شیخ اجل سعدی (علیه الرحمة فرموده): "حكيمان دير دير خورند و عابدان نيم سير و زاهدان سدّ رمق و جوانان تا طبق بر گيرند و پيران تا عرق بكنند اما قلندران چندان كه در معده جاى نفس نماند و بر سفره، روزى كس." مسألةٌ: شیخنا! کسی که بعد از هجده ساعت روزه گرفتن برای خدا (تأکید می کنم، صرفاً برای خدا)افطار كند به قرصي بربری و یک لیوان چای شیرین و صد و پنجاه گرم پنیر و چند دانه خرما و نیم کیلو حلوا و یک عدد زولبیا و چند تا بامیه و یک کاسه سوپ و یک پرس زرشک پلو با ران درسته و نیمی سینه مرغ و خود استخوان ران مرغ (در حد جویدن!) و مقداری سالاد و دو تا دلمه و یک گاز کوکوی سیب زمینی و چند لقمه الویه با نان باگت و دوباره کفگیری پلو با خورش بادمجان و نیمی پیاز و یک پارچ دوغ و بدون اینکه عرق کند دوباره کفگیری پلو با قیمه و بعد یک نوک قاشق مربای توت فرنگی و دو تا دانه انجیر از مربای انجیر و محض تفنن چند هورت ژله و بعد قاچی هندوانه و آنگاه پای تلویزیون تفننی کند (این را بعداً توضیح می دهم شیخنا!) که نزد اهل اسلام "افطار"ش صحیح بوده باشد و بعد از تفنن هم در خیال "شام" بوده باشد، چنین موجودی کدام است؟ حکیم؟ عابد؟ زاهد؟ جوان؟ پیر؟ قلندر؟ جاروبرقی؟ گاو؟ گاراژ؟! ... نه، بگو! این چه موجودی است؟ حالا هی برو توی گلستان بنویس" مایه عیش آدمی شکم است." پیام اخلاقی: این دهان بستی دهانی باز شد / تا خورنده لقمه های راز شد (مولانا) پیام غیراخلاقی: ببند اون گاله رو تو ماه مبارک!