رابطه کودک و والدین یک رابطه پیچیده، اما در ظاهر ساده است. کلمات و عباراتی که والدین به زبان میآورند ناخودآگاه میتوانند گاهی بسیار آسیبزننده باشند. از آنجا که ما همیشه نمیتوانیم کودکان خود را نسبت به کلماتی که در محیط پیرامون خود در معرض آن قرار میگیرند محافظت کنیم، اما میتوانیم مطمئن باشیم کلماتی که خودمان در زمان صحبت کردن استفاده میکنیم پرروشدهنده، حمایتکننده و سرشار از عشق و محبت هستند نه مخرب و آزاردهنده. همان طور که کودکان بزرگ میشوند، بیشتر تاثیرپذیر و شنوا هستند. جملاتی که ما آنها را معرض آن قرار میدهیم بیشتر شبیه چیزی هستند که با خودشان همیشه حمل میکنند؛ گاهی چند ماه و گاهی یک عمر. در واقع آنها بار حرفهای ما را مدتی بر دوش خود خواهند کشید. بنابراین، آگاهی و اطلاع از حرفهایی که به کودکان خود میزنیم بسیار اهمیت دارد، زیرا باید اطمینان حاصل کنیم که با حرفهایمان به جان کودک خود زخمهایی نزنیم که مدتها التیام نیابند یا تا آخر عمرش ماندگار باشند. شیوه صحبت کردن ما با فرزندان بر شیوه نگرش آنها به جهان پیرامون و حتی خودشان تاثیر میگذارد. بنابراین، عقل سلیم حکم میکند که ما با آنها به شیوه سالم و با رفتار مناسب با آنها حرف بزنیم تا به آنها کمک کنیم بزرگ شوند و بدانند که حامی آنها هستیم و عمیقا دوستشان داریم. در این مطلب عباراتی را میخواهیم به شما بگوییم که اگر میخواهید آسیب روحی به فرزندان خود نزنید، هرگز نباید به آنها بگویید. با ما همراه باشید. ۱. نباید گریه کنی وقتی به کودک میگوییم دست از گریه کردن بردارد باعث میشود آنها حس کنند در مورد ابراز احساسات خود اشتباه میکنند. هر چقدر هم که برای والدین سخت و آزاردهنده باشد، اما این باعث نمیشود کودک شما به دلیل انجام کاری که کودکان طبیعتا انجام میدهند از نظر شما یا دیگران اهریمن جلوه کند. در واقع، وقتی شما به فرزندتان میگویید گریه نکند، احساسات او را بیارزش جلوه میدهید. به جای این که بگویید گریه نکند، به او بگویید «موضوع چیست و چرا داری گریه میکنی»، اما نه به روش خشمگینانه و عصبانی. کودک شما در این حالت سعی میکند با شما ارتباط برقرار کند و احساساتش را با شما در میان بگذارد. او سعی میکند در آینده نیز اگر مشکلی برایش پیش آمد، اول به شما بگوید. ۲. هر کاری برایت انجام میدهم با این که حقیقت دارد پدر و مادرها برای فرزندشان کارهای زیادی انجام میدهند، اما این که همیشه این موضوع را به یاد آنها بیندازیم باعث میشویم آنها فکر کنند بار سنگینی بر دوش شما هستند تا این که دوستشان داشته باشیم. معمولا این جمله در زمانهایی گفته میشود که میخواهیم به بچهها منظم بودن را یاد بدهیم، اما گفتن چنین چیزی کمی حالت خصمانه دارد. به جای این که بگویید من هر کاری برایت انجام میدهم یا انجام دادهام، بهتر است بگویید من کارهای زیادی برایت انجام میدهم، زیرا تو را دوست دارم و خوشحال میشوم که تو هم برایم انجام دهی. ۳. کارت خوب بود، اما بهتر هم میتوانست باشد اول از همه باید بگوییم که از هر تعریف و تمجیدی که به دنبالش کلمه، اما یا، ولی داشته باشد بپرهیزید، زیرا معنی خود تعریف را از بین میبرد. موفقیتهای کوچک را جشن بگیرید تا به فرزند