکوس» که هم اکنون طرفداران زیادی در جهان دارد، معروف ترین نمونه های این گونه محصولات هستند!
    در آن روزها رومی ها آمفی تئاترها و مبارزات گلادیاتورها را نشانه تمدن خود می دانستند. پرورش گلادیاتورها هم سرمایه گذاری های مطمئنی به شمار می آمدند که داشتن قوی ترین آنها افتخار هر اشراف زاده ای بود. جالب است که در آن دوران هیچ کس در مورد اخلاق انسانی و حقوق بشر حرف نمی زد و مخالفتی با این مبارزات وحشیانه نداشت.
    برده داران رومی هم با افتخار از شغل خود سخن می گفتند. اولین مراسم رسمی مبارزه گلادیاتورها در مراسم یادبود امپراتوری به نام جونیوس بروتوس پرا در سال 264 قبل از میلاد برگزار شد. البته بعدها کاربرد این گونه مبارزات عوض شد. با رونق گرفتن مبارزات گلادیاتوری و استقبال زیاد مردم، امپراتوران رومی از این مراسم برای تهییج احساسات عمومی قبل از شروع جنگ استفاده می کردند.
    یعنی با برگزاری چند مبارزه هیجان انگیز بین گلادیاتورهای معروف، حس خشونت را بین سربازان و مردم عادی رواج می دادند تا جامعه بتواند هزینه های مالی، اجتماعی و سیاسی یک جنگ خونین جدید را بپذیرد. گاهی هم برخی امپراتوران رومی برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات سیاسی یا اقتصادی خود، چنین مراسمی را برگزار می کردند تا توجه عموم از موضوعات مورد بحث روز دور شود و همه به تماشای گلادیاتورهای بخت برگشته ای بروند که برای زنده ماندن مجبورند همنوعان خود را بی رحمانه به قتل برسانند!
    [​IMG]
     
  3. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    گلادیاتور ها و وِیژگی های انان
    البته مالکان گلادیاتورهایی که در صحنه مبارزه کشته می شدند مبلغی به عنوان خونبها دریافت می کردند! جالب است که بدانید حتی در برخی مراسم گلادیاتوری، زنان نیز در میدان مبارزه حاضر می شدند و برای رسیدن به جوایز بزرگ شمشیر می زدند.

    البته در مورد گلادیاتورهای زن اطلاعات و اسناد اندک و پراکنده ای وجود دارد ولی به هر حال بیشتر مورخان معتقدند در دوران بعد از اسپارتاکوس، گلادیاتورهای زن هم در صحنه کلزیوم حاضر می شدند و اما فهرست معروف ترین گلادیاتورها:

    کومودیوس، خونخوارترین گلادیاتور تاریخ
    دومین گلادیاتور معروف این فهرست، یک برده نبود بلکه او خودش امپراتور بود، کومودیوس! کومودیوس یکی از خونخوارترین گلادیاتورهایی بود که بر صحنه کلزیوم روم ظاهر شد؛ کسی که بی رحمانه گلادیاتورهای تیم های رقیب و حتی هم تیمی های خود را از لب تیغ می گذراند و هرگز از این همه کشتار بی رحمانه احساس پشیمانی نکرد.
    او معتقد بود انسان در جهانی زندگی می کند که تنها راه برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی در آن از بین بردن تمام موانع است؛ مهم نیست به چه قیمتی! در واقع می توان گفت کومودیوس تجسم واقعی شعار معروف گلادیاتورهاست که «بکش یا بمیر!» او بین سال های 177-192 بعد از میلاد مسیح زندگی کرد و طبق نوشته های مختلف عصر باستان، وی در هزار مبارزه پیروز شده و یکی از رکوردداران جنگ های گلادیاتوری محسوب می شود.
    یکی دیگر از ویژگی های این امپراتور سنگدل بیزاری از سیاست بازی است؛ چنان که وی در زمانی که بر مسند امور قرار داشت، تمام احکام خود را در اعلامیه های مختلف به وضوح به اطلاع عموم می رساند و هیچ وقت منازعات سیاسی کاخ را مخفی نگه نمی داشت! او معتقد بود سیاسی کاری و پنهان کاری متعلق به انسان های ترسوست و یک شاه مقتدر باید بتواند احکام خود را به هر قیمتی که شده اجرا کند و مخالفان را بی رحمانه سرکوب!

