سرود انترناسیونال ترجمهٔ احمد شاملو گفته میشود که تا امروز تنها دو ترانه یا سرود وجود دارد که بیش از هر آهنگ و سرود دیگری در جهان خوانده و شنیده شده است. اولْ آن بخش از سمفونی شماره ۹ بتهوون که سرودهایست از «شیللر» شاعر آلمانی به نام «انسانها» که بهصورت آواز جمعی یا کر میخوانند، و دوم سرود «انترناسیونال» که با «روز جهانی کارگر» در اولین روز ماه مه عجین شده است. «سرود انترسیونال» در اصل به زبان فرانسه است و شاعرش «اوژن پوتیه» [Eugén Pottier]. او در خانوادهای فقیر تولد یافت و تمام عمر خود را در فقر گذراند. شغل نخست او بستهبندی بود و بعدها بهعنوان قالبریز امرار معاش میکرد. در روزهای تشکیل کمون پاریس در سال ۱۸۷۱ میلادی «اوژن پوتیه» به عضویت کمون انتخاب شد، ولی بعد از یورش پلیس فرانسه در ۱۸ مارس آن سال و سقوط کمون، «پوتیه» مجبور شد به تبعید اول به انگستان و از آنجا به آمریکا برود. شعر مشهور «انترناسیونال» را او در ژوئن سال ۱۸۷۱ میلادی و در فردای شکست خونین ماه مهِ آن سال سرود. در ماه ژوئن سال ۱۸۸۸ میلادی، شش ماه بعد از مرگ «اوژن پوتیه» سرایندۀ این شعر، «پییر دوژیته» [Pierre Degeyter] که او نیز کارگر بود، با دستگاه ارگ بسیار سادهای که در خانه داشت ریتم و آهنگی بر این شعر گذاشت که «سرود انترناسیونال» نام گرفت. از ویژگیهای این آهنگ و سرود یکی هم آن است که برای اجرای آن نیازی به حضور نوازندگان و نواختن آلات و ادوات موسیقی نیست و همگان و ترجیحا در شکل گروهی آن میتوانند این سرود را بخوانند. ماه بعد از خلق آهنگ این سرود، در ژوئیه سال ۱۸۸۸ میلادی در یک گردهمایی از سوی روزنامهفروشان شهر «لیل» در فرانسه، نخسین اجرای کر «سرود انترناسیونال» به رهبری «پییر دوژیته» انجام شد و از آن پس، سرود پرولتاریا و کارگران همۀ کشورهای زمین شد. «سرود انترناسیونال» به تمامی زبانهای اروپایی و غیر اروپایی ترجمه شده. اینک ترجمه «احمد شاملو» که در شماره ۳۳ «کتاب جمعه» [ویژهنامۀ روز اول ماه مه]، به تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۹ خورشیدی به چاپ رسیده است. برگردان «شاملو» از متن فرانسه این سروده انجام شده است: برخیزید، دوزخیان زمین! برخیزید، زنجیریان گرسنگی! عقل از دهانۀ آتشفشان خویش تندر وار میغرد اینک! فورانِ نهائیست این. بساط گذشته بروبیم، بهپا خیزید! خیل بردگان، بهپا خیزید! جهان از بنیاد دیگرگون میشود هیچیم کنون، «همه» گردیم! نبرد نهائیست این. بههم گرد آئیم و فردا «بینالملل» طریق بشری خواهد شد. رهانندۀ برتری در کار نیست، نه آسمان، نه قیصر، نه خطیب. خود به رهائی خویش برخیزیم، ای تولید گران! رستگاری مشترک را برپا داریم! تا راهزن، آنچه را که ربوده رها کند، تا روح از بند رهائی یابد، خود به کورۀ خویش بردمیم و آهن را گرماگرم بکوبیم! نبرد نهائیست این. بههم گرد آئیم و فردا «بینالملل» طریق بشری خواهد شد. کارگران، برزگران فرقۀ عظیم زحمتکشانیم ما جهان جز از آن آدمیان نیست مسکن بیمصرفان جای دیگری است. تا کی از شیرۀ جان ما بنوشند؟ اما، امروز و فردا، چندان که غرابان و کرکسان نابود شوند آفتاب، جاودانه خواهد درخشید. نبرد نهائیست این. بههم گرد آئیم و فردا «بینالملل» طریق بشری خواهد شد. ■ از کتاب جمعه [ویژهنامۀ روز اول ماه مه]، ۱۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۹ خورشیدی