خود انگیزه بدهید مدام به کار خوبش ادامه دهد. استفاده از کلمه، اما میتواند در او این حس را ایجاد کند که واقعا شما به او افتخار نمیکنید و تلاش او به قدر کافی نیست. همین شیوه تعریف و تمجید همراه با، اما و اگر، قطعا میتواند بیشتر از خوب بودن، آسیبرسان باشد. به جای این، میتوانید بگویید کارت خوب بوده و من به تو افتخار میکنم. شرط میبندم اگر ادامه دهی بهتر و موفقتر خواهی شد. ۴. آن را نخور و گر نه چاق میشوی این جمله یک نه محکم و قاطع است! این کار به کودکان یاد میدهد که بیش از اندازه نگران بدن خود شوند و ممکن است از دوستان و همسن و سالهای خود برای خوردن چیزهای خاص سؤال کنند. تصویر بدن یک چیز بسیار شخصی و حساس است و ایجاد این نگرش نسبت به آن در سنهای آسیبپذیر بسیار مضر است. به جای آن میتوانید بگویید من فکر نمیکنم خوردن این چیز ایده خوبی باشد، زیرا برای سلامت شما خوب نیست. ۵. آنقدرها هم چیز مهمی نیست که بزرگش میکنی یا مثل بچه رفتار نکن! این هم یکی از عبارتهای بدی است که احتمال دارد به کودک خود در زمان ناراحتی بگویید. با این کار احساسات فرزند خود را بیارزش جلوه میدهید و باعث میشود آنها برای صحبت کردن با شما احساس راحتی نکنند. کودکان باید در مورد ابراز احساسات خود احساس راحتی کنند و این که به آنها گفته شود آنقدرها هم موضوع مهمی نیست که بزرگش میکنی، باعث میشود آنها از خودشان سؤال بپرسند. به جای این، به آنها بگویید به من بگو چه حسی داری و چرا چنین حسی در تو ایجاد شده است؟ با گفتن این جمله، در واقع میتوانید کودک خود را بفهمید و درک کنید و به او اجازه بدهید بداند که هر زمان نیاز به صحبت کردن با کسی دارید، شما آنجا حضور دارید. ۶. باید ۱۰۰ بار این را تکرار کنم؟ این یک عبارت کلاسیک است. وقتی این جمله را به کودک خود میگویید، الزاما به او نق یا غر میزنید که چقدر نیاز به گوشزد کردن دارد و در واقع این شیوه درست نیست. به جای این، به او بگویید قبلا هم این جمله را گفته ام، اما میشود لطفا …. با این روش کودک شما حس میکند باید تبعیت و اطاعت کند و لازم نیست شما بارها جمله خود را از همان اول تکرار کنید. ۷. دختر/پسر بزرگ که این کارها را نمیکند یک نمونه بارز از این جمله وقتی است که میگوییم دختر/پسر بزرگ که گریه نمیکند! و ممکن است بعد از بگوییم گریه کار بچههاست. چه گریه کردن باشد و چه کار دیگری که باعث شده شما این جمله را بر زبان بیاورید، بگذارید بچههایتان بچه بمانند. اگر کودک شما کاری میکند که شما خوشتان نمیآید، نباید از سن آنها به عنوان یک بهانه استفاده کنید. به جای آن میتوانید بگویید من فکر نمیکنم این کاری که میکنی کار خوبی باشد، زیرا … ۸. این کار، فقط کار پسرها/دخترها است محدود کردن پسرها و دخترا بر اساس جنسیت آنها برای انجام کاری که میتوانند انجام دهند و نمیتوانند انجام دهند، در واقع به آنها میگوید که روشهای خاصی وجود دارد که پسرها باید رفتار کنند و دخترها هم باید به روش خاصی رفتار کند و اگر رفتار آنها مطابق با آنها نباشد، اشتباه است. در این حالت، فرزندان خود را درون یک جعبه قرار میدهد و آنها با باور قوانین مسموم تفکیک جنسیتی اجتماعی بزرگ میشوند. به جای آن