    فلاما، گلادیاتور خاموش
    فلاما یکی از مرموزترین گلادیاتورهای تاریخ است. فلاما یک برنده ذاتی بود که همیشه در مبارزه تنها به پیروزی فکر می کرد و برای رسیدن به این هدف از هیچ کاری فروگذار نبود. نکته مرموز زندگی او اینجاست که فلاما چهار بار برنده جایزه رودیس شد!
    یعنی همان جایزه ای که او با آن می توانست آزادی خود را تضمین کند اما همیشه گلادیاتور بودن را انتخاب می کرد و حاضر نبود مثل یک انسان آزاد و معمولی زندگی کند. فلاما با سایر گلادیاتورهای جنگاور متفاوت بود:هرگز قبل از شروع جنگ کری خوانی نمی کرد و با صدای بلند تشویق تماشاگران را جلب نمی کرد. پس از پیروزی در جنگ هم به ابراز احساسات مردم پاسخ نمی داد و بعد از تعظیم در برابر امپراتور صحنه را ترک می کرد.
    هم تیمی های فلاما هم همیشه از کم حرفی و گوشه گیری وی سخن می گفتند؛ چنان که هرگز پیروزی های بزرگش را جشن نگرفت. گویی این مرد تنها برای جنگیدن به دنیا آمده بود و بس! جالب است بدانید جمله معروف «من برای آدمکشی به دنیا آمده ام!» به وی نسبت داده شده است؛ جمله ای که امروزه به زبان عبری بر لباس سربازان رژیم اشغالگر قدس نقش بسته است!
    آرامگاه این گلادیاتور مرموز در سیسیل ایتالیاست که روی سنگ قبر باستانی آن نوشته شده:«فلاما-گلادیاتور اهل سوریه- 30 سال زندگی کرد... 34 بار جنگید... 21 بار پیروز از میدان خارج شد و نه مبارزه بی نتیجه داشت... چهار بار شکست خورد.» این سنگ قبر توسط دلیکاتوس- همرزم باوفای فلاما-ساخته شده و بر مزار وی قرار گرفته است؛ هرچند در مورد نوشته های آن تردیدهای زیادی وجود دارد!

    پریسکوس و وروس، مثل دو برادر
    گلادیاتورهای رومی همیشه تنها بودند و فقط در مبارزات گروهی از هم تیمی های قدرتمند و فرمانبردار استفاده می کردند. اما در این میان یک استثنا وجود دارد؛ پریسکوس و وروس مثل دو برادر در تمام نبردها دوشادوش هم جنگیدند. پریسکوس یک برده به دنیا آمده بود اما وروس آزاد بود تا زمانی که در یکی از جنگ ها به اسارت ارتش روم درآمد. این دو جنگجوی نامی در ارتش گلادیاتورهای سلتیک با هم آشنا شدند.
    هرگز در تاریخ روم باستان مشاهده نشده دو گلادیاتور تا این اندازه هماهنگ باشند و تمام پیروزی های جنگی خود را مشترکاً کسب کرده باشند. پریسکوس متخصص تاکتیک های نظامی بود و همیشه بهترین طرح ها برای شکست تیم رقیب را او آماده می کرد. وروس هم یک گلادیاتور تنومند بود که هرگز در مبارزه با گلادیاتورهای قدرتمند شکست نمی خورد. این دو پس از سال ها مبارزه و کسب موفقیت های بی شمار با هم صحنه کلزیوم را ترک کردند.
    امپراتور روم به پاس سال ها مبارزه شجاعانه، آنها را قهرمان خطاب کرد و شمشیر چوبی رودیس را در اختیارشان گذاشت تا بین آزادی و گلادیاتور ماندن یکی را انتخاب کنند. پریسکوس و وروس هم در کنار هم صحنه مبارزه را ترک کردند تا وارد میدان زندگی واقعی شوند؛ این بار بدون جنگ و خونریزی! جنگاوری های پریسکوس و وروس جنبه هنری نیز پیدا کرده بود؛ در مبارزات روز اول جشن آمفی تئاتر فلاویان در سال 80 بعد از میلاد، این دو همرزم مجبور بودند در مقابل هم قرار بگیرند. مبارزه نهایی!
    این مبارزه نفسگیر به یکی از مبارزات به یادماندنی تاریخ گلادیاتورها تبدیل شد؛ چنان که شعر حماسی ویژه ای در بخش اشعار حماسی مارتیال در وصف این مبارزه سروده شد و در حال حاضر این شعر تنها بازمانده از ثبت وقایع مبارزات گلادیاتوری به نظم است! نتیجه این مبارزه طولانی هم بسیار عجیب بود؛ امپراتور تیتوس هردوی این گلادیاتورها را برنده اعلام کرد و جایزه (آزادی) در اختیار هر دو قرار گرفت. در حالی که قبل و بعد از تیتوس هیچ امپراتوری حکم به پیروزی هر دو طرف مبارزه صادر نکرد.
     
