کتاب گلستان سعدی اثر نویسنده بی نظیر قرن هفتم هجری سعدی شیرازی است از این کتاب به عنوان یک اثر ماندگار ادبی فارسی و از مهمترین کتاب های اخلاقی و تعلیمی یاد میکنند. هنرنمایی سعدی در این کتاب بی نظیر است و هر شنونده ای را جذب خودش میکند.بیان آموزه های اخلاقی در قالب خارج از نصیحت های معمولی و به زبان دلنشین و هنرمندانه باعث شده این کتاب به یکی از تاثیرگذار ترین کتاب های نثر در ادبیات فارسی به حساب می آید . نوشتن این کتاب برای سعدی شش ماه زمان برد که از یک دیباچه و هشت باب تشکیل شده است.سعدی علاوه بر زبان فارسی به زبان عربی نیز مسلط بود و برای همین این کتاب پر است از لغات و تعابیر نغز و دلکش. سبک گلستان سعدی از دو سبک عراقی و خراسانی گرفته شده است و نثر این کتاب هم نثر فنی و مسجع است البته بسیاری ,سبک این کتاب را فقط عراقی می دانند ولی به دلیل استفاده سعدی از بعضی از واژه ها مانند پهلوی باعث شده ویژگی های هر دو سبک را داشته باشد نوشتن گلستان سعدی توسط سعدی شیرازی تاثیر زیادی بر روی شاعران و نویسندگان گذاشت به طوری که آنان هم کتاب های خود را با بهره گرفتن از نثر مسجع و محتوای اخلاقی نوشتند که از جمله این آثار:بهارستان جامی-چهار عنصر بیدل-منشآت قائم مقام خراسانی-کاروان فریدون توالی و…… آن زمان رسم بود که استفاده از لغات متکلف و دور از ذهن کتاب را ارزشمندتر میکند یعنی هرچقدر نویسنده یا شاعر از این لغات استفاده می کرد بی شک حتما باید کتابش خیلی خوب باشد ولی سعدی زبان را از اینگونه لغات و ترکیبات نجات داد و نثری روان ,گیرا,شیرین و تاثیر گذار را در آثارش به کار بست که صد البته به کتابی ارزشمند و زیبا تبدیل شد سعدی فردی بسیار دانا و باهوش و عالم بود و در طول زندگی خود سفرهای زیادی به نقاط مختلف انجام داد و با افراد زیادی هم کلام شد و تجربه های حاصل از این هم کلامی را در آثارش به کار بست سعدی در سال ۶۹۰ هجری دار فانی را وداع گفت.
من سالها پیش کتاب گلستان سعدی وسایر کتابهای شعر رادر همین انجمن قسمت برنامهای اندروید پست کرده ام که درصورت علاقه میتوانید به لینک زیر رفته ویا مستقیم درهمین قسمت برنامهای موبایل اندروید دانلود فرمایید از طریق لینکهای زیر: دانلود کتاب گلستان سعدی اندروید دانلود سایر کتابهای شعر در برنامه اندروید
سعدی گلستان دیباچه باب اول در سیرت پادشاهان باب دوم در اخلاق درویشان باب سوم در فضیلت قناعت باب چهارم در فواید خاموشی باب پنجم در عشق و جوانی باب ششم در ضعف و پیری باب هفتم در تأثیر تربیت باب هشتم در آداب صحبت
۹۹.۰۴.۰۱ یکی از حکما پسر را نهی همیکرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند گفت ای پدر گرسنگی خلق را بکشد نشنیدهای که ظریفان گفتهاند به سیری مردن به که گرسنگی بردن. گفت اندازه نگهدار، کُلوا وَ اشرَبوا وَ لا تُسْرِفوا نه چندان بخور کز دهانت بر آید نه چندان که از ضعف جانت برآید با آن که در وجود طعامست عیش نفس رنج آورد طعام که بیش از قَدَر بود گر گُل شکر خوری به تکلف زیان کند ور نان خشک دیر خوری گُل شکر بود مکن گر مردمی بسيارخواری که سگ زين ميکِشد بسيار خواری رنجوری را گفتند دلت چه می خواهد گفت آنکه دلم چیزی نخواهد معده چو کج گشت و شکم درد خاست سود ندارد همه اسباب راست
درویشی را ضرورتی پیش آمد گلیمی از خانه یاری بدزدید حاکم فرمود که دستش بدر کنند صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را بِحِل کردم گفتا به شفاعت تو حدّ شرع فرو نگذارم گفت آنچه فرمودی راست گفتی ولیکن هر که از مال وقف چیزی بدزدد قطعش لازم نیاید و الفقیرُ لا یَمْلِک هر چه درویشان راست وقف محتاجان است حاکم دست ازو دست بداشت و ملامت کردن گرفت که جهان بر تو تنگ آمده بود که دزدی نکردی الاّ از خانه چنین یاری گفت ای خداوند نشنیده ای که گویند خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب چون به سختی در بمانی تن به عجز اندر مده دشمنان را پوست بر کن دوستان را پوستین
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: باید که این سخن با هیچکس در بین ننهی. گفت: اي پدر فرمان تو راست، نگویم ولیکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت: تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه. مگوی اندُه خویش با دشمنان که «لاحَول» گویند شادی کنان
روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای گریوهاي سست مانده پیرمردی ضعیف از پس کاروان همیآمد و گفت: چه خُسبی که نه جای خفتن است؟ گفتم: چون رَوَم که نه پای رفتن است. گفت: این نشنیدی که صاحب دلان گفتهاند رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن اي که مشتاق منزلی، مشتاب پند من کار بند و صبر آموز اسب تازی دو تک رود به شتاب واشتر آهسته میرود شب و روز
توانگر زادهاي را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچهاي مناظره در پیوسته که صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت زرین درو بکار برده به گور پدرت چه ماند؟ خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر او پاشیده. درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر آن سنگهاي گران بر خود بجنبیده باشد پدر من به بهشت رسیده باشد. خر که کمتر نهند بروی بار بدون شک آسوده تر کند رفتار مرد درویش که بار ظلم فاقه کشید به در مرگ همانا که سبکبار آید وان که در دولت ودر نعمت و سهولت زیست مردنش زین همه ی شک نیست که دشوار آید به همه ی حال اسیری که ز بندی برهد بهتر از حال امیری که گرفتار آید
پادشاهی را شنیدم به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن، که گفتهاند هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید. وقت ضرورت چو نماند گریز دست بگیرد سر شمشیر تیز اذا یئسَ الانسانُ طالَ لِسانُهُ کَسنّورِ مغلوب یَصولُ عَلی الکلبِ ملک پرسید چه میگوید؟ یکی از وزرای نیک محضر گفت: ای خداوند همی گوید: وَ الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ. ملک را رحمت آمد و از سر خون او در گذشت. وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت: ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن. این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت. ملک روی از این سخن در هم آورد و گفت: آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی. و خردمندان گفتهاند: دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنهانگیز. هر که شاه آن کند که او گوید حیف باشد که جز نکو گوید بر طاق ایوان فریدون نبشته بود: جهان ای برادر نماند به کس دل اندر جهان آفرین بند و بس مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت که بسیار کس چون تو پرورد و کشت چو آهنگ رفتن کند جان پاک چه بر تخت مردن چه بر روی خاک