سعی کنید بگویید نه، اصلا و ابدا. ۹. از تو ناامید شدم هر چقدر که ناامیدی حس درستی است ما این کلمه به خودی خود میتواند ترسناک باشد. بسیاری از افراد با این باور که افراد مایوسکنندهای برای خانواده هستند بزرگ میشوند، زیرا از روی بیفکری خانواده، در تمام طول عمرشان این جمله را مدام و مدام شنیدهاند. به جای آن بهتر است بگویید از کارهایی که انجام میدهی خوشحال نیستم. لطفا در آینده این کار را انجام نده. ۱۰. بهتر است هر کاری که من میگویم را انجام دهی شک نکنید که این جمله مثل یک تهدید است نه چیز دیگر. استفاده از ترس برای یاد دادن نظم به کودکان یک رفتار ناسالم است و معمولا عواقب ناخوشایندی را به دنبال دارد. فقط کافیست به سادگی توضیح دهید که چرا دوست دارید آن کار به شیوه شما انجام شود تا احتمال تبعیت و اطاعت از شما بیشتر شود. به جای آن بگویید لطفا این کار را انجام بده، زیرا … ۱۱. چون من این طور میگویم یا، چون من بزرگم و تو هنوز بچهای! این رویکرد ممکن است تا مدت زمان زیادی استفاده شود، اما قطعا شیوه درستی برای تربیت و یاد دادن نظم و انضباط به کودک نیست. با این کار باعث میشوید کودک حس کنند نظراتش اصلا به درد نمیخورند، چون صرفا یک بچه کوچک است! به جای آن سعی کنید توضیح دهید که چرا در مورد چیزی یک احساس یا نظر خاص دیگری دارید. ۱۲. چون با ما زیر یک سقف و در یک خانه زندگی میکنی، باید از قوانین ما تبعیت کنی یکی دیگر از جملاتی که پدر و مادرها عاشق گفتن آن هستند! گفتن این جمله شبیه این است که انگار به فرزند خود بگویید اینجا خانه من است و تو فقط در آن زندگی میکنی. هر دو جمله باعث میشود فرزند شما در خانه احساس ناراحتی کند و حس کند مرزها و قوانین برایش دست و پاگیر و کسلکننده هستند. به جای آن بگویید قوانین خانه را میدانی. پس لطفا به آنها پایبند باش. ۱۳. من اینجوری بزرگ شدم با این که ما بر اساس شیوهای که خودمان بزرگ شدیم تربیت کودکانمان را یاد گرفتیم، اما نمیتوانیم با ذهن بسته درخواست کودک را نادیده بگیریم و رفتارهایش را مذموم جلوه بدهیم و بگوییم ما این طور بزرگ شدهایم. در عوض، به کودک توضیح دهید که چرا طور دیگری فکر میکنید و سعی نکنید با این جمله او را متوقف کنید یا جلوی او کاری که میکند بگیرید. شما میتوانید از شیوه بزرگ شدن خودتان به عنوان مثال یاد کنید، اما نباید بحث و جدل اصلی شما باشد. به جای آن سعی کنید بگویید من فکر نمیکنم این کار تو کار خوبی باشد. حتی پدر و مادر من همیشه به من این را میگفتند، زیرا …. ۱۴. تو درست مثل پدر/مادرت هستی گفتن این جمله به کودک نه تنها باعث میشود کودک فکر کند کاری که میکند اشتباه است بلکه حس میکند آن را از یکی از والدینش به ارث برده است و آنها نباید مسئولیت کار خود را بر عهده بگیرند. علاوه بر این، کودک فکر میکند شما از آن بابت از دست همسر خود ناراحت هستید و به گونهای حس تقسیم شدن به او دست میدهد. به جای آن سعی کنید بگویید من از این کار تو خوشحال نیستم، زیرا …. ۱۵. پولش را نداریم آگاه کردن بچهها از مشکلات مالی در سنین کودکی میتواند بیشتر از هر چیز دیگر حس ترس به آنها بدهد. به جای آن، میتوانید بگویید من نمیتوانم آن چیز را بخرم، زیرا پول خود را بابت چیزهای مهمتری پسانداز کردهایم. ۱۶. قبلا به تو گفته بودم این آخرین چیزی است که هر کسی در زمان بروز یک مشکل میخواهد بشنود. بله، وقتی شما در مورد چیزی که به کودک هشدار دادهاید حق داشتهاید، به جای اینکه حرفهای قبلی خود را به رویش بیاورید سعی کنید او را آرام کنید تا باعث شوید در آینده حس کند میتواند با شما راحتتر صحبت کند. به جای آن، سعی کنید بگویید متاسفم که این اتفاق را شنیدم، اما سعی کن این برایت یک درس عبرت باشد. ۱۷. کاشکی بیشتر شبیه فلانی بودی وقتی شما این جمله را به زبان میآورید، در واقع اعتماد به نفس کودک را از بین میبرید. وقتی کودک را به هر دلیلی با خواهر یا برادرش یا حتی همسن و سالهایش مقایسه میکنید، باعث میشود آنها فکر کنند کافی نیستند. به جای آن سعی کنید برای متقاعد کردن کودک خود برای انجام کاری، او را با دیگران مقایسه نکنید. ۱۸. من به سن تو که بودم سیگار میکشیدم، مشروبات الکلی مینوشیدم یا اعتیاد به مواد مخدر داشتم وقتی به کودک خود این جمله را در مورد تجربیات خاص خود میگویید این روش همیشه بهترین راه برای این نیست که عواقب آن را چشیدهاید و آنها نباید این کار را انجام دهند. مطمئن باشید وقتی شما مچ فرزندتان را هنگام این کارها بگیرید، حتما به شما خواهد گفت که خودتان هم در سن او که بودید این کارها را انجام میدادید. به جای آن، با کودک خود در مورد عواقب مضر و خطرناک سیگار کشیدن یا اعتیاد به مواد مخدر صحبت کنید. ۱۹. این فقط یک دروغ مصلحتی است وقتی بچهها با عبارت دروغ مصلحتی آشنا شوند، فکر میکنند که اشکال ندارد همیشه آن را بگویند. در عوض، سعی کنید توضیح دهید که چه زمانی خوب است دروغ مصلحتی بگویید و فقط برای مؤدب بودن و آزار نرساندن به فردی این کار را انجام دهند. شما باید بین دروغ و دروغهای مصلحتی کوچک حد و مرزی قائل شوید و اجازه ندهید این مرزها از بین برود. ۲۰. بچهتر از این حرفها هستی که به این چیزها فکر کنی از بین بردن و خاموش کردن حس کنجکاوی کودکان با گفتن این جمله باعث میشود آنها کمتر در مورد چیزهایی که نمیدانند در آینده سؤال بپرسند و به دنبال جواب آن باشند؛ حتی ممکن است به جای پرسیدن از شما، از منابع دیگری که ممکن است قابل اعتماد نباشند کمک بگیرند. به جای آن، بگویید من آماده بحث کردن با تو در این مورد نیستم، اما یک روز حتما با هم در مورد آن صحبت خواهیم کرد. اگر فکر میکنید آمادگی دارید و حس میکنید فرزند شما به اندازه کافی بزرگ شده است، پاسخ سؤالهای او را حتما بدهید. آیا چیزدیگری هست که هرگز نباید به فرزند خود بگویید؟ یا حس میکنید در این فهرست چیزی هست که اگر به فرزند خود بگویید اشکالی ندارد؟ در قسمت نظرات با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
روزنامه همشهری - زهرا صالحیزاده: «همنشین خیالی» میتواند به ما تا اندازه قابلتوجهی بیاموزد که کودکان چگونه درمورد روابطشان با دیگران فکر میکنند. یکی از مسائلی که اطلاع پیدا کردن از آن بسیار سخت است این است که کودکان درباره روابط با افراد دیگر چه چیزی را میدانند و چه چیزی را نمیدانند، بهویژه کودکانی که در سنین قبل از مدرسه هستند. در این سن کمی زمان میبرد تا بچهها خودشان دوست کسی شوند. در این زمان، آنها دوست خیالی برای خود انتخاب میکنند؛ دوستی که برخی والدین نگران وجودش هستند، چرا که فکر میکنند فرزندشان دچار توهم شده است. اما داشتن دوست خیالی در کودک طبیعی است یا غیرطبیعی؟ با دوست خیالی کودک چگونه باید برخورد کرد و چه زمانی باید به این دوستی پایان داده شود؟ این سؤالات و چند پرسش دیگر را با عاطفه کیانینژاد، روانشناس طرح کردهایم. درباره دوست خیالی کودکتان بدانید گفتگو درمورد دوست خیالی کودکان به شما کمک میکند تا ارتباط محکمتری با کودکتان برقرار و درعینحال به پرورش قوه تخیل او کمک کنید. علاوهبرآن، دانستن بیشتر در مورد دوست خیالی باعث میشود شما درباره علایق، ترسها و احساسات کودکتان بیشتر بدانید، زیرا علایق یا بیزاریهای کودک با دوست خیالیاش یکسان است. معمولاً این دوستان خیالی ممکن است ویژگی یا استعداد خاصی داشته باشند یا در فعالیتی شرکت کنند که کودکتان درمورد آن کنجکاو است، اما ترس این را دارد که آن کار را انجام دهد. یک قانون کلی این است که هرگز در مورد دوست خیالی کودکتان حرفی نزنید، مگر اینکه او خودش در مورد چنین دوستی صحبت کند. تخیل بچهها؛ نشانه سلامت روان کودک از دو تا سهسالگی شرایط ذهنی مناسبی برای رشد و پرورش تخیلش دارد. او در این سن، با تجسم کردنهای پی درپی چنان در خیال خود غرق میشود که تصور میکند هر چیزی را که میبینند واقعی است. تخیل این چنین نشاندهنده هوش بالا، سلامت روان و عادیبودن وضعیت کودک است و والدین نباید از بابت اینکه فرزند خردسالشان با کسی که آنها نمیبینند بازی میکند نگران باشند. ممکن است کودک در ابتدا با عروسک خود حرف بزند. با او گریه کند و با او بخندد. این رفتار در این سنین، یکی از طبیعیترین رفتارهایی است که کودک میتواند از خود نشان دهد. انتخاب دوست تخیلی با ریشهای از واقعیت هر قدر کودک بزرگ و بزرگتر میشود، شناخت و درک او از محیط اطرافش بیشتر میشود. کودک در سن پنجسالگی با افزایش دامنه آشناییاش با افراد مختلف شکل دوست تخیلی خود را نیز تغییر میدهد. کودک در این سن، با رفتن به مهدکودک یا دوست شدن با گروه همسالان خود، یکی از آنها را که با او احساس دوستی بیشتری میکند بهعنوان دوست انتخاب میکند. این انتخاب منجر به این میشود که کودک در زمانی که دوست واقعی کنارش نیست، تصور کند که همراه با اوست و به این دلیل، بازیهای خود را در خانه با دوستی که در بیرون از خانه دارد در خیال خود ادامه میدهد. دوست تخیلی در این سن نیز نمیتواند اثر منفیای بر کودک بگذارد بلکه، میتواند منشأ شکلگیری رفتارهای آینده کودک نیز شود. صدای زنگ خطر داشتن دوست تخیلی برای کودک ایرادی ندارد به این شرط که این دوستی، با بزرگتر شدن کودک و آشنا شدن او با واقعیتهای پیرامونش کمرنگ و کمرنگتر شود تا اینکه واقعیت جای تخیل را در ذهن او بگیرد. اگر از هفتسالگی به بعد، دوست خیالی در ذهن فرزند، زمان زیادی از او را بگیرد و کودک وقت زیادی را با او بگذراند و این موضوع مانع از تعامل واقعی او با کودکان دیگر شود، این رفتار نگرانکننده است و میتواند ناشی از ضعف کودک در برقراری ارتباط با دیگران، افسردگی و گوشهگیری باشد. در چنین شرایطی والدین باید کودک را زیر نظر روانشناس کودک قرار دهند تا ریشههای این ناتوانی در او شناسایی و برای درمان به موقع کودک اقدام شود. تقصیرها گردن دوست خیالی حتماً مشاهده کردهاید، کودک خطایی را مرتکب شده است. او برای فرار از تنبیه احتمالی، میکوشد با دروغ گفتن به والدین خود عامل خطا را دوست خیالی خویش معرفی کند و مدعی میشود که دوستش به او گفته است که آن کار اشتباه را انجام دهد. تا این جای کار ایرادی ندارد اما، والدین نباید این موضوع و توجیه را جدی بگیرند. آنها باید مدعای کودک خود را شنیده و به کودک بگویند که اگر دوستش گفته است که آن کار اشتباه را انجام دهد، چرا او این کار را کرده است؟ والدین در چنین شرایطی هرگز نباید به دوست خیالی فرزند خود توهین کنند بلکه، باید کودک را هدف سؤال خود قرار داده تا کودک به آن سؤال جواب دهد و خود را در مقام پاسخگویی ببیند. دروازه ورود به تعاملات جدید بچه از دوست خود جدا نمیشود. او همیشه بهدنبال درونی کردن این دوستی است. شاید سؤال کنید که دوست خیالی چه کمکی به فرزند میکند و آیا وجودش میتواند مفید باشد؟ جواب سؤال شما مثبت است. کودک با کمک دوست خیالی خود برخی رفتارهای اجتماعی را یاد میگیرد. او با تقویت مهارتهای زندگی و فردی در خود با دنیای بیرون ارتباط برقرار میکند و میتواند با تعاملی که با دوست خیالیاش داشته است، برخی واقعیتها را برای خود عینیت ببخشد. تعامل بچهها با دوست خیالی مانند دندان درآوردن در نوزادان است. بدون وجود دوست خیالی، بچهها مهارت ارتباط برقرار کردن با دیگران و ورود به دنیای واقعی را یاد نمیگیرند. بنابراین، میتوان مدعی شد که دروازه ورود به تعاملات جدید از مسیر دوست خیالی بچهها میگذرد. مشروعیت ندهید پدر و مادر نباید با دوست خیالی مانند دوست واقعی برخورد کنند. اگر دوست خیالی را تنبیه کنیم بچه یاد میگیرد که مسئولیت اعمال خود را به دوش دوست خیالیاش بیندازد. اینکه بچه این کار را میکند نشانه هوش اوست. نگذارید کودک از این حربه برای فرار از مسئولیتی که برعهده دارد استفاده کند. اگر شما دست به تنبیه دوست خیالی کودکتان بزنید، کودک حس میکند که میتواند مسئولیت هر اشتباهی را که انجام میدهد بدون نگرانی به گردن کس دیگری بیندازد. این رویه میتواند در آینده منجر به کاهش حس مسئولیتپذیری، تعهد و پاسخگویی در فرد شده و عواقب جبرانناپذیری در پی داشته باشد. مسخره نکنید پدر و مادر در سنی که بچه تخیل قوی دارد نباید هرگز دست به مسخره کردن دوست خیالی فرزند خود بزنند. ممکن است والدین از فرزند بخواهند که کنار آنها بنشیند، اما کودک بگوید که در حال بازی کردن با دوستش است. در این شرایط نباید بگویید کسی را نمیبینیم و کودکتان را مورد سرزنش قرار دهید. این کار شما میتواند منجر به از بین رفتن احساس اعتماد به نفس در کودک شده و او را از شما بیزار کند. این را بدانید که شما جای کودک نیستید. تلاش نکنید برای رد کردن برخی بدیهیات مانند دوست خیالی فرزندتان که شاید خوشایندتان نباشد، بهانه پیدا کنید. تلاش برای متعادلسازی اگر میخواهیم مسئله دوست خیالی در حد تعادل باشد باید زمینهای را فراهم کنیم که بچه با همسن و سالان خود در ارتباط روزانه و رومزه باشد. تلفن زدن، شرکت در کلاسهای مختلف فرهنگی و هنری میتواند دراین زمینه کمک کند. حضور در مدرسه فرصت لازم و کافی را برای دوستیابی بچهها و بازی کردن آنها ایجاد نمیکند. باید شرایطی برای دوستیابی و بازیکردن بچهها با گروه همسالان ایجاد کرد تا آنها حد تعادلی میان دوست واقعی و تخیلی خود پیدا کنند. انتخاب دوست خیالی کودک در سن پنجسالگی با افزایش دامنه آشناییاش با افراد مختلف شکل دوست تخیلی خود را نیز تغییر میدهد. کودک در این سن، با رفتن به مهدکودک یا دوست شدن با گروه همسالان خود، یکی از آنها را که با او احساس دوستی بیشتری میکند بهعنوان دوست انتخاب میکند. این انتخاب منجر به این میشود که کودک در زمانی که دوست واقعی کنارش نیست، تصور کند که همراه با اوست و به این دلیل، بازیهای خود را در خانه با دوستی که در بیرون از خانه دارد در خیال خود ادامه میدهد.
همه مادر و پدرها در یک آرزو مشترک هستند و آن هم مودب بودن بچه هاست همه مادر و پدرها در یک آرزو مشترک هستند و آن هم مودب بودن بچه هاست.اما برای با ادب شدن بچه ها چه مقدماتی لازم است و به چه نكته هایی باید دقت داشت؟ شرایط محیطی و رفتاری كه منجر به مودب شدن بچه ها می شود چیست؟ بعضی از خانواده ها گاهی آنقدر به مودب بودن بچه های خود حساس می شوند كه به وادی افراط و تفریط كشیده می شوند و نمی دانند كه فرزند آنها در چه شرایط سنی قرار دارد و چه اقتضائاتی دارد؟ شاید بچه 8 ساله هنوز آداب مراسم ختم را نداند و... اما به مرور زمان و با شیوه های تربیتی و رفتار شماست كه باید درك كند، چه رفتاری مناسب كجاست. این ادب مقدمه عاقل بودن بچه ها و تقوا پیدا كردن آنها در دوران بعد از كودكی است. مودب بودن از همین فهم رعایت قانون شروع می شود. چرا كودكم فحش می دهد؟ یكی از علت ها فحاشی در كودكان كه محیط اطراف كودك، از پدر و مادر و خانواده گرفته تا اقوام و دوستان و تلویزیون و مهدكودك و... آنطور كه باید برای تربیت كودك مناسب نیست و روی رفتار كلامی او اثر می گذارد. علت دیگر فحاشی كودكان می تواند این باشد كه آنها نمی توانند خشم خود را كنترل كنند و فحش دادن در حقیقت، یك نوع ابراز خشم و پرخاشگری كلامی برای آنهاست، مانند مواردی كه كودكان در حالت خشم كتك كاری می كنند یا چیزی را پرتاب می كنند و كارهایی از این دست. در واقع این حالت برخوردی ناشی از ناتوانی در كنترل خشم در كودك است. الگویی به نام پدر و مادر هرچند الگوی اصلی رفتار كودك، پدر و مادر هستند اما این روزها بسیاری از برنامه های كودك، به جهت اینكه مختص دوره سنی خاصی تهیه نمی شوند و طیف گسترده ای از كودكان یكی دو ساله تا نوجوانان این برنامه ها را می بینند، ادبیات نامناسبی را به بچه ها منتقل می كنند. بازی های رایانه ای و كارتون ها هم گهگاه كلمات نامناسبی را به بچه ها آموزش می دهند. از سوی دیگر كودك شما ممكن است در مهدكودك یا حتی در جمع های فامیلی از دخترخاله و پسر دایی اش كلمات نامناسب را بیاموزد. دیدن فیلم ها و سریال های بزرگترها كه مختص سنین كودكی نیست هم، قطعا باعث بدآموزی ها و انتقال ادبیات نامناسبی به بچه ها می شود. فحاشی کودک برای نخستین بار یكی از مهم ترین جنبه های نیازهای روانی كودك، نیاز به جلب توجه اطرافیان و به خصوص پدر و مادر است. این نیاز به جلب توجه در مواردی مانند به دنیا آمدن فرزندی دیگر، اختلافات خانوادگی و... بیشتر هم می شود. پس دقت كنید كه اگر كودك متوجه شود كه از طریق فحاشی نمی تواند توجه شما را جلب كند. سعی كنید در مراحل ابتدایی، فحاشی فرزندتان را نادیده بگیرید اما اگر راهكار بی توجهی جواب نداد و در دفعات بعدی هم شاهد تكرار كلمه ناسزا از سوی فرزندتان بودید، چاره ای ندارید جز اینکه خیلی جدی با فرزندتان صحبت كنید. پدر و مادر الگوی بچه ها هستند اگر فحاشی در جمع بود اگر بی توجهی و تذكر به كودك جواب نداد و به هر صورت در جمعی خانوادگی یا دوستانه، كودك از كلمه نامناسبی استفاده كرد، پیش از هر چیز سعی كنید كنترل خود را حفظ كنید. به یاد داشته باشید كه همه كسانی كه در آن مهمانی هستند هم به هر حال به گونه ای با چنین مسئله ای مواجه شده یا خواهند شد. دستپاچه نشوید و به هیچ وجه سعی نكنید موضوع را لاپوشانی كرده یا عوض كنید. لبخند بزنید و پیش از اینكه دیگران چیزی بگویند بگویید: «امان از بچه های این دوره و زمانه، از هر جایی یك چیزی یاد می گیرند و بدون اینكه بفهمند استفاده می كنند». پس از این مرحله دقت كنید كه به هیچ وجه در حضور جمع با كودكتان تندی نكرده و او را تحقیر نكنید. وقتی كودك به فحاشی ادامه می دهد ممكن است شما همه توصیه های ما تا اینجا را هم به كار ببندید اما باز هم كودك شما به فحاشی ادامه دهد. در این صورت باید از راهكارهای تشویقی و تنبیهی مناسب برای اصلاح رفتار نامناسب او استفاده كنید. با كودك صحبت كنید و به او بگویید كه درصورت فحاشی و استفاده از كلمات نامناسب، او را تنبیه می كنید. این تنبیه باید با توجه به سن كودك و میزان اصرار او بر رفتار نامناسبش تعیین شود. می توانید پس از هر بار فحاشی از او بخواهید دقایقی به اتاقش برود و در آنجا تنها بماند تا مثلا زمان 5یا 10دقیقه ای سپری شود. یا می توانید درصورتی كه به رفتارش ادامه داد برای او محدودیت هایی درنظر بگیرید؛ مثلا از دیدن برنامه مورد علاقه اش محرومش كنید یا برنامه تفریح و پاركی را كه داشته لغو كنید. قلقک های مؤدبانه می توانید علاوه بر روشهایی که گفته شد، احترام لفظی و عملی به بچه ها از شیوه های دیگری هم استفاده كنید: * با روش نقاشی كردن شروع كنید و بعد از اینكه فرزندتان نقاشی كشید یا هر نوع اثر هنری را خلق كرد به او بگویید كه دوست دارد شما آن نقاشی را كجا بگذارید؟ چطور از آن مراقبت كنید؟ و... مهم است كه به حاصل تلاش او احترام بگذارید و به خودش هم یاد دهید كه مراقب زحمات خودش باشد. * در مورد بهترین و بدترین كارهای اعضای بدن كه می تواند انجام بدهد، از او سؤال كنید. * با هم چند قانون ساده برای آنكه رابطه تان خوب بماند تنظیم كنید و در اتاقی نصب كنید تا اگر كسی خلاف آن عمل كرد معلوم شود و تذكر بگیرد. * در اوقات فراغت تان مهمانی بگیرید یا مهمانی بروید، به خانه سالمندان سربزنید و... تا بچه ها ادب عملی شما را یاد بگیرند. * یكی از دلایل رفتار هر روزه خودتان مثل نماز، سلام كردن به دیگران و... را رعایت ادب بدانید و دلیل این كار را برای او توضیح بدهید. منبع:همشهری دو