  4. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    کریکسوس
    این گلادیاتور جنگاور یکی از دوستان باوفای اسپارتاکوس بود و در جنگ سوم برده ها، با دولت روم، فرماندهی ارتش گلادیاتورها را برعهده داشت. نام او در زبان گالی به معنی موفرفری است. ارتش کریکسوس در مبارزات اولیه توانست بر رومیان پیروز شود اما با حملات گسترده ارتش امپراتور به نقاط ضعف ارتش برده ها، کریکسوس و افرادش مجبور شدند عقب نشینی کنند. شرایط خاص آن دوران باعث شد کریکسوس تا مدت ها دور از اسپارتاکوس باشد و به اجبار در جنوب ایتالیا سنگر بگیرد.
    در سال 72 قبل از میلاد، بخشی از ارتش امپراتور به رهبری لوشس گلیوس پابلیکولا به مواضع کریکسوس حمله کرد و با وجود رشادت های بسیار این فرمانده، ارتش برده ها به خاطر خیانت چند عنصر فاسد، شکست خورد. پس از جنگ و گریزهای سریالی بالاخره کریکسوس به دست رومیان کشته شد و تمام ارتش 30 هزار نفری او که قدرت و شهرت فراوانی داشت از بین رفت.
    اسپارتاکوس بعد از اطلاع از مرگ همرزم وفادارش مسابقات ویژه ای برای یادبود وی برپا کرد که در آن 300 سرباز رومی (اسیر جنگی) مجبور بودند مثل گلادیاتورها به جان همدیگر بیفتند تا زنده بمانند! در واقع اسپارتاکوس می خواست طعم زندگی و جنگ گلادیاتوری را به سربازان رومی بچشاند!
     
  5. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    اسپارتاکوس، شماره 1 گلادیاتورها
    شاید بتوان گفت معروف ترین گلادیاتور جهان اسپارتاکوس است که شهرت خود را مدیون کتاب ها، انیمیشن ها، سریال ها و فیلم های سینمایی ای است که با الهام از زندگی پرماجرایش ساخته شده اند. هرچند خود اسپارتاکوس آن قدر زنده نماند که این شهرت جهانی را به چشم ببیند!
    این برده رومی که بین سال های 71-109 قبل از میلاد مسیح زندگی می کرد، در جنگ روم باتریس(سرزمینی کهن در حوزه کشورهای یونان، ترکیه و بلغارستان کنونی) اسیر شد و به صف گلادیاتورهای امپراتور روم اضافه شد. اما اسپارتاکوس با تمام برده های دیگر فرق داشت:شم ذاتی رهبری و مدیریت اسپارتاکوس به علاوه شهامت مثال زدنی اش باعث شد این گلادیاتورها جنگجو به سرعت به رهبر شورشیان زندان های روم تبدیل شود و سلطنت روم را با مشکلات بزرگی که به وجود آورد به چالش بکشد.
    مالک اسپارتاکوس، لانیستا لنتولوس باتیاتوس نام داشت که صاحب بزرگ ترین ارتش گلادیاتورهای آن زمان بود:لودوس! اسپارتاکوس دوستان باوفای خود کریکسوس و اونومائوس را در این ارتش پیدا کرد. معمولاً جنبه بیدادستیزی و شجاعت این سردار بزرگ مورد توجه نویسندگان و حتی سیاستمداران و عوام قرار می گیرد، در صورتی که در زمینه فنون جنگی و تاکتیک های نظامی هم وی یکی از بهترین گلادیاتورهای زمان خود بود.
    به عنوان مثال بیشتر تاکتیک های نظامی ای که در جنگ علیه رومی ها مورد استفاده ارتش برده ها قرار گرفت توسط خود اسپارتاکوس طراحی شده بود. به علاوه امپراتور روم هم از طغیان و شورش اسپارتاکوس علیه سلطنتش گیج شده بود؛ چون اسپارتاکوس قبل از فرار یکی از بهترین گلادیاتورهای ارتش روم بود که همیشه توجه امپراتور و همراهانش را به خود جلب می کرد. دلیل این توجه زیاد هم آشنایی وی به فنون نظامی و شکست دادن گلادیاتورهای مختلف بود.
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    اونومائوس
    یک گلادیاتور جنگجوی دیگر از گال که به همراه اسپارتاکوس و کریکسوس از ارتش باتیاتوس فرار کرد تا ارتشی مهیا کند برای جنگ با سلطنت روم! او هم یکی از فرماندهان ارشد ارتش برده ها بود که جنگاوری ها و شجاعت های فراوانی از خود نشان داد اما در همان جنگ های اولیه با ارتش روم کشته شد.
    نام اونومائوس به عنوان معمار اولین پیروزی ارتش برده ها در تاریخ ثبت شده؛ به کمک درایت و شجاعت اونومائوس و همراهانش، ارتش برده ها توانست منطقه حساس جنگی مانت وسویوس را به تسخیر خود درآورد و اولین پیروزی بر ارتش روم را رقم بزند